مشروح سخنرانی آیت الله فاضل لنکرانی - شب اول فجر 92

phoca thumb l 12-11-92-4«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ الصَّلَاةِ وَ السَّلَامُ عَلَى سَيِّدِنَا وَ نَبِيِّنَا وَ حَبِيبُ قُلُوبِنَا أَبِي الْقَاسِمِ مُحَمَّدٌ وَ عَلَى آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ الْمَعْصُومِينَ وَ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَی أَعْدائِهِمْ أَجْمَعِینَ»


ایام سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران است و سی و پنجمین سالگرد این نهضت مقدّس اسلامی است. امروز که روز دوازدهمین روز بهمن ماه است مصادف با ورود امام بزرگوار به این کشور بعد از دوران تبعید بیش از 15 ساله‌ای را که متحمّل شدند. در این مکان و مسجد، خانه‌ی خدا و مکان مقدّس ما گرد هم آمدیم تا نسبت به آنچه که واقع شده است یک یادآوری به یکدیگر داشته باشیم چه اتّفاقی در ایران رخ داد، امام چه حرکتی را و چه انقلابی را انجام داد، مردم چه حماسه‌ی بزرگ تاریخی را آفریدند و بعد از 35 سال ما در چه نقطه‌ای قرار داریم، به کجا رسیده‌ایم و مسیر آینده چیست؟ باید در این زمان مختصر من مطالبی را در این زمینه‌ها عرض کنم ولو این‌که مطالب، مطالبی است که کم و بیش در ذهن و فکر شما برادران بزرگوار است. یاد امام بزرگوار را، یاد شهداء گران‌قدر انقلاب را که همه‌ی ما مدیون آن‌ها هستیم، یاد مجاهدان و یاد علمای بزرگی که مجاهده کردند و در این انقلاب سهم بزرگی داشتند، یاد مرحوم آیت الله بنی فضل که در این مسجد خاطره‌های بسیار زیادی را شما مؤمنین از ایشان در مورد انقلاب دارید، یاد همه‌ی این‌ها را ما گرامی می‌داریم. اوّلین نکته‌ای که باید به آن توجّه کنیم این است که این ایران ما و کشور ما در قبل از انقلاب در اختیار چه کسانی بود و چه افرادی بر این کشور حکومت می‌کردند. همه‌ی ما می‌دانیم امروز هیچ ایرانی وجود ندارد که این مطلب را نداند که قبل از انقلاب رضا خان و فرزند او (علیهم اللّعنة و العذاب) دست‌نشانده‌ی قدرت‌های استکباری در ایران ما بودند. امروز هیچ کسی نمی‌تواند در این مسئله کوچکترین تردیدی کنند که حاکمان وقت این ایران در آن زمان دست‌نشانده‌های یهودی‌ها و غیر مسلمان‌ها بودند و نتیجه این است که ما در قبل از ایران کفّار بر ما حکومت می‌کردند ولو یک رئیس به حسب ظاهر مسلمان روی کار آورده بودند، امّا تمام نقشه‌ها و دستورات از کفّار اخذ می‌شد. حکومت ایران تحت سلطه‌ی کفّار بود و این یک مطلبی بود که بر خلاف دین ما و بر خلاف قرآن ما است. قرآن یکی از دستورات اکیدی که به مسلمان‌ها داده است این است که مسلمان‌ها هیچ وقت کفّار را سرپرست خود قرار ندهید. قرآن به مسلمان‌ها دستور داده است که بیگانگان یهود و نصارا و غیر مسلمان‌ها را مسلّط بر خود نکنید. شما مسلمان هستید، مسلمان تحت ولایت خدا است، تحت ولایت رسول خدا است، تحت ولایت امیر المؤمنین (علیه السّلام) است. شما ببینید در آیات قرآن می‌فرماید «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى‏ أَوْلِياءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ» ‏ این یک دستور قرآنی است. می‌فرماید ای کسانی که ایمان آوردید یهود و نصارا را ولیّ خود قرار ندهید. اگر این کار را کردید شما هم از آن‌ها می‌شوید یعنی شما هم از ربقه‌ی اسلام خارج می‌شوید. ببینید در قبل از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران یک چنین مسئله‌ای بر کشور ما بوده است، حالا ما مسئله‌ی ظلم‌ها، مسئله‌ی فسادها، جنایت‌های حکومت طاغوت را اگر کنار بگذاریم همین مسئله آیا قبل از انقلاب ایران کفّار بر این مملکت حکومت داشتند یا نه؟ این یک سؤالی است ما باید به نسل امروز این مسئله را منتقل کنیم. امروز به برکت انقلاب 35 سال است که اسلام حاکم بر این مملکت است، قوانین اسلام حاکم بر این مملکت است. قرآن می‌فرماید مسلمان‌ها اگر کفّار ولیّ و سرپرست شما شوند شما هم از آن‌ها می‌شوید، شما هم از داخل اسلام خارج می‌شوید. «لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرينَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ سَبيلاً»  ببینید چقدر این دین دین زیبا، دینی است که به پیروان خود عزّت می‌دهد. می‌فرماید اگر شما مسلمان هستید کافر نباید بر شما سلطنت داشته باشد. این قانون قرآنی از کوچکترین سلطنت شروع می‌شود. چرا یک زن مسلمان نمی‌تواند یک شوهر کافر داشته باشد؟ چرا؟ حالا اگر این شوهر کافر آدم خوبی هم به حسب ظاهر باشد، آدم به قول ما نجیبی هم باشد، امّا اسلام اجازه نمی‌دهد یک انسان مسلمان، یک زن تحت ولایت مردی قرار بگیرد که آن مرد کافر است. از این نقطه‌ی کوچک آغاز می‌شود تا به حکومت برسد. جامعه‌ی مسلمین، کشور اسلامی، منابع اسلامی، سرمایه‌های اسلامی، جوان‌های اسلامی، این‌ها نباید در اختیار کفّار قرار بگیرند. کفَّار نباید بر این‌ها سلطنت داشته باشد. امام این اصل قرآنی را به خوبی فهمیده بود، امام معتقد بود به این‌که واجب است انسان سلطنت کفّار از روی مسلمان‌ها بردارد. حالا اگر در یک جایی شما امروز کشورهای اسلامی را ببینید اکثر آن‌ها تحت سلطنت کفّار قرار دارند. مقدّرات آن‌ها در اختیار آن‌ها نیست، منابع آن‌ها در اختیار آن‌ها نیست. آیا آن‌ها عزّت دارند؟ این یک مطلب بسیار مهمی است که ما باید در مورد انقلاب به آن توجّه کنیم. مطلب دوم این است که اساساً دین اسلام یک توجّه خاصّی به مردم دارد هر کسی که کوچکترین آشنایی با دین اسلام داشته باشد هیچ دینی مثل دین اسلام توجّه به مردم ندارد، حتّی ادیان آسمانی گذشته یهودیّت، مسیحیّت، امّا دینی که به مردم توجّه دارد. خدای تبارک و تعالی در قرآن ببینید چقدر راجع به ناس یعنی مردم توجّه کرده است. می‌فرماید این کتاب را «هُدىً لِلنَّاسِ»  من برای مردم فرستادم. «هذا بَصائِرُ لِلنَّاسِ»  این قرآن بصائر برای مردم است. «إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ»  فضل و رحمت خدا بر مردم است. «إِنَّا أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ لِلنَّاسِ» ، «هذا بَلاغٌ لِلنَّاسِ»  انسان وقتی قرآن را می‌بیند، می‌بیند خدای تبارک و تعالی و این دین به مردم خیلی توجّه دارد. امام (رضوان الله تعالی علیه) چون تربیت شده‌ی این دین بود، امام چون این دین را به خوبی و بهتر و قوی‌تر از دیگران فهمیده بود. احساس تکلیف کرد که باید به داد این مردم رسید، حقوق این مردم دارد از بین می‌رود، اسلام آن‌ها از بین می‌رود، عزّت آن‌ها از بین می‌رود، هویّت آن‌ها از بین می‌رود. واقعاً انقلاب همان‌طوری که نجات دین بود، نجات مردم ایران بود. امام آمد مردم را، البتّه با کمک مردم، با حضور مردم، با پشتیبانی مردم نجات داد و واقعاً امام حق بزرگی بر همه‌ی ما و بر این نسل و نسل‌های آینده‌ای که در این کشور می‌آیند دارند. اگر این انقلاب نشده بود مردم در چه وضعی بودند از جهات دینی، از جهات اقتصادی، از جهات استقلال، از جهات سیاسی چیزی برای مردم باقی نگذاشته بودند. شما ببینید امام راجع به مردم چه تعابیری دارد، این تعابیر امام تمام برگرفته‌ی از روح دین است. می‌فرماید انقلاب شکوهمند اسلامی دستاورد میلیون‌ها انسان ارزشمند و هزاران شهید جاوید آن و آسیب دیدگان عزیز، این شهیدان زنده است و مورد امید میلیون‌ها مسلمان و مستضعفان جهان است. توجّه به مردم، امام می‌گوید این انقلاب برای مردم است، از مردم جوشیده شده است، برای مردم است. گاهی اوقات در بعضی از عبارات خود می‌فرمایند مهم این است که انقلاب اسلامی، اسلامی است، به دست مردم صورت گرفته است، مردم انقلاب کردند، مردم باید آن را به آخر برسانند، مردم قیام کردند تا این‌که می‌فرمایند مردم باید پای کاری که کردند بایستند. هر چه عمل بزرگ باشد دشمن آن بیشتر است. به مردم می‌فرمایند این انقلاب برای شما است نه برای یک گروه خاص، نه برای یک اشخاص، نه برای یک جناح.
