مشروح سخنرانی آیت الله بهاء الدینی - شب پنجم فجر 92

16-11-92-3بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏
الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ  عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَ عَلَى آلِهِ آلِ اللَّهِ وَ اللَّعْنُ الدَّائِمُ ‏عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَعْدَاءِ اللَّهِ مِنَ الْآنَ إِلَی يُوْمِ لِقَاءِ اللَّهِ»
 بعضی‌ها می‌گویند که اسم اعظم را کسی نمی‌شناسد. ظاهراً اسم اعظم پیدا شده است. همین آیت الله و حجة الاسلام و این‌ها که همه به دنبال آن هستند. یکی از علمای محترم و مبرّز یکی از شهرهای استان فارس، جهرم آیت الله شب زنده‌دار نامه‌ای به آقای حق شناس نوشته بودند و در آن نامه خطاب به ایشان نوشته بودند، حضرت آیت الله آقای حق‌شناس.

ایشان در جواب نامه‌ی آیت الله شب‌زنده‌دار مرقوم فرموده بودند که این عنوان مخصوص مراجع بزرگوار است و اگر بنا باشد بر هر کسی اطلاق شود «إذَاً لَخَرَجْتِ الْأَسْمَاءِ عَنْ مَعَانِيهَا» (صحبت‌ متفرقه) ببینید دهه‌ی فجر است. ما یک نگاهی به این صد ساله‌ی اخیر یا صد و چند ساله‌ی اخیر بیندازیم، حرکت بیدارباش گونه‌ی مرحوم سیّد جمال الدّین اسدی آبادی را که همه خواندیم، خواندید می‌دانیم به مجرّد شروع این حرکت، شما می‌بینید در قبال این حرکت توسّط انگلیسی‌ها حرکاتی شروع می‌شود و ادیانی ساختگی تولید می‌شوند به جامعه تزریق می‌شوند. در ایران ما بهائیّت، در بین فرقه‌ی اسماعیلیّه‌ که از فِرق شیعه محسوب می‌شوند، آقاخانیّت آقا خان محلاتی، در بین اهل سنّت پاکستان قادیانیّت و در کشورهای عربی وهابیّت این حرکتی در قبال حرکت بیداری سیّد جمال الدّین اسدی آبادی بود که شیخ محمّد عبدو و دیگران را به دنبال داشت و رشید رضا و بعد هم سیّد قطب و آن جریاناتی که در جهان اهل سنّت به وجود آمد. منتها سیّد جمال به سراغ سلاطین می‌رفت. مشرب انبیاء این نبوده است. به سراغ سلاطین می‌رفت، می‌خواست این‌ها را آدم بکند. خوب اگر این‌ها می‌خواستند آدم بشوند که سلطان نمی‌شدند. اگر هم بخواهند آدم بشوند باید دست از سلطنت بردارند و برنمی‌دارند. این اشتباه سیّد جمال بود. این را که عرض می‌کنم چون کاری به آن ندارم.