امروز یکی از آفت‌ها و آسیب‌های بزرگ انقلاب این است که یک گروهی فقط خود را انقلابی می‌دانند، فقط خود را در راه صحیح دین می‌دانند و بخش عظیمی از جامعه را جدای از انقلاب و جدای از دین می‌دانند، این برخلاف فکر امام است. امام معتقد بودند همه‌ی مردم این کشور، این‌ها نسبت به این انقلاب حق دارند. معتقد بودند که مردم این کشور، اکثریّت مردم این کشور برای اسلام قیام کردند، همه باید در دایره‌ی این انقلاب و در میدان این انقلاب باشند. ما حق نداریم امروز بیایم این انقلاب را برای خود یا جناح خود یا گروه خود مصادره کنیم. همان‌طوری که یک عدّه‌ای در زمان‌های گذشته قضیه‌ی حضرت حجّت (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) را و قضیه‌ی مهدویّت را (صلوات) آن‌ها برای خود مصادره می‌کردند، متأسّفانه الآن هم هنوز هستند. هنوز هم کم و بیش می‌گویند ما با امام زمان ارتباط داریم اصلاً تصریح می‌کنند، امّا بقیّه ارتباط ندارند. امام زمان امام همه‌ی ما است، اصلاً فقط امام مسلمان‌ها نیست، امام همه‌ی انسان‌ها است. همان‌طوری که رسول خدا پیامبر همه‌ی انسان‌ها تا روز قیامت است. امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) هم امام همه‌ی ما است نه یک اشخاص خاص، نه یک گروه خاص. باید این جنبه که انقلاب روی دوش همه‌ی مردم است. انقلاب مرتبط به همه‌ی اقشار ملّت است. شما ببینید من از چیزهایی که فراموش نمی‌کنم و امام (رضوان الله تعالی علیه) همیشه می‌فرمودند همه‌ی اقشار ملّت، این کلمه اصلاً شاید در سخنرانی نبود که امام این کلمه را نفرمایند همه‌ی اقشار ملّت، حتّی نمی‌فرمودند که کسانی که فقط من را قبول دارند نه، می‌فرمودند همه‌ی اقشار ملّت. کسانی که فقط این گروه را قبول دارند، این جنبه‌ی انقلاب که انقلاب روی دوش همه‌ی مردم است باید حفظ شود، کسی حق ندارد که انقلاب را به نفع خود منحصر کند و بخواهد چاشنی دینی هم به آن بزند و بگوید من بر اساس ادّله‌ی دینی معتقد هستم ما فقط در مسیر امام هستیم و دیگران نیستند، این فکر هم فکر غلطی است. مسیر امام یک مسیر روشنی است، همان مسیری است که رهبری معظّم انقلاب حضرت آیت الله خامنه‌ای (دام ظلّه العالی) دنبال می‌کنند و ترسیم شده است، مسیر خیلی مسیر روشنی است. کسانی که اصل این نظام جمهوری اسلامی را قبول دارند، کسانی که ولایت فقیه که عمده‌ترین ماده‌ی قانون اساسی است قبول دارند. این دو ملاک وقتی که باشد ما باید بگوییم این‌ها در دایره‌ی انقلاب هستند. نیاییم منحصر کنیم که منحصر کردن سبب می‌شود به این انقلاب آسیب بزنیم. انقلاب برای همه‌ی مردم بوده است، روی دوش همه‌ی مردم است تا آخر هم باید طبق تصریحی که امام فرموده است همه باید پای این انقلاب باشند و بایستند. از نکات مهمی که در دین ما وجود دارد توجّه به مردم است. امام در مورد مستضعفین اين تعبير را دارند كه بسيار تعبير عجيبي است. يك فقيه، يك مرجع تقليد اين تعبير را