از سال 40، 41 نهضت امام شروع شد، خود من شاهد این نهضت را بودم. شاید یکی از مراکزی که اقدام می‌شد در خانه‌ی خود ما بود و من از همان وقت این جریان را شاهد بودم. 12 محرّم شاید من یک بچّه‌ی 11 ساله آمده بودم یک ابو الفضل یخی بود، یک جایگاهی داشت یخ می‌فروخت. آن روز را تعطیل کرده بود، من روی آن نشسته بودم و می‌دیدم که زن‌های قم ما چه حرکتی را ایجاد کردند. جلوتر از مردها بودند. واقعیتی است. تظاهرات آن روز و آن زمان جلوی چشم من الآن دارد رژه می‌رود، دارم می‌بینم. خوب امام نهضت را آغاز کرد امّا به سراغ سلاطین نرفت. حرکتی که انبیاء داشتند. امام از توده‌ها شروع کرد. از همین بازار و بیابان و خیابان و همین بچّه‌های خود ما. شروع کرد و این حرکت آغاز شد و خوب آیا استکبار آرام نشست؟ نه. در قبال حرکت امام یک بخشی از آن حرکت صد و چند ساله‌ی قبل را که وهابیّت باشد، استکبار شروع به توسعه‌ی آن کرد. شروع به توسعه‌ی آن کرد و الآن می‌بینید انشعابات مختلف به عنوان طالبان، به عنوان القاعده، به عنوان داعش و گروه‌های مختلفی که دارند اقدام می‌کنند برای مقابله‌ی با این حرکتی که به نام تشیّع، به نام شیعه، به نام امام، به نام ایران از این سرزمین آغاز شده است که داعیه‌ای دارد و داعیه‌ی آن آزادی انسان‌ها از اسارت است. آمده است تا همه را آقا بکند و این قاعده‌ی «لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ» ‌ را در جهان اجرا بکند. محدود به شما هم نیست. محدود به ایران هم نیست. «مَنْ أَصْبَحَ لَا يَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِينَ فَلَيْسَ مِنْهُمْ (نَحوَ المُسلُمين‏) وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلًا يُنَادِي يَا لَلْمُسْلِمِينَ فَلَمْ يُجِبْهُ فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ (نَحوَ المُستَضعَفین)» ‌ هر آن کسی که مظلوم است، هر آن کسی که دادخواهی می‌کند، هر کجا باشد منتها در آن حیطه‌ای که ما قدرت داریم. قدم بر‌می‌داریم، به یاد ما باشد که مرزهای ممالک برای آن‌ها محترم است. آب، خاک، هوا، دریا، فضا محترم است و هیچ مداخله‌ای در آب و خاک‌ها نداریم امّا با جان مردم کار داریم. انقلاب ما انقلابی نیست که محدود به ایران باشد. یک فکر است، یک مکتب است. داعیه دارد. برای همه آمده است. حالا این مکتب را ما بخواهیم نگه بداریم باید چه کار بکنیم؟ مسئله‌ای که واقعاً مردم ما باید در آن دقّت بکنند، مسئله‌ی نان، آب، اقتصاد این‌ها را قبول دارم امّا می‌خواهم یک حرف دیگری بزنم متأ‌سّفانه همه‌ی بحث‌ها به بحث نان و آب و خاک و مسائل این چنینی کشیده شده است نه آن‌ها هم است امّا برتر از آن‌ها ما اهدافی داریم یا نه؟ اگر بخواهیم برای دنیا پیام داشته باشیم، باید بمانیم. اگر بنا است بمانیم، باید وحدت خود را حفظ بکنیم. باید یک پارچگی خود را حفظ بکنیم. معنای حفظ یک پارچگی این نیست که همه یک فکر بشویم، یک سلیقه بشویم نه در عین اختلاف ما می‌توانیم وحدت داشته باشیم. چرا؟ چون اختلاف در مقابل وحدت نیست، تباغض در قبال وحدت است. تعاند در قبال وحدت است. تحاسن در قبال وحدت است. هر قومی، طایفه‌ای اگر به جایی رسیده است از همین بگو و مگوهای علمی بوده است. از همین بگو و مگوهای اجتماعی بوده است.
یک موقعی آن زمانی که حزب الله داشت در لبنان جان می‌گرفت، شیخ محمّد مهدی شمس الدیّن رئیس مجلس اعلای شیعیان لبنان خدمت امام آمد. طبق نقلی که برای من گفتند، گفت آقا اختلاف. امام فرمودند اختلاف کم بد است، زیاد آن خوب است. در دانشگاه‌ها، در حوزه‌ها هر کسی به هر جایی از تعالی رسیده است به واسطه‌ی همین بگو مگوها بوده است. مشکلی ندارد بنشینیم با هم حرف بزنیم. مشکلی ندارد این او این را رد بکند، او این را نقد بکند. ببینید این همه فرضیه در دنیا دارد به طور دقیقه‌ای تولید می‌شود و شکسته می‌شود. این همه ما طلبه‌ها در مدرسه می‌نشینیم با هم مباحثه می‌کنیم او، او را رد می‌کند، او، او را رد می‌کند، مگر با او دعوا می‌کند؟ امام به آقای شمس الدّین گفته بود که اختلاف که بد نیست، معنای «اخْتِلَافُ أُمَّتِي رَحْمَةٌ»  است. بله اختلاف که بد نیست، تخاصم بد است. تعاند بد است. تخاذل بد است. این‌که من با او خصومت بکنم، او با من خصومت بکند. اولیاء خدا تشنه‌ی وحدت بودند.
امیر المؤمنین در بیانی دارد هیچ کسی به مانند من احرص بر وحدت نیست. علیّ بن ابی‌طالب بی‌حرص در این‌جا می‌گوید من احرص ناس بر وحدت هستم. وحدت را نباید شکست. متأسّفانه تباغض می‌کنیم، تباعد می‌کنیم. «وَ إنَّکُم أَخَوَانُ فِي دِينِ اللَّهِ» شما با هم برادر هستید. یک آقا تا یک تریبون، تا یک منصبی را به دست می‌آورد مدام به آن یکی انتقاد می‌کند. سرّ ‌این انتقاد کردن‌ها چیست؟ ‌سرّ این تطهیر خود است و تکذیب دیگری. در بیان نورانی امیر المؤمنین دارد که سرّ این نحوه حرکت دو چیز است. «خُبْثُ السَّرَائِرِ وَ سُوءُ الضَّمَائِرِ»  ما با هم تعارف نداریم. خیلی داریم با هم متعارفانه یا با تعارف با هم زندگی می‌کنیم. باید صریح با هم حرف‌های خود را بزنیم. امروز اگر به وحدت نرسیم، شکست فکر امام ممکن است خدایی ناکرده، البتّه خدا کمک می‌کند. من این حرف‌ها را نزنم. بعضی از مراجع بزرگوار تقلید در نجف به آقایی گفته بودند هر وقت شما در ایران قدرت می‌گیرید، ما در مقابل آمریکایی‌ها قدرتمند هستیم. بعد فرموده بود می‌دانید شما چه موقع قدرتمند هستید؟ آن وقتی که یکی باشید، یک حرف داشته باشید. آن وقتی که یک حرف داشته باشید. اگر وحدت آمد، برادران بدانید امنیّت می‌آید. مقدار عمده‌ای از امنیّت داشتن عِدّه و عُده و تانک و توپ و نمی‌دانم موشک و این‌ها نیست. ابهّتی است که یک حاکمیّت برای خود تولید می‌کند و همان کسی که وحدت را می‌شکند، امنیت را می‌شکند. همان کسی که وحدت را می‌شکند... چون وحدت و امنیت بر هم مترتّب هستند. اقتدار هم تولید و ماحصل این دو است. اگر بخواهید شهر آباد داشته باشید، به وحدت برسید، گروه‌ها همدیگر را تحمّل بکنند. با هم دوست باشند. چه می‌شود برای خدا صبور بشویم، برای خدا متحمّل بشویم، برای خدا هر حرفی را نزنیم، برای خدا هر اقدامی را نکنیم. برای خود برای شهر ما این، او را بله، دوستان می‌دانند که من دارم چه چیز می‌گویم. البتّه من خیلی قم نیستم و از این قضایا هم خیلی مطّلع نیستم. انسان می‌بیند بعضاً دوستانی شاید 40 سال قبل، 45 سال قبل با هم بودند الآن او یک طرف می‌رود و او یک طرف می‌رود. مظلوم‌ترین چیز هم انقلاب است. به نام انقلاب و انقلابی‌گری. به نام دفاع از انقلاب. چرا حساب نمی‌کنیم؟ «وَ لَا تَبَاغَضُوا فَإِنَّهَا الْحَالِقَة»  ریشه‌ی شما را می‌کند. باور بکنید. «وَ لَا تَبَاغَضُوا فَإِنَّهَا الْحَالِقَة»‌ این کلام نورانی برای امیر المؤمنین (سلام الله علیه) است. با هم تباغض نکنید، ریشه‌کن می‌شوید.