بيان كند گمان نمي‌كنم عبادتي بالاتر از خدمت به محرومين وجود داشته باشد. ببينيد چقدر قلب امام براي محرومين مي‌تپيده و متوجّه محرومين بوده است. كدام رهبر سياسي را ما در ميان انقلاب‌ها سراغ داريم كه اين‌قدر نسبت به محرومين توجّه داشته باشد، امام بود و اين هم ريشه‌ي ديني دارد. در دين ما نسبت توجّه به محرومين، نسبت به برآورده كردن نياز مستضعفين چقدر تأكيده شده است و امام بر همين اساس و بر همين فكر ديني توجّه به محرومين. در قبل از انقلاب روز به روز داشت محروميّت در اين كشور بيشتر مي‌شد، فقر بيشتر مي‌شد، گسترده‌تر مي‌شد، البتّه الّان هم نمي‌خواهيم بگوييم فقر نيست، محروميّت نيست، امّا اگر اين نظام و انقلاب نبود، چه بود و الّان چه است. بالاخره امروز قوانيني كه در اين كشور دارد مطرح مي‌شود از آن نقاط مهم ايران تا آن نقاط دوردست مورد توجّه قرار مي‌گيرد. ‌چقدر بعد از انقلاب به روستا‌ها، مناطق محروم رسيدگي شد، البتّه باز هنوز يك مقدار باقي مانده و بايد تلاش شود. حكومت اسلامي بايد به محرومين توجّه داشته باشد. دولت اسلامي زماني موفّق است كه به محرومين توجّه داشته باشد. اگر بگوييم يك دولتي فقط می‌گويد من مي‌خواهم در جنبه‌ي سياسي كار كنم اين نمي‌تواند موفّق باشد، بايد در همه‌ي جنبه‌ها و امروز بحمد الله اين دولت با اين شعارهای خوبي كه داده است و حركت‌هايي كه آغاز كرده است اميدي را براي روحانيّت، براي مردم ايجاد كرده است كه در همه‌ي ابعاد تلاش كند و ما همين‌جا از دولت محترم مي‌خواهيم كه علاوه‌ی ‌بر موفّقيّت‌هايي كه در جنبه‌هاي سياسي دارد پيدا مي‌كند، علاوه‌ی بر توجّهي كه به حماسه‌ي اقتصادي دارد و اين دو امر مهمي كه مورد نظر رهبري بوده است يعني حماسه‌ي سياسي و اقتصادي را دارد دنبال مي‌كند، امّا حماسه‌ي فرهنگي يك امر مسلّم دائمي هميشگي ما است. ما در فرهنگ نبايد غفلت كنيم. جامعه‌ي ما ولو به بركت انقلاب، بلوغ آن و رشد آن بسيار خوب بوده است، امّا بايد جهات فرهنگي امروز براي نسل جوان ما كار شود، سياست‌گذاري شود. پس يكي از مسائل مهم توجّه به مردم است، توجّه به محرومين است، توجّه به مستضعفين است. نكته‌ي ديگري كه من مي‌خواهم در اين‌‌جا عرض كنم، ببينيد مسئله‌ي مردم و حكومت يك مسئله‌ي طرف عیني است. اگر مردم يك حضور آگاهانه و يك نظارت دائمي بر جريان‌هايي كه در كشور مي‌گذرد، در حكومت مي‌گذرد داشته باشند و اگر حكومت هم از خواسته‌هاي مردم مراقبت كند، اميرالمؤمنين مي‌فرمايد وقتي اين دو طرف قضيه محقّق شود، عزّت اين مردم به دنبال آن است. ببينيد مردم ما، شما كه حالا جمع زيادي از شما، از خانواده‌هاي معظّم شهدا هستيد با تقديم شهدا، با مجاهدت‌ها، با ايثارگري‌ها، جانبازان عزيز هر كسي كه در این انقلاب يك سهمي داشته است، اين انقلاب به بار نشسته است. 35 سال از عمر اين مولود مبارك مي‌گذرد، امروز چه تحوّلي اين انقلاب در سطح بين ‌المللي ايجاد كرده است. قبلاً قبل از انقلاب اصلاً ايران در دنيا براي مردم دنيا، خيلي از آن‌ها اسم ايران را نشنيده بودند، اسم مكتب شيعه را نشنيده بودند، امّا امروز ايران همه جا مطرح است. مهم‌ترين حوادث بين ‌المللي امروز یک سمت آن مربوط به ايران مي‌شود. حضور بسيار سرنوشت‌ساز ايران امروز در سطح بين ‌المللي دارد. وقتي ما توجّه مي‌كنيم که بعد از 35 سال به کجا رسيديم، مردم ما، خون‌هاي شهداي ما، اين‌ها طوري تأثيرگذار شدند كه حاكمان دنيا را وادار كرده كه در مقابل اين انقلاب ايران چه كنيم. امروز صدها مركز در دنيا براي از بين بردن انقلاب ايران مشغول فعّاليّت است، صدها مركز علمي، مراكز سياسي كه بيش از اين‌ها است، مراكز علمي آن‌ها دارند كار مي‌كنند اين انقلاب چطور شد به وجود آمد، چطور شد تا حالا باقي مانده است، به بركت دين بوده است؟ به بركت اهل بيت بوده است؟ چه كنيم اهل بيت را از اين‌ها بگيريم، دين را از اين‌ها بگيريم، بين مردم و دين فاصله بيندازيم، تلاش خيلي زيادي دارد مي‌شود. دشمني‌ها امروز با نظام ما صدها برابر اوّل انقلاب شده است. اين مي‌طلبد كه ما واقعاً حضور قوي‌تر داشته باشيم، اين مي‌طلبد به اين‌كه ما وظيفه‌ي خود را براي حفظ اين نظام مبارك و نظام مقدّس ادا كنيم. بايد چه كار كنيم؟ امروز نبايد يك انسان ايراني، يك مسلمان بگويد حالا يك انقلابي كرديم، وظيفه‌ي خود را انجام داديم تمام شد نه، دنيا دنبال اين است كه نسبت به ايران آن دشمني‌هاي خود را بيشتر كند. هر روز هم مي‌بينيد يك ميز كذايي براي خود براي حمله‌ي به همه‌ جاهاي‌ دنيا درست كردند. وحشي‌گري كه ميز نمي‌خواهد، تهديد كه ميز نمي‌خواهد، ميز براي عقل و فكر و منطق است. آن كسي كه مي‌آيد دائماً تهديد مي‌كند، اين خوي وحشي‌گري او، خوي سبوعیّت او، دشمني‌ او است و البتّه اين‌ها براي ما روشن است. باز نبايد بياييم بگوييم اين‌ها امروز اين حرف را زدند، اين حرف هم نزنند مسلّم این‌ها دنبال وحشي‌گري خود هستند تصريح كردند. تا يك مدّتي مي‌گفتند بايد اين حكومت از بين برود، ما برگرديم به شعارها و سياست‌هاي دهه‌هاي قبل از ‌اين دهه، دهه‌ي اوّل انقلاب و دهه‌ي دوّم انقلاب اساس برنامه‌ي آن‌ها اين بود كه اين حكومت اسلامي بايد از بين برود. ديدند موفّق نشدند، هر توطئه‌اي كردند براي اين‌كه بين مردم و حكومت جدايي ايجاد كنند موفّق نشدند. منتظر شدند مردم در صحنه‌هاي حساس حضور پيدا نكنند، ديدند مردم حضور پيدا كردند، گفتند ديگر نمي‌شود حكومت را از بين برد، به دنبال استحاله‌ی فرهنگي، شبيخون فرهنگي اين مسائل افتادند كه البتّه دارند اين مسئله را دنبال مي‌كنند. الآن حرف آن‌ها اين است نگذاريد پيام اين انقلاب از چارديواري ايران خارج شود. همه‌ي همّت خود را روي اين معطوف كردند، دنبال اين هستند كه صداي انقلاب در كشور‌هاي اروپايي و در كشور‌هاي آمريكايي نرود، در كشور‌هاي اسلامي كه از همان اوايل انقلاب صداي انقلاب پيچيد. حركت‌هايي هم كه شد يك مقداري معلول او بود، امّا دنبال اين هستند كه واقعاً مردم ديگر دنيا پيام اين انقلاب را دريافت نكنند. براي مقابله‌ی با اين توطئه بايد چه كرد؟ بايد قدر اين انقلاب را بيشتر دانست، محكم همان‌طوري كه امام فرمود ما بايد تا آخر پاي كار بايستيم. اين تعبير، تعبير امام است، آن مردي كه هر كلام او براي ما حجّت بود و هر لفظ او و كلمه‌اي از كلمات او براي ما اعتبار داشت، به عنوان يك رهبر، به عنوان يك مرجع به همه‌ي مردم يك تكليف دائمي كرده است كه اين انقلاب را بايد حفظ كنيد، همه وظيفه دارند، براي اين‌كه امروز اسلام با اين انقلاب و با این نظام گره خورده است. تنها ديني كه رابطه‌ي بين مردم و حكومت را به زيباترين نحو ترسيم كرده اسلام است. تمام مكاتب ديگر وقتي شما ملاحظه مي‌كنيد تمام احزاب، گروه‌ها در هر نقطه‌اي از نقاط دنيا يك مقداري از مردم را متوجّه خود مي‌كنند براي اين‌كه به قدرت برسند، بعد هم كه به قدرت رسيدند براي منافع دنيوي خود و اميال خود استفاده كنند. امّا اسلام اين است؟ امّا اسلام آمد اين‌طور مطرح كرد؟ خير در اين خطبه‌ي دویست و شانزدهم نهج ‌البلاغه، ببينيد اميرالمؤمنين چه تعابيري دارد. مي‌فرمايد  «جَعَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ لِي عَلَيْكُمْ حَقّاً بِوِلَايَةِ أَمْرِكُمْ» خدا يك حقّي براي من قرار داده است كه من ولايتی بر شما داشته باشم، يك حقّي هم بر شما بر من قرار داده است «وَ لَكُمْ عَلَيَّ مِنَ الْحَقِّ مِثْلُ الَّذِي لِي عَلَيْكُمْ» يعني در مورد مردم و حكومت يك حقّي حاكم بر مردم دارد، يك حقّي هم مردم بر حاكم دارند. ببينيد چقدر اين تعبير مهّم است، معناي آن اين است كه اين دو از هم جدا شدني نيست، معناي آن اين است كه وقتي حكومت اسلامي تشكيل شد، كسي ديگر نمي‌تواند بيايد بگويد آقا حالا ديگر كاري با مردم نداريم، حالا ما بايد حكومت كنيم نه اين حكومت بايد رعايت حق مردم در آن شود، بايد خواسته‌هاي مشروع، توقّعات مردم، اجراي عدالت، اين‌ها از چيزهايي است كه مردم انتظار دارند، دين هم به اين‌ها سفارش كرده است، اين‌ها بايد مطرح شود. كدام مكتبي داريم كه بيايد يك چنين ترسيمي كند، بفرمايد مردم شما يك حقّي داريد، حاكم بر شما هم حق دارد و اگر اين دو كنار هم قرار بگيرد آن‌ وقت مي‌فرمايد «فَجَعَلَهَا نِظَاماً لِأُلْفَتِهِمْ وَ عِزّاً لِدِينِهِمْ»  ببينيد چقدر دفاع از حكومت اسلامي و جمهوري اسلامي براي خود شما و خود ما و نسل‌هاي آينده‌ي ما اثر دارد. مي‌فرمايد اين عزّت براي دين شما است يعني می‌خواهيد دين شما برقرار بماند «فَلَيْسَتْ تَصْلُحُ الرَّعِيَّةُ إِلَّا بِصَلَاحِ الْوُلَاةِ» اگر مردم بخواهند اصلاح شوند اوّل مي‌فرمايد مسئولين بايد خود را اصلاح كنند. اگر مردم بخواهند متديّن باشند اوّل بايد مسئولين متديّن باشند، اگر مردم بخواهند دنبال تجمّل‌گرايي و دنيا طلبي و اين‌ها نروند اوّل بايد مسئولين دنبال تجمّل‌گرايي و دنيا‌ طلبي نروند. ببينيد اين چه رابطه‌ي زيبا و دقيقي را بين مسئولين و بین مردم دارد ترسيم مي‌كند «فَلَيْسَتْ تَصْلُحُ الرَّعِيَّةُ إِلَّا بِصَلَاحِ الْوُلَاةِ وَ لَا تَصْلُحُ الْوُلَاةُ إِلَّا بِاسْتِقَامَةِ الرَّعِيَّةِ » مسئولين چه زماني صالح هستند؟ در صورتي كه مردم نظارت دقيق بر آن‌ها داشته باشند. باز شما برويد كلمات امام را ببينيد، امام فرمود اگر يك روزي ديديد در اين كشور يك قانوني بر خلاف اسلام مطرح شد فرياد بزنيد، اگر ديديد يك مسئولي كمترين انحراف را دارد از اسلام پيدا مي‌كند آرام ننشينيد، ساكت ننشينيد. اين ريشه در كلمات امير المؤمنين دارد «وَ لَا تَصْلُحُ الْوُلَاةُ إِلَّا بِاسْتِقَامَةِ الرَّعِيَّةِ فَإِذَا أَدَّتْ الرَّعِيَّةُ إِلَى الْوَالِي حَقَّهُ وَ أَدَّى الْوَالِي إِلَيْهَا حَقَّهَا عَزَّ الْحَقُّ بَيْنَهُمْ» وقتي مردم صالح باشند، حكومت هم صالح باشد حق پيروز مي‌شود «وَ قَامَتْ مَنَاهِجُ الدِّينِ» بعد در دنباله‌ي آن كه در همين خطبه‌ي 216 نهج ‌البلاغه است مي‌فرمايد آن موقع، موقعي است كه دیگر دشمنان و كفّار دندان طمع خود را از آن مردم مي‌كنند و جدا مي‌كنند. چه زماني آن‌ها طمع دارند؟ يا مردم در اصلاح نباشند يا مسئولين در صلاح و اصلاح نباشند، امّا اگر ديدند كه هر دو در مسير صلاح قرار گرفتند ديگر كفّار و اجانب، این‌ها قطعيّت مي‌كنند، قطع طمع مي‌كنند، ديگر از تصرّف این‌ها و دخالت اين‌ها مأيوس مي‌شوند. ما بايد هميشه اهداف مقدّس امام در جلوي ديدگان مردم و مسئولين باشد، نبايد فقط بگوييم مطالب امام را، وصيّت‌‌نامه‌ي امام را بايد مسئولين بخوانند نه هم مردم و هم مسئولين. باید دلسوزی نسبت به روند انقلاب همه داشته باشیم. واقعاً امروز همان‌طوری که امام و رهبری فرمودند و می‌فرمایند اختلاف، ایجاد اختلاف، انگ زدن‌ها، از میدان خارج کردن‌ها این‌ها روش اسلام و روش انقلاب و امام نیست.
امروز یکی از اساسی‌ترین مسئله و ضروری‌ترین نیازهای جامعه‌ی ما مسئله‌ی وحدت است. وحدت بین مسلمین، وحدت بین اقشار مختلف این یک مسئله‌ی اساسی است و اگر دشمن بخواهد وارد شود می‌تواند از همین راه‌ها وارد شود ایجاد اختلاف و جدا کردن صف‌ها از یکدیگر.... مکرّر رهبری فرمودند اختلاف نظرها، اختلاف دیدگاه‌ها وجود دارد، باید باشد. انتقاد باید باشد، امّا وقتی بخواهد مسئله‌ی تخریب مطرح شود فرقی نمی‌کند این گروه بخواهد آن گروه را تخریب کنند یا بالعکس این را ما به عنوان یک طلبه داریم روی آن بحث می‌کنیم، نمی‌خواهیم از یک گروه خاصّی دفاع کنیم این هم درست نیست. ما به عنوان یک خط مشی صحیح دینی بگوییم انقلاب باید با حفظ وحدت و به تعبیر امیر المؤمنین با استقامت رعیّت باید پیش رود. این شرط اساسی است باید ببینیم امروز توطئه‌های دشمن چیست، ببینیم فرمایش رهبری و آن خطوط کلّی که رهبری برای جامعه‌ی مسلمین ترسیم می‌کنند این‌ها چیست این‌ها را دنبال کنیم، این‌ها را مورد هدف قرار دهیم.
پایان