وحدت، امنیّت هر وقت شما در این مملکت بیشتر به هم بیایید، ما در بیرون حرف برای گفتن... با شهامت‌تر حرف می‌زنیم. محکم‌تر حرف می‌زنیم باور بکنید. هر وقت که شما این‌جا متزلزل می‌شوید شما که عرض می‌کنم یعنی وضعیت رسانه‌ها و این آن و... گروه‌ها باور بکنید شیعیان در بیرون مضطرب می‌شوند. آن‌چنان هم دنبال می‌کنند، بعضی از خبرها را ما از غیر ایرانی‌ها می‌شنویم و به یاد شما باشد دشمن دنبال زدن شما است. ببینید این نوه‌ی ملک عبد الله یک چیزی را گفته بود حالا امیدوار هستم اشتباه کرده باشد. بودجه‌ی تخصیص داده شده‌ی امسال عربستان برای مبارزه‌ی با تشیّع و جمهوری اسلامی مساوی است با بودجه‌ی جاری سه تا مملکت. اردن، یمن و یک کشور دیگر من الآن به یاد ندارم. بودجه‌ای را که این اعلان نوه‌ی ملک عبد الله است- یک عربستان این است. اروپا، آمریکا و آمدند وهابیّت را توسعه دادند.
من یک عرض به شما دارم. سر افراد مباحثه نکنید. در جنگ جمل یکی آمد خدمت امیر المؤمنین از ایشان یک سؤال کرد. گفت یا علی یک جنگ شروع شده است یک طرف آن شما هستید، یک طرف آن هم جناب عایشه. تو داماد پیامبر و با آن سوابق و آن هم خانم رسول الله. امیر المؤمنین یک ملاک به او دادند. این ملاک را داشته باشید. فرمودند: «الْحَقُّ لَا يُعْرَفُ بِالرِّجَال اعْرِفِ الْحَقَّ تَعْرِفْ أَهْلَه‏»  دنبال اشخاص نباش. حق به واسطه‌ی این و آن شناخته نمی‌شود. «اعْرِفِ الْحَقَّ تَعْرِفْ أَهْلَه» برو حق را بشناس، اهل آن را می‌شناسی. آن وقت تطبیق قهری است. زحمت ندارد. وحدت امنیّت، امن، امان.
 شما نمی‌دانید در چه کشوری دارید زندگی می‌کنید. باور کنید در ماشین نشستیم از این طرف آن طرف می‌رویم می‌آییم هیچ وقت دلهره‌ی این را ندارید یک موتور سوار بیاید و در شقیقه‌ی شما بزند. نه دوستان خیال می‌کنند این امنیّت که به دست آمده است، ای کاش راهی برای این نیروهای امنیّتی غیور ما باز می‌شد، بعضی از مسائل را با مردم در میان می‌گذاشتند. اکثراً بچّه‌ها تا ساعت دو تا سه نیمه شب بیرون هستند. در بیرون از ایران واقعاً شما حساب این را کردید که جریان القاعده طالبان این و آن داعش این‌ها نمی‌خواهند در ایران کاری بکنند یا نمی‌توانند. صلابتی که موجود است نمی‌گذارد. آدم چه می‌داند. ببینید 972 کیلومتر مرز ما با پاکستان است، 970 کیلومتر مرز ما با افغانستان است. دو مملکتی که تروریست‌خیز است. چه شد نتوانستند، نمی‌خواهند کاری بکنند؟ واقعاً عهد کردند با ایران کاری نداشته باشند. حالا ما چه قدر القاعده‌ای بعد از آن قضایا در این‌جا دپو کردیم بماند. بله برای آن‌ها معامله هم می‌کنیم چرا نکنیم. دارند زحمت می‌کشند واقعاً که حالا دو، سه تا جریان است که دارند کار می‌کنند. هر دو، سه جریان دارند زحمت می‌کشند تا ما راحت در این قم، در این تهران، در مشهد این طرف سوار ماشین خود بشویم، نصف شب، صبح، ظهر هر وقت می‌خواهیم با خیال راحت زن و فرزند ما است بروند. امنیّت ما مقداری از این زحمات برادران، مقداری از آن هم ابهّتی است که همین‌ها ایجاد کردند. البتّه کاری به این نداریم که 10، 12 سال قبل 13، 14 سال قبل بعضی از بندگان خدا که نمی‌فهمیدند با خود دارند چه کار می‌کنند. ابهّت این نیروها را داشتند می‌شکستند. دارند کار می‌کنند، امنیت ایجاد می‌کند. مترتّب بر وحدت، امنیّت است. هر وقت آقا یک تریبون به دست می‌آورد بنا می‌کند چه کردند، تخطئه‌ی دیگری کأنّه سکوی پرتاب موشک است. بد است، زشت است. همدیگر «وَ لَا تَبَاغَضُوا فَإِنَّهَا الْحَالِقَة»‌ به یاد داشته باشیم بودجه‌های برای اختلاف‌افکنی ترتیب دادند. این‌که مرحوم امام، رهبری معظّم انقلاب مدام بر این اتّحاد اصرار دارند چیست. شما هم بدانید جمع کردن یک اختلاف‌هایی که ممزوج به بغض شده است، ممزوج به عناد شده است خیلی مشکل است. درست کردن این‌ها خیلی مشکل است. عرض کردم باز اختلاف به خودی خود خیلی خوب است. کم آن بد است. امّا آن‌جایی که مخلوط با بغض می‌شود، با کینه، با عناد، با حسد آن را باید چه کار بکنیم؟ واقعاً تصمیم بگیریم حق را بشناسیم و حق را بشناسید. تخاصم نکنید، حرف‌های خود را هم بزنیم چه اشکالی دارد. یک سفری من لبنان رفته بودم به آقا سیّدحسن می‌گفتم خوب آقا بگو ببینم تو چه کار کردی که این وضعیت را ایجاد کردی؟ با نبیه برّی داری کار می‌کنی‌، با او داری کار می‌کنی. تو چه کار کردی؟ گفت من اطاعت از آقا کردم و می‌گفت اگر همه‌ی عقلای عالم یک طرف باشند، ببینید می‌خواهیم به وحدت برسیم همه‌ی عقلای عالم یک طرف باشند، شورای مرکزی حزب الله هم با همان آن‌ها باشد فکراً نظریاً و فکراً و من هم با آن‌ها باشم امّا آقا حرف دیگری داشته باشند من به آن طرف می‌روم و بعد داستان‌هایی نقل می‌کرد که من در بعضی از جلسات خصوصی با دوستان، بعضی از داستان‌های آن را نقل می‌کرد. یکی از آن‌ها این بود می‌گفت خوب ما با امل درگیر شدیم. صد و چند نفر در شهر از ما زده شد. شورای مرکزی حزب الله به این نتیجه رسید که باید طومار نبیه برّی و نمی‌دانم این‌ها را یک سره بکنیم. آمدیم با آن‌هایی هم که باید در جاهای دیگر مملکت دیگر حرف بزنیم، حرف‌های خود را زدیم، رئیس مجلس، این و آن یک اجماع درست کردیم. گفتیم خوب با این اجماع همه به یک حرف زدیم و آن این‌که باید عِده و عُده تهیّه کرد و امل را تمام کرد. ما این‌ها را خیلی شهامت می‌دانیم. طومار آن‌ها را در هم بپیچیم. خیلی هم لذّت می‌بریم. گفت با شورای مرکزی حزب الله با یک اجماع خوب به خدمت آقا رفتیم. به آقا عرض کردیم بله خلاصه وضع این‌طور است، 114 نفر صد و چند نفر به یاد ندارم صد نفر بیشتر بود که ما شهید دادیم و وضعیّت این است این هم اجماع است. این‌ها، این‌ها همه هم این را قبول دارند. آقا فرمود نه معقول است و نه مشروع. فرمود بروید با آقای نبیه برّی بنشینید، حرف بزنید، ما هم کمک می‌کنیم. گفت ما آمدیم نشستیم، حرف زدیم. ایران هم کمک کرد و به یک توافقی رسیدیم. الآن او دارد کار خود را انجام می‌دهد، کنار ما و ما هم داریم کار خود را انجام می‌دهیم در مقابل اسرائیل و آن صلابت را ایجاد کردند. اگر ما بخواهیم به یک وحدت برسیم ما شمع جمع داریم. آن هم رهبری معظّم انقلاب است. مشکل این است که همه‌ی ما اهل تحلیل هستیم. در فروعات تقلید می‌کنیم امّا به این مسائل که می‌رسیم همه‌ی ما مجتهد هستیم. قمی‌های ما که اجتهد هستند. می‌دانید قمی‌ها از همه ماشاءالله بله. قمی‌های ما خیلی اهل به، البتّه اجتهاد ادّعایی. خلاصه‌ی آنچه رهبری که می‌گوید. رهبری هم مشکلات خود را دارد و من در آخر یک روایتی را برای شما بخوانم، مشکلات را ببینید چیست. این روایت را متّقی هندی در کنز العّمال نقل کرده است که از مصادر بزرگ اهل سنّت است و صاحب شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید هم نقل می‌کرده است هر دو نقل می‌کردندکه بعد از این‌که علیّ ابی ‌طالب بر قضیه‌ی جمل غالب شد، جمل که به یاد همه‌ی ما است. غالب شد، خوب غنائمی به دست آورده بودند. لشکریان امیر المؤمنین که خوب حالا انقلابیون بودند، قانع نبودند می‌گفتند خانه‌ها را هم باید غارت بکنید آنچه را که وجود دارد ببریم. حضرت مخالفت فرمودند. رهبر و امام مشکلات خود را دارد. این را به شما بگویم. این گروه و آن گروه بله این می‌گوید چرا، او می‌گوید آن طرف می‌بینیم. رهبری مشکلات خود را دارد. به یاد ما باشد وسیع فکر بکنیم. جامع فکر بکنیم. ادراک مشکلات بکنیم. حضرت جواب دادند تا آن‌ها اصرار کردند که آقا نه ما باید برویم پدر آن‌ها را در بیاوریم. همین کارهایی که ما بعضاً ممکن است عمل می‌کنیم. حالا که به چیز رسیدیم یا جارو به دست می‌گیریم یا شمشیر. آقا می‌گفت ما اهل شمشیر به دست گرفتن نیستیم. معلوم می‌شود که اهل جارو به دست گرفتن است. بد است، زشت است، شأن یک مسلمان نیست. خوب اصرار کردند که نه فرمود این‌ها در دار الحجره و دارالسلام دارند زندگی می‌کنند. آن اموالی که در خانه بوده است، محترم است. دماء آن‌ها محترم است. اصرار کردند که باید پدر این‌ها را دربیاوریم. می‌خواهم مشکلات رهبری را بگویم. حضرت فرمود بیایید خوب ما یک کاری می‌کنیم. الآن عایشه گرفتار شده است. جزء اسرا است بیایید قرعه بیندازیم ببینید قرعه به نام چه کسی درمی‌آید. استدلال را ببینید. عایشه را قرعه می‌اندازیم ببینیم به نام چه کسی می‌شود.
رهبری مشکل دارد. او می‌گوید چرا محاکمه نمی‌شود، او می‌گوید چرا آزاد نمی‌شود. عایشه را که نمی‌شود محاکه کرد. زن پیغمبر است. سابقه دارد. مشکل دارد. کارها را هماهنگ کردن سخت است. به یاد ما باشد در موارد این چنینی امر باید به دست امام المسلمین باشد، او تدبیر بکند. فرق مختلف باید بپذیرند. هفته، هفته‌ی وحدت است. هفته‌، هفته‌ی پیروزی انقلاب است. بخواهیم بمانیم باید وحدت داشته باشیم. امنیّت مترتّب بر وحدت است و اقتدار مترتّب بر امنیّت است. یک نکته را بگویم ما در مسئله‌ی تقلید مشکلی نداریم ولی در مسئله‌ی ولایت و ولایت پذیری خیلی‌ها مشکل دارند. چرا؟ چون مسئله‌ی رساله‌ی عملیّه مشکل ندارد. من  در خانه می‌خوانم، خواستم عمل بکنم عمل می‌کنم، خواستم عمل نکنم عمل نمی‌کنم امّا مسئله‌ی اعمال ولایت بکن دارد، نکن دارد عفو دارد زندان دارد، مؤاخذه دارد. مشکل عمده این‌جا است و لذا ارتداد هم دارد. این روایت را بگویم که معنای آن یک مقدار روشن بشود. «ارْتَدَّ النَّاسُ بَعْدَ النَّبِيِّ إِلَّا ثَلَاثَةَ»  بعضی‌ها خیال می‌کنند که صادر نشده است نه روایت است امّا این ارتداد از اسلام نیست تا آن احکام بر آن مترتّب باشد. این ارتداد از ولایت است.
«وَ السَّلَامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکَاتُهُ»