مشروح سخنرانی سردار دهقان - شب هشتم فجر 92

19-11-92 6«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَ بِهِ نَسْتَعِینَ إِنَّهُ خَیْرٌ نَاصِرٍ وَ مُعِینَ»
دهه‌ی فجر انقلاب، همچنین میلاد با سعادت امام حسن عسگری و روز نیروی هوایی را خدمت همه‌ی شما عزیزان، بزرگواران عرض تبریک دارم.
مکان، مکان شریفی است. موقعیّت مکانی این مکان شریف هم عزیز است و یک سابقه‌ی طولانی تاریخی مبارزاتی را با خود همراه دارد.



همواره در دوران انقلاب و مبارزات، قم و چهارمردان به عنوان یک نماد حضور مردم در عرصه‌ی مبارزه و مقابله‌ی با نظام طاغوت در کلّ کشور عزیز ما ایران شناخته می‌شد، لذا یکی از مکان‌هایی که می‌شود خود آن را و تأثیرات آن را در شناسنامه‌ی انقلاب ثبت کرد همین محلّه و قاعدتاً همین اهالی این محل است.
نوزدهم بهمن ماه روزی است که همافران نیروی هوایی در محلّ اقامت امام راحل عظیم الشّأن ما آمدند و با حضرت امام بیعت کردند یا به عبارتی بند و زنجیر حاکمیّت طاغوت را از خود باز کردند و به انقلاب و دریای خروشان ملّت پیوستند. این روز هم خود یکی از ایّام الله انقلاب است، چرا که در چنین روزی حضور همافران در محلّ اقامت امام به عبارتی حضور همه‌ی ارتش بود یا به عبارتی متن ارتش جمهوری اسلامی ایران برآمده از همان روحیّه و همان نگاه و همان رویکرد به عالم سیاست و موضع حاکمیّت است و امروز ما نتیجه‌ی آن تصمیمات و آن تصمیمات فی الواقع انقلابی را عزیزانی که دوران قبل انقلاب را درک کردند به خاطر دارند که چه سیطره‌ و هیمنه‌ای را دستگاه امنیّتی شاهنشاه بر این کشور داشت. این اصطلاح یا ضرب المثلی که گفته می‌شود دیوار موش دارد و موش هم گوش دارد به گونه‌ای بود که هر انسان و فرد فعّال در عرصه‌های مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی همواره بایستی مراقبت می‌کرد که خود را از چشم وحشیانه و خطرناک عوامل ساواک در امان بدارد. در چنان شرایطی و با چنان حاکمیّت سیاهی آن جوانان و آن مردان بزرگ انقلابی با شهامت آن دیوارهای تاریکی و ظلمانی را شکستند و به عالم نور و روشنایی پیوستند و منشأ و نقطه‌ی تحوّلی شدند برای حرکت شتابناک انقلاب و طی دو، سه روز بعد از آن حرکت هم انقلاب اسلامی ملّت ما به بار نشست. این روز را به همه‌ی ارتشیان و به خصوص همافران و نیروی هوایی ارتش هم تبریک عرض می‌کنیم و برای همه‌ی ارتشیان و نیروی‌های مسلّح کشورمان هم آرزوی توفیق روزافزون را داریم.
به باور من آنچه که در چنین ایّامی بایستی بیشتر به آن پرداخته شود صرفاً شرایط روز نیست. در عین حالی که شرایط روز حاکم بر کشور خود ما یا دنیای اسلام و همه‌ی جهان همواره می‌تواند یک موضوع بحث جدّی و زنده باشد، امّا شاید مناسب‌تر باشد که در چنین ایّامی که ایّام دهه‌ی فجر است مروری داشته باشیم بر آنچه که انقلاب اسلامی بعد از پیروزی و با استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران در این جغرافیای مکانی یعنی ایران عزیز به وجود آورده یا با خود به همراه داشته است.
من داشتم بررسی می‌کردم، حالا می‌شود خیلی از عوامل انقلاب را و عوامل موجده‌ی آن را در آیات و روایات و این‌ها رفت و دید و بررسی کرد چرا که انقلاب ما به عبارتی یک نمایه‌ای‌ و بازتابی از انقلاب جهانی نبیّ مکرّم اسلام است و بعد هم در ادامه بحث نظام ولایی با مسئولیّت و امامت حضرت علی (علیه السّلام) و بعد از آن در تجلّی این مسیر در قیام عاشورا و ادامه‌ی آن یعنی ما در تحلیل انقلاب خود، چرایی آن و چگونگی آن خیلی نیاز به این نداریم که بخواهیم برویم خیلی از اسناد و مدارک را ورق بزنیم،‌ بخواهیم نگاه کنیم و تحلیل کنیم، چون انقلاب ما اگر بخواهد با سایر انقلاباتی که در دو سده‌ی اخیر در دنیا رخ داده است مقایسه شود با هیچ کدام از آن انقلاب‌ها نه قابل مقایسه است، نه قابل تطبیق است و نه با هیچ کدام از نظریّه‌های انقلاب قابل تبیین است.
آنچه که مسلّم است انقلاب ما در دوران بعد از حاکمیّت ائمّه بایستی بگوییم که یک انقلاب منحصر به فرد است که هم ویژگی‌های خاصّ خود را دارد و هم علل و اسباب خاصّ خود را و هم امام و هم رهبری امام متمایز است از همه‌ی رهبری‌های سیاسی که در دوران اخیر در انقلابات مختلف ایفای نقش رهبری کردند. ما سبک و سلوک و نحوه‌ی رهبری امام را فقط می‌توانیم در سبک و سیاق و سبک رهبری ائمّه‌ی طاهرین و حضرت نبیّ مکرّم اسلام بیابیم، چرا که نقطه‌ی اصلی این حرکت تکیه بر انگیزه‌های الهی و توجّه دادن به یک مقصد متعالی به عنوان تحقّق حکومت اسلامی یا حاکمیّت اسلام و تکیه‌ی بر عنصر مردم به عنوان یک عنصر فراگیر که تمامی آحاد ملّت که اعتقاد به اسلام دارند و دنبال حاکمیّت اسلام هستند در دایره‌ی حرکت نهضت تعریف می‌شوند،‌ جا می‌گیرند و در این مسیر ایفای نقش می‌کنند. لذا اگر بخواهیم بگوییم علّت و اسباب اصلی انقلاب چه بود، باید بگوییم انگیزه‌ی الهی موجود در مردم به اضافه‌ی هدف متعالی حاکمیّت اسلام، حضور عمومی مردم، یکپارچگی و وحدت آن‌ها در سایه‌ی رهبری اسلامی یعنی امامت امّت. اگر ما این را رمز و راز و چرایی پیدایش انقلاب یا تحقّق انقلاب بدانیم، به قول علما آنچه که علّت ایجاد یا موجوده یا محدثه بوده است علّت مبقیّه هم است. به عبارتی باید بگوییم که رمز و راز ماندگاری انقلاب ما، رمز و راز حیات طیّبه‌ای که نظام مقدّس ما از آن برخوردار است، رمز و راز عزّت و اقتدار و افتخاری که ملّت ما امروز از آن بهره‌مند است هم در درون همین خلاصه می‌شود؛ اسلام، مردم و رهبری. آن یکپارچگی که در درون جامعه‌ی ما به وجود آمد، در سایه‌ی اعتقاد دینی و مذهبی آن‌ها و تحقّق حضور آن‌ها یا جمعیّت آن‌ها در سمت تحقّق حاکمیّت اسلامی تحت رهبری و زعامت امام امّت در دوران حیات ایشان و امروز در ادامه تحت رهبری و زعامت مقام معظّم رهبری حضرت آیت الله عظمی خامنه‌ای.  
این قول را از حضرت امام داریم که انقلاب ما انفجار نور بود که به عبارتی پیروزی انقلاب ما در قرن بیستم ایجاد یک نقطه‌ی آغاز تحوّل بنیادین بود در همه‌ی عرصه‌ها، در داخل و خارج از مرزهای کشور عزیز ما ایران اسلامی. ما ببینیم انقلاب چه دستاوردهایی را با خود داشته است یا به عبارت دیگر آنچه که امروز در اختیار ما است چیست. یک نکته‌ای را عرض کنم، جای دیگر هم در عرایض خود این را عرض کردم؛ جامعه‌ی ما و ملّت ما در داخل و ملّت‌های مستضعف و مسلمان دنیا در خارج از مرزهای ما یک سطحی از توقّع و انتظار را در حوزه‌های مختلف از نظام اسلامی ما دارند که با آنچه که امروز ما در آن هستیم فاصله دارد یا به عبارتی آن نگاه آرمانی و ایده‌آلی و خواسته‌ی بلند بالایی که در ذهنیّت جامعه‌ی ما و فراتر از جامعه‌ی ما - در جوامع اسلامی و ملل مستضعف - وجود دارد فاصله‌ی آن بسیار بیشتر از آن چیزی است که وجود دارد. امّا آیا آنچه که داریم چیز اندکی است؟
نعمت حاکمیّت نظام اسلامی، نعمت آزادی و استقلال، نعمت بهره‌مند شدن از تمامی آنچه که در کشور در سایه‌ی اعمال اراده‌ی خودی است، این‌ها دستاوردهای کمی نیستند. اگر بخواهیم این را تبیین کنیم و بشکافیم این‌گونه می‌شود؛ ما در عرصه‌ی حوزه‌ی سیاسی دستاوردهای انقلاب را چه می‌‌توانیم تعریف کنیم؟ اگر در داخل بخواهیم بگوییم چه شد باید بگوییم که یک انقلاب اسلامی، یک نظام سیاسی کهن پوسیده‌ی طاغوتی فاسد را که یک سابقه‌ی تاریخی 2500 ساله داشت آن را واژگون کرد یا ریشه‌ی نظام سلطنتی فاسد را کلاً از درون جامعه‌ی ما برکند و آن را از بین برد. به دنبال این، انقلاب ما موفّق شد نظامی را در این کشور مستقر کند که برآمده‌ی از اراده و خواست تاریخی ملّت ما است یا به عبارتی حاکمیّت احکام الهی در درون جامعه. امّا در درون این نظام با توجّه به مفاهیم و معارف دینی ما این نظام متّکی بر یک اصل مترقّی و بنیادین بنا نهاده شد که آن اصل ولایت فقیه است و یا به عبارتی ولایت مطلقه‌ی فقیه. همان عاملی که تمامی انسجام ما، تمامی حرکت رو به پیش ما و همه‌ی آنچه که به عنوان اقتدار امروز ما در درون جامعه‌ی خود داریم در سایه‌ی حاکمیّت این اصل در درون نظام اسلامی ما به وجود آمده است. این نظام الهی یک نظام متفاوت از همه‌ی نظامات سیاسی است چه در نگاه به قدرت، چه در نگاه به مردم، چه در نگاه به نقش مردم در عرصه‌های مختلف، چه در نگاه به وظیفه‌ی حاکم و حاکمیّت در درون جامعه و در فراتر از مرزهای عمومی کشور. یعنی یک نظام بی‌بدیل یا بی‌مثال در عرصه‌ی سیاست‌های جهانی است یا در عرصه‌ی نظامات سیاسی جهانی است. از همین منظر این نظام خود را به آراء مردم متکّی کرده است. به این معنا که ما در طول 35 سال گذشته‌ی انقلاب خود به اندازه‌ی عمر انقلاب خود انتخاباتی داشتیم که ملّت ما به پای صندوق‌های رأی آمدند و بخش‌های مختلف حاکمیّت را، مسئولین آن را با رأی خود انتخاب کردند و اجازه‌ دادند که آن‌ها در این کشور کار کنند و دنبال تحقّق آرمان‌ها،‌ اهداف و خواسته‌های آن‌ها باشند که خود این آرمان‌ها و اهداف برآمده‌‌ی از اعتقادات و باورهای دینی است. در این مسیر بیشترین توجّه و همّتی که ملّت ما داشته به حفظ و توسعه‌ی ارزش‌های انقلاب و اسلام بوده است یعنی همواره ملّت ما آن خواست بنیادین خود را در انتخابات خود جستجو کرده و این مسیر پر فراز و نشیب را در طول 35 سال گذشته طی کرده و امروز به این نقطه رسیده است که ارزش‌ها نه تنها در عمق بلکه در گستره‌ی خود همه‌ی ارکان و جوارح کشور را و فراتر از مرزهای جغرافیایی ما را تسخیر کرده و مورد اهتمام و توجّه است.
نقش دادن به مردم یک نوع ریزش مسئولیّت است یعنی مردم ما به عبارتی در فرآیند‌های مختلف انتخاباتی که برگزار می‌شود نسبت به آینده و سرنوشت و گام‌های بعدی که نظام ما برمی‌دارد و یا آن‌ها علاقه‌مند هستند که نظام در آن مسیر حرکت کند مسئولیّت می‌پذیرند. ما در هیچ جای دنیا نداریم یا در گذشته‌ی زمان سراغ نداریم به جز در انقلاب ما و نظام مقدّس جمهوری اسلامی ایران که این‌قدر در این وسعت و گستره و در این تکرار و همواره پیوسته مردم در صحنه‌های مختلف تعیین مسئولین حضور داشته باشند. همه‌ی مقامات، همه‌ی نظامات تصمیم‌گیری در کشور ما به صورت مستقیم یا غیر مستقیم توسّط مردم انتخاب می‌شوند و همین یکی از دلایلی است که ملّت ما آمادگی پذیرش هر نوع هزینه‌ای را برای پیشبرد اهداف و آرمان‌های خود دارند، چرا که نظام را متعلّق به خود می‌دانند و نظام را برآمده‌ی از اراده و خواست خود تلّقی می‌کنند. اگر این نبود این همه ایثارگری، این همه فداکاری و این همه تلاش جهادگونه در کشور ما هم محقّق نمی‌شد. اگر امروز مقوله‌ی مدیریّت جهادی، اگر امروز بحث فرهنگ بسیجی، اگر امروز فرهنگ انقلابی و روحیّه‌ی بسیجی و انقلابی در جامعه‌ی ما همواره مطرح است و جامعه‌ی ما علاقه‌مند است که مدیران او از چنین ویژگی‌هایی بهره‌مند باشند، این دلیل بر این است که این انقلاب و این روند انقلابی در درون جامعه‌ی ما زنده است و هر روز هم رو به تکامل است و این هم برمی‌گردد به همان اراده‌ای که در ملّت وجود دارد که هر روز بیش از پیش بر عزّت و اقتدار و عظمت این نظام افزوده می‌شود چرا که این عزّت نظام را در عزّت خود می‌بیند، اقتدار نظام را اقتدار خود می‌داند، فصلی، فاصله‌ای و جدایشی بین مردم و حاکمیّت وجود ندارد. اعتماد متقابلی که بین حاکمیّت و مردم وجود دارد سرمایه‌ی اصلی است که در اختیار مسئولین این کشور وجود دارد که با آن می‌توانند کار کنند. هر جا و هر زمانی که در هر جامعه‌ای، به هر کیفیّتی، بین بدنه‌ی عمومی اجتماع با طبقه‌ی حاکم یا با حاکمیّت فاصله بیفتد خود به خود این جامعه رو به مسیر قهقهرا خواهد رفت و ضعف و زبونی را در درون خود در اصل دارد پرورش می‌دهد و نهایتاً هم به سمت نابودی اضمحلال جلو می‌رود. اگر هر روز خون جدیدی به ارکان این جامعه تزریق می‌شود و اگر هر روز بر بالندگی و حیات و شکوفایی و پویایی و شادابی این نظام افزوده می‌شود، علّت آن همین حضور مستمر مردم است و احساس مسئولیّتی که مردم می‌کنند. باز در همین‌جا این نکته را عرض کنیم اگر به عنوان یک بحث، به عنوان دستاورد در عرصه‌ی سیاست داخلی بخواهیم مطرح کنیم بحث آزادی و استقلالی است که امروز نظام ما از آن بهره‌مند است و مردم ما هم در سایه‌ی آن دارند زیست می‌کنند. نمی‌توان امروز جایی را و نقطه‌ای از جغرافیای جهان را نشانه رفت و آدرس داد که در آن‌جا ما بتوانیم ادّعا کنیم عرصه‌ی حضور آزادانه‌ی مردم فراتر، بزرگ‌تر و بهتر از جامعه‌ی اسلامی ما است. نمی‌توانیم جایی را آدرس بدهیم، هر جایی که شما در هر گوشه‌ای از دنیا قدم بگذارید به یک نوعی محدودیّت‌هایی بر این آزادی‌ها اعمال می‌شود، امّا در جامعه‌ی ما این‌گونه نیست؛ آزادی بیان، آزادی نوشتن و اجتماعات و الی آخر این‌ها هم مستنداً به قانون اساسی ما، هم ذاتی نظام جمهوری اسلامی است. این هم باز بحث جدّی است. گرچه دیگران و بدخواهان این نظام همواره از طریق رسانه‌های خود تلاش می‌کنند که این بخش از نظام ما را یا داشته‌های نظام را زیر سؤال ببرند امّا این واقعیّت در این طرف وجود دارد که مردم ما این حس متفاوت را دارند و احساس می‌کنند که آزادی برای آن‌ها است. البتّه آزادی در جامعه‌ی ما مقیّد به حدود شرعی می‌شود که اصلاً جامعه‌ی ما خواستار این است چرا که به خاطر همین انقلاب کرده است. حاضر نیست حدود شرعیّه در این سرزمین زیر سؤال برود یا به‌ آن بی‌توجّهی شود، جامعه‌ی ما حاضر نیست که بپذیرد که ارزش‌های مورد توجّه او مورد کم توجّهی قرار بگیرد، جامعه‌ی ما حاضر نیست اجازه دهد که یک جریان ویروسی ضد ارزشی در درون جامعه بخواهد او را همچون موریانه سست کند یا باورهای جوانان این جامعه را مورد سؤال قرار بدهد. البتّه این‌ها طبیعی است که در درون جامعه‌ی ما این‌گونه باشد یعنی هیچ‌گاه جامعه‌ی ما حتّی قبل از انقلاب جز یک طبقه‌ی خاصّی دنبال این نوع از آزادی‌هایی که ما به آن بی‌بند و باری می‌گوییم نبوده است، همواره دنبال این بوده است که بتواند فضای رشد، تنفّس و تعالی خود را در مسیر کمال در اختیار داشته باشد و این همان چیزی است که نظام اسلامی ما به دنبال تحقّق و عینی‌سازی آن در درون جامعه‌ی ما است.
استقلال سیاسی که امروز نظام ما از آن برخوردار است در هیچ نظام سیاسی در امروز جهان وجود ندارد. حتّی بزرگ‌ترین قدرتی که امروز ادّعای ابر قدرتی می‌کند و به دنبال اعمال ؟؟ به اصطلاح در همه‌ی عرصه‌های سیاسی، نظامی، اقتصادی، در پهنه‌ی عالم است که بگوییم نظام سیاسی آمریکا است، آن هم استقلال سیاسی ندارد، چرا؟ چراکه لابی صهیونیستی آن‌چنان در جامعه‌ی آمریکا قدرتمند است که تمامی تصمیمات مقامات سیاسی آمریکا را تحت تأثیر قرار می‌دهد و در جهت اهداف و منافع صهیونیست‌ها آن را جهت می‌دهد. حتّی آن‌قدر قوی عمل می‌کند که افکار عمومی ملّت آمریکا را هم در جهت اهداف شوم و پلید خود به استخدام می‌گیرد و به یک نوعی زمینه‌سازی می‌کند که تصمیماتی اتّخاذ شود که نیازها یا اهداف آن‌ها را محقّق کند. پس حتّی آن نظام سیاسی هم به این معنا باید بگوییم که به نوعی استقلال ندارد، امّا نظام سیاسی ما در اوج استقلال سیاسی امروز به سر می‌برد و در حوزه‌های دیگر هم در مسیر استقلال و خودکفایی گام‌های بلندی را برداشته است.
در عرصه‌ی سیاست خارجی ببینیم چه اتّفاقاتی افتاده است و ما امروز در کجا هستیم. انقلاب اسلامی ما به تمام معنی کلمه سیاست نه شرقی، نه غربی را یا به عبارتی یک گفتمان مستقل متفاوت از گفتمان‌های مسلّط قبل از خود را در عالم آمد و محقّق کرد. نظام ما اساساً برآمده یا متأثّر از هیچ مکتب اندیشه‌ای متّکی بر مکتب سرمایه‌داری یا مکتب کمونیستی یا سوسیالیستی نبود و نیست. نظام اسلامی ما در مسیر پیشبرد، پیشرفت و توسعه‌ی خود هیچ الگویی را از هیچ نظام سیاسی برتری در اختیار نگرفت. هر آنچه که در این نظام انجام شده است به عبارتی متّکی شده است بر زمینه‌های عمیق باور و فرهنگ این جامعه و متّکی بر داشته‌های فرهنگی و تمدّنی خود این جامعه. این بحث کمی نیست که یک ملّتی بتواند در عرصه‌ی عمومی جهان با اتّکا به داشته‌های خودی نقش‌آفرینی کند و در این نقش‌آفرینی همه‌ی اتّکاء او به اراده‌ی خود او باشد.
در همین راستا دستاورد دوم نظام ما تحقیر کردن نظام سلطه است. یک روز می‌توانیم به خاطر خود بیاوریم قبل از انقلاب گفته می‌شد و این‌گونه هم بود که سفیر آمریکا یا انگلستان وارد دربار می‌شد و آنچه را که دیکته می‌کرد شاه ما بایستی عمل می‌کرد. در خارج از کشور ما هم همین‌طور بود. هر زمانی که آمریکا اراده می‌کرد هر نظام سیاسی را در هر گوشه‌ای از جهان تغییر دهد کافی بود اراده کند و این اراده‌ی خود را به یک نوعی اعمال کند، خود به خود این اتّفاق می‌افتاد. هر زمانی اراده می‌کردند هر نقطه‌ای از عالم را به آتش بکشند، برای تأمین منافع شوم خود این کار را انجام می‌دادند. اراده‌ای وجود نداشت که بخواهد در این مسیر مقابله کند یا مقاومت کند و یا آن را نفی یا طرد کند. نه تنها این را حق خود می‌دانستند بلکه هر کسی که در مقابل آن‌ها می‌خواست مقاومت کند را به عنوان یک عنصر یا به عنوان یک مجموعه‌ی ضد آزادی، ضد حقوق بشر و ضد... و ضد... و ضد... همه‌ی این حرف‌ها او را سرکوب می‌کردند. آیا امروز همین است؟ آیا فضایی که امروز در عرصه‌ی بین المللی وجود دارد همین‌طور است؟ آیا امروز نظام سلطه قادر است هر زمانی که اراده می‌کند، هر هدفی را که تعیین می‌کند با هر ابزاری که اراده می‌کند آن را محقّق کند؟ پاسخ منفی است. امروز آن‌چنان چهره‌ی مناسبات بین المللی را در سایه‌ی انقلاب تغییر کرده است که نظام سلطه برای حفظ خود باید تلاش کند نه برای توسعه‌ی خود. حتّی دامنه‌ی این موضوعات به دایره‌ی جغرافیای خود آمریکا هم کشیده است، آن بحث به اصطلاح یک و 99 که مطرح شد، دو سال پیش یک جریانی به وجود آمد یا در کشورهای اروپایی حالا مسائلی که ما می‌بینیم یعنی تمدّن غرب در درون خود، در سایه‌ی تحوّلاتی که در مناسبات جهانی به وجود آمد و در سایه‌ی تحوّل نگاه و رویکردی که در ملّت‌ها به وجود آمد خود به خود با چالش جدّی مواجه شده و منشأ ایجاد چنین چالشی هم چیزی جز انقلاب اسلامی نیست. امروز این‌گونه نیست که آمریکایی‌ها اراده کنند و بتوانند، امروز آمریکایی‌ها برای این‌که چیزی را اراده کنند بایستی بررسی‌های جدّی کنند و در هزینه و منفعتی که برای تصمیم خود انجام می‌دهند معمولاً معادله به سمت منفعت آن‌ها نمی‌رود. امروز باید برای تصمیمات خود ریسک‌های جدّی کنند، یک زمانی است کلاً ریسکی نمی‌کردند. کافی بود بخواهند می‌شد. ولی آیا امروز این‌طور است؟ پاسخ منفی است. آمریکایی‌ها 34 سال تلاش کردند که در جامعه‌ی اسلامی ما، نظام اسلامی ما اوّلاً مستقر نشود یعنی مانع از استقرار نظام شوند که ما دوران تثبیت نظام را، حالا اگر یک زمانی تاریخ انقلاب بخواهد بررسی شود خود فصل طولانی است، بعد از آن هم همواره تلاش کردند که این نظام از عناصر قدرت که مقوّم بقای او باشد بهره‌مند نباشد. همواره این نظام و این ملّت را تحت محاصره گرفتند، تحت تحریم گرفتند، محدودیّت اعمال کردند، دیگران را منع از ارتباط کردند و هر کار توانستند بکنند کردند. امّا آیا انقلاب در مسیر خود هیچ‌گاه با تردید، عقب‌گرد مواجه شد؟ پاسخ منفی است.
روزی که انقلاب پیروز شد، اگر به یاد داشته باشد که در خاطر همگی ما است، همه‌ی ملّت ما یک شعار می‌داد؛ بعد از شاه نوبت آمریکا است. این شعار یک شعار سطحی نبود، ذات انقلاب ما این است. یعنی ذات انقلاب ما هیچ نوع سازشی و هم‌زیستی را با نظام سلطه نمی‌تواند داشته باشد. نظام سلطه هم نمی‌تواند نظام اسلامی ما را با همه‌ی هویّت آن بپذیرد. چون این دو ناقض یکدیگر هستند، آن حکومت طاغوت است، این حکومت الله. شیطان و خدا یک جا با هم تماماً جمع نمی‌شوند، نور و ظلمت نمی‌توانند با هم در کنار یکدیگر قرار بگیرند، چون به میزانی که نور نیست تاریکی است چون اصالت با نور است، اصالت با تاریکی نیست. اگر نور نبود تاریکی است، اگر سفیدی نبود سیاهی است، انقلاب ما در اصل نور و هدایت است و نظام سلطه در اصل ظلمت و گمراهی است. این تباین، این تعارض، این مناظره به درازای تاریخ است و تا زمانی که انقلاب اسلامی وجود دارد و تا زمانی که نظام سلطه وجود دارد این خط مبارزه هم وجود دارد. آن بیان شیرین و شیوای حضرت امام بود که تا مبارزه است ما هستیم، تا نظام سلطه و نظام ظالمانه‌ی حاکم بر مناسبات جهانی وجود دارد این انقلاب احساس رسالت می‌کند و وجود دارد و حیات آن در همین مبارزه است و بقاء آن در همین مبارزه است یعنی اگر یک روز ما دشمن را دشمن نپنداریم، یک روز حس دشمن‌انگاری را در جامعه‌ی خود نسبت به نظام سلطه کم‌رنگ کنیم، یک روز نظام سلطه را نظام قابل قبولی تلقّی کنیم، همان روز است که ما شیب سرازیری را باید بپذیریم که شروع کردیم و آغاز کردیم. امّا آیا ملّت ما،‌ نظام ما، در این مسیر می‌تواند قرار بگیرد؟ حاشا و کلّا، چنین چیزی نخواهد بود. این‌که ظلم نکن، زیر بار ظلم هم نرو که شعار جدّی ما در مناسبات بیرونی است،‌ این به این معنا است که این‌گونه نیست که ما دنبال این هستیم که دور کشور خود را دیوار بکشیم تا آسمان هفتم و همه‌ی مناسبات خود را با همه‌ی دنیا قطع کنیم و نادیده بگیریم، دیگران را که در همسایگی ما یا در محیط‌های پیرامونی ما هستند، نه، اصلاً چنین چیزی نیست. این به این معنا است که این نظام با حفظ هویّت خود، با اتّکاء به تصمیم‌ها، سازمان‌ها، سیستم‌ها، سیاست‌های خود، اهداف خود را دنبال می‌کند و در همین مسیر با حفظ هویّت خود و در جهت اهداف خود با هر نظامی سیاسی ارتباط برقرار می‌کند در یک نسبت برابر و با پذیرش حقوق متقابل. به هیچ عنوان نظام ما، رهبری ما، ملّت ما، دولت ما نمی‌روند به این سمتی که بخواهند مثلاً فرض کنید کاری بکنند که حالا نظام سلطه را یا خوش‌ آید یا مثلاً لبخند آن بتواند یک فضایی را در مسیر ما باز کند. امّا آنچه که مهم است این است که ماندگاری این نظام در جهت این است که بر همه‌ی رفتارهای او عقلانیّت برآمده‌ی ارزش‌ها و حافظ ارزش‌ها حاکم باشد و این به این معنا است که نمی‌شود دشمن را دشمن نینگارید، نمی‌شود دنبال را، دشمن را رصد نکرد،‌ نمی‌شود با آگاهی و هشیاری تمام عیار در عرصه‌های مختلف حضور نداشت و اگر چنین بود یعنی حضور بود، آگاهی بود، اقدام به موقع بود و همه‌ی این حرف‌ها بود، طبیعتاً باید بگوییم که این ملّت بصیر، این ملّت آگاه، این ملّت فداکار همواره حرکت آن رو به پیش و رو به تعالی است و یقیناً هم این‌گونه خواهد بود که نظام ما ذاتاً چنین است و این‌گونه خواهد بود.
اگر حالا این را بگیریم، مثل فرض کنید حالا این عرضی که می‌کنم بحث شکستن هیمنه‌ی آمریکا در همان آغاز انقلاب که این اتّفاق یک مرحله افتاد، جالب است حالا، این را چون این روزها بحث گزینه‌ی نظامی و این حرف‌ها مطرح می‌شود بد نیست این را بگوییم، این کشور تماماً در تسخیر آمریکایی‌ها بود، مگر جز این است؟ قبل از پیروزی انقلاب کجا بود که یک محلّ تصمیم باشد، یا یک نقطه‌ی تأثیر باشد، یا یک نقطه‌ی حرکت باشد در قالب نظام سیاسی و آن در اختیار آمریکایی‌ها نبوده است؟ آمریکایی‌ها در این ملّت کلاً مستقر بودند. ملّت ما را با شعار و حرکت بیرون کرد. آمریکا در هشت سال دفاع مقدّس با تمام توان در حمایت از صدام نقش‌آفرینی کردند. بیش از این آمریکایی‌ها با تمام توان خود کشورهای ؟؟ منطقه را در حمایت از صدام تا روز آخر نگه داشتند. بیش از این تمام دنیای غرب را در حمایت از صدام وارد کردند به این هم اضافه کنیم حتّی بلوک شرق را در مسیر مقابله‌ی با نظام اسلامی ما به کار گرفتند. خوب این‌که آمریکایی‌ها کجا غایب بودند از صحنه‌ی درگیری با نظام ما که حالا می‌خواهند بگویند می‌آییم؟ خود آن‌ها یک لحظه آدرس بدهند، ما هم نمی‌خواهیم بگوییم، یک لحظه نظام سیاسی آمریکا، چه رئیس جمهور آن، چه پارلمان آن، چه هر چیزی، بیایند بگویند ما این بازده‌ی زمانی از روز الف تا روز ب را، خدا شاهد است ما بر علیه انقلاب شما کار نکردیم. خدا شاهد است هم نگویند، منصفانه بگویند،‌ بگویند نکردیم دیگر، مرد باید جرأت داشته باشد که به فعل خود اقرار کند. کجا می‌توانند چنین ادّعایی را کنند؟ کجا ملّت ما فارغ از این نزاع و دیگری بوده است؟ هیچ‌جا. پس اگر آمدند و گفتند آقا گزینه‌ی نظامی روی میز است و فلان بسیار خوب باشد، ملّت ما که استقبال می‌کند، خوب یک بار بیایند این ادّعا را محقّق کنند ببینیم چه سرنوشتی متوجّه آن‌ها خواهد شد. ما که نشان دادیم در میدان هستیم، ما که نشان دادیم که اهل مبارزه هستیم، ما که نشان دادیم با نظام سلطه هیچ سر سازشی نداریم، ما که این را با فریاد اعلام می‌کنیم، ما به دنبال این نیستیم که پنهانی و مخفیانه کاری کنیم، نخیر، خیلی روشن و علنی، با قدرت تمام می‌گوییم ما نظام سلطه را یک نظام شیطانی و طاغوت می‌دانیم و نمی‌پذیریم، تمام.
خوب این را که هم رهبری ما می‌گوید، هم ملّت ما می‌گویند. امروز وقتی که داشتم به سمت قم می‌آمدم در راه گفتم می‌شود حساب کرد که مثلاً در هفته یا در روز، در کشور ما چند بار این شعار مقدّس مرگ بر آمریکا گفته می‌شود؟ خوب ما اگر که با آمریکا سر سازش داشتیم، اگر ملّت ما چنین فضایی را می‌پذیرفت چرا؟ شما آیا نماز جماعت یا جمعیّتی در این کشور برگزار می‌شود که در آن‌جا این شعار داده نشود؟ آیا شما جلسه‌ی سخنرانی‌ دارید که باز این شعار مایه‌ی آن جلسه را شکل ندهد؟ آیا ما نماز جمعه‌ای داریم که در این کشور برگزار شود و این شعار در آن حضور نداشته باشد؟ نداریم. ما که هر روز داریم به نظام سلطه نه می‌گوییم، هر روز داریم می‌گوییم، خوب طبیعتاً آن هم می‌خواهد به ما نه بگوید، بسیار خوب، این می‌شود یک عرصه‌ی مبارزه و این عرصه هم همواره وجود دارد. آنچه که مسلّم است این است ملّت ما این درس بزرگ را در طول این 35 سال هم خود آموخت، هم به دیگران یاد داد که آن چیزی که نظام سلطه را به تسلیم می‌کشاند چیزی جز مقاومت و ایستادگی در مقابل زیاده‌خواهی او نیست. هرچه نه به این نظام سلطه جدّی‌تر، عمیق‌تر باشد خود به خود تسلیم نظام سلطه سریع‌تر رخ می‌دهد. پس با این نظام با آن صفات و آن ویژگی‌ها که پلیدی و خشونت و جنگ و خونریزی و دنبال کردن منافع به هر قیمتی و آن‌جا هم در آن فرهنگ دوست و دشمن معنی ندارد. شما ببینید مثلاً در همین جریان بیداری اسلامی. اوّلاً یک؛ غربی‌ها سالیان زیادی است که یک معادله را می‌خواهند حل کنند، بحث ثبات و امنیّت را. وقتی که دنبال منافع خود می‌روند به اضافه‌ی آن طرف ارزش‌های خود را، می‌گویند که ما که نمی‌توانیم مثلاً در کشورهای مختلفی که منافع ما آن‌جا است، منابع مختلفی که در دسترس ما قرار بگیرد و آن‌جا وجود دارد یک نظام سیاسی غیر مطمئن را بپذیریم، ما باید امنیّت انرژی را در خلیج فارس تأمین کنیم، مثلاً فرض کنید ما باید نظامات سیاسی مستقر در کشورهای سایر منابع زیرزمینی و انرژی‌های فسیلی را باید به یک نوعی نگه داریم که انرژی مورد نیاز صنایع ما را تأمین کنند. از آن طرف شعار حقوق بشر می‌دهند، شعار آزادی می‌دهند، شعار دموکراسی می‌دهند، خوب این‌که در تعارض با یکدیگر هستند. نظامات سیاسی که اساساً هیچ بهره‌ای از دموکراسی نبردند، نظامات سیاسی که هیچ توجّهی به رفاه مردم خود ندارند، نظامات سیاسی که در قاموس خود اصلاً آزادی تعریف نمی‌شود، نظامات سیاسی که اساساً هیچ‌گاه منفعت ملّی و هویّت ملّی برای آن‌ها موضوعیّت ندارد، این نظامات سیاسی مورد حمایت آن‌ها هستند، خوب این‌که در تعارض است. امّا آن‌ها بعد که بحث امنیّت انرژی و منابع آن‌ها مطرح می‌شود و به حفظ این نظام‌ها می‌اندیشند، بعد که می‌خواهند آن شعارهای به اصطلاح فرهنگی و هویّتی خود را بخواهند مطرح کنند که خوب در تعارض با این‌ها قرار می‌گیرند.‌ خوب در زمان بوش پسر دنبال این بودند که این را با قدرت نظامی به نفع خود حل کنند که آن بحث خاورمیانه‌ی بزرگ و چه و چه و چه آن زمان مطرح شد، می‌خواستند چه کار کنند؟ می‌گفتند این نظامات سیاسی که متّکی بر مردم نیست، مردم خود را تحقیر می‌کند، امنیّتی برای آن‌ها نمی‌آورد، رفاهی نمی‌آورد، فقر و فاقه و بیچارگی را برای مردم خود دارد این‌ها خود به خود بستری را فراهم می‌کنند که جریان‌‌های اجتماعی- سیاسی شکل بگیرد، آن‌ها به سمت خشونت و امثال این‌ها حرکت کنند که به خصوص بعد از جریان طالبان و القاعده چنین ذهنیّتی به وجود آمد. می‌خواستند حل کنند، این نظامات سیاسی را بردارند، به یک نوعی یک دموکراسی ساختگی به ارمغان آورده‌ی از طرف غرب بیایند یک چنین فضای با ثباتی را به وجود بیاورند، خوب نتوانستند. بعد آمد و جریان بیداری اسلامی رخ داد، از تونس شکل گرفت و تا الی آخر. خوب دارند تلاش می‌کنند که این فضا را در جهت منافع خود مدیریّت کنند ولی به یاد داشته باشیم آن عنصری که در این میدان تعیین‌کننده است درسی است که مردمان کشورهای اسلامی و غیر اسلامی از ملّت ما آموختند و از انقلاب ما آموختند که اگر می‌خواهی خود باشی بایستی مقاومت کنی، ایستادگی کنی و به زیاده‌خواهی نظام سلطه نه بگویی و الآن این این در جریان است، در یک چالش جدّی است. شما ببینید بحث افغانستان و عراق را حداقل در چندین سال گذشته‌ی خود داریم آمریکایی‌ها یک حرکتی کردند آمدند افغانستان و عراق را بعد از جریان 11 سپتامبر به اشغال خود درآوردند به خیال این‌که می‌توانند خود را و آن نظامات سیاسی مورد نظر خود را بر این جوامع تحمیل کنند. ولی این اتّفاق افتاد؟ نه. آیا امروز آمریکایی‌های بزرگترین مصیبتی که دارند نحوه‌ی خروج آبرومندانه‌ی از این کشورها نیست؟ پاسخ مثبت است. پس انقلاب اسلامی ما هیمنه‌ی نظام سلطه را آن‌چنان به چالش کشیده است که نظام سلطه امروز برای بقاء خود دارد فعّالیّت‌های مختلفی را شکل می‌دهد و دست و پا می‌زند. ما نیازی نداریم در مقابل آن‌ها بخواهیم چه کنیم یا نکنیم، چون ما هستیم. به هر حال این هم بحث بیرونی انقلاب است که واقعاً انقلاب ما منشأ این شد در عرصه‌ی مناسبات بین الملل که نظام سلطه بی‌اعتبار شود، هیمنه‌ی آن شکسته شود، دیگر خیلی نتواند به عنوان قلدر محله سر کوچه بایستد و به هر کسی هر فرمانی که می‌خواهد بدهد.
بحث زیاد است حالا من دیگر در این بخش نروم، می‌خواهم بگویم شاید این‌گونه بتوانیم بگوییم که یکی از ویژگی‌های نهادینه‌ی نظام اسلامی ما استکبارستیزی در سطح جهانی و نفی استبداد در درون جامعه است و نهایتاً ایجاد بستر رشد، تعالی و تکامل انسان تا رسیدن به مرحله‌ی خلیفة اللّهی که هم در مقدّمه‌ی قانون اساسی ما آمده است، هم در معارف اسلامی ما است. ولی من خیلی سریع بروم روی بخش که به به حوزه‌ی خود من مربوط می‌شود و آن این‌که ما ببینیم در حوزه‌های علمی و فنّاوری امروز وضع ما چیست؟ یک روزی در این کشور بیشترین سطح صنعتی که ما داشتیم بهره‌مندی از یک صنعت پایه‌ای ذوب آهن بود و السّلام. در حوزه‌های دیگر هم نهایتاً ما صنایع مونتاژ داشتیم که بیرون قطعات را طراحی می‌کردند، می‌ساختند، محصولات را می‌دادند ما این‌جا مونتاژ می‌کردیم، تحویل مردم می‌دادیم و اساساً جامعه‌ی ما بازار مصرف کالاهای ساخت بیگانه بود. امروز نمی‌گویم ما از بیرون چیزی نمی‌گیریم، نه می‌گیریم. امروز نمی‌گویم در بازار ما کالاهای ساخت بیرون نمی‌آید، می‌آید. امروز نمی‌گویم که ما بعضی از کم‌تدبیری‌ها یا بی‌تدبیری‌ها را کردیم که بازار خود را در اختیار دیگران گذاشتیم، نه این کار را کردیم این واقعیّتی است که وجود دارد. امّا همه‌ی قضیه همین است؟ می‌گوییم نه. امروز در جامعه‌ی ما زیرساخت‌های صنعتی، توان‌های دانشی و علمی و داشته‌های فنّاورانه‌ای وجود دارد که هر آنچه که این ملّت اراده کند می‌تواند خود به دست خود در داخل کشور بسازد و استفاده کند. این امکان کمی نیست، ما کمتر کشوری را داریم که این همه در حوزه‌ها و عرصه‌های مختلف داشته‌های علمی، فنّاورانه و توان تولیدی داشته باشد. حالا چرا ما نقائصی داریم بحثی است که به این‌جا مربوط نیست، امّا مثلاً در حوزه‌ی نظامی در نظر بگیریم یک روزی ارتش ما، فرمانده‌هان ارتش ما قبل از پیروزی انقلاب این‌ها بدون استثناء توسّط دیگران عزل و نصب و منصوب می‌شدند، به اضافه‌ی این‌که هر آنچه که از تسلیحات و امکاناتی که در اختیار ما قرار داده می‌شد از یک سطحی به بالاتر توسط خود آن‌ها تعمیر و نگهداری و به کارگیری می‌شد. به عبارتی فرزندان این ملّت نوکری یا گماشتگی دیگران را می‌کردند برای نگهداری ابزاری که در اختیار ما گذاشتند برای تأمین منافع خود آن‌ها. جایی برای منافع ملّی ما تعریف نمی‌شد، جایی برای رسالت و مأموریّت نیروهای مسلّح ما تعریف نمی‌شد که متوجّه منافع و اهداف ملّی ما باشد. مدام متوجّه این بود که حالا مثلاً فرض کنید که اگر قرار است سد نفوذ شود، جلوی نفوذ روس‌ها در منطقه گرفته شود پس ارتش ایران باید چه استقراری داشته باشد، چه تجهیزاتی داشته باشد، چه کار کند، کجا. آیا امروز این‌گونه است؟ نه. ما امروز در نیروهای مسلّح خود تمامی سیستم‌ها و نظامات فرماندهی را، مدیریتی را، آموزشی را، به کارگماری را خود ما از پایه طراحی می‌کنیم، در اختیار داریم و نیروهای مسلّح ما انجام وظیفه می‌کنند. در حوزه‌ی تسلیحاتی و امکاناتی هر آنچه که نیروی مسلّح نیاز دارند را خود  تولید می‌کنند، به کار می‌گیرند. ما مستغنی از این هستیم که بخواهیم به دست دیگران نگاه کنیم که آن‌ها چیزی را به ما مرحمت کنند، لطف کنند در اختیار ما بگذارند. ما امروز در کشور خود به بسیاری از کشورها داریم صادرات تسلیحاتی می‌کنیم یعنی مای مصرف‌کننده مطلق در حوزه‌های نظامی که بالاترین سطوح تکنولوژی معمولاً به کار گرفته می‌شود و پیچیده‌ترین سیستم‌های سلاح در آن‌جا ساخته می‌شود ما امروز هیچ نیاز به خارج نداریم، خود ما داریم همه‌ی نیازهای خود را توسعه می‌دهیم، تولید می‌کنیم، به کار می‌گیریم، ارتقاء می‌بخشیم و الی آخر. اگر بخواهیم بگوییم که دستاوردهای علمی ما بعد از پیروزی انقلاب چه بوده است باید این‌ها را بر بشماریم 1- امروز جامعه‌ی اسلامی ما از فنّاوری هسته‌ای بهره‌مند است و قادر است تمامی چرخه‌ی سوخت را در کشور در اختیار داشته باشد، دانشمندان ما، فنّاوران ما، صنعتگران ما تمامی این دانش را و این فنّاوری را در داخل کشور به رغم همه‌ی محدودیّت‌ها و تحریم‌هایی که برای ما اعمال شده است این را توانستند برای ملّت ما به دست بیاورند و تحصیل کنند. ما امروز جزو چند کشور باشگاه هسته‌ای جهانی هستیم. این دستاورد بزرگی است. غربی‌ها و نظام سلطه اساساً دنبال این است که نگذارد در درون جامعه‌ی اسلامی ما و در نظام سیاسی ما عناصر عمده‌ی تعیین کننده و تأثیرگذار در عرصه‌ی قدرت شکل بگیرد یکی از آن‌ها بحث علم و فنّاوری است. آن‌ها به شدت فعّالیّت می‌کنند این‌طور نیست که نشستند، نگاه می‌کنند هر اتّفاقی می‌خواهد بیفتد. هر کسی در هر گوشه‌ای از دنیا احتمال می‌دهند مثلاً یک همکاری در حوزه‌ی علم و فنّاوری با ما دارد می‌کند فوراً آن را به یک نوعی دستگیر می‌کنند، می‌گیرند، چه می‌کنند، تهدید می‌کنند، مانع می‌شوند، نمی‌گذارند. ولی جوانان دانشمند ما نشستند این صحنه و عرصه را تماشاگر هستند؟ نه. با همان روحیّه‌ی جهادی و با همان آرمان‌گرایی می‌روند و پیچیده‌ترین تکنولوژی‌ها را خود از پایه کسب می‌کنند و بعد هم آن را عملیّاتی می‌کنند تبدیل به محصول می‌کنند این عزّت‌‌آفرین است، این اقتدارآفرین است، این ایجاد قدرت می‌کند، این دیگران را در مقابل ما به تسلیم وا می‌دارد. در حوزه‌ی فضایی جالب است شما این را بدانید، ما نمی‌گوییم این را مراکز آکادمیک جهانی که در سطح جهانی بررسی می‌کنند و گزارش می‌دهند این را آن‌ها می‌گویند که در 2013 کشور جمهوری اسلامی ایران پرشتاب‌ترین و سریع‌ترین حرکت را به سمت توسعه‌ی علوم و فنون فضایی برداشته است در بین پنج کشوری که جدیداً وارد عرصه‌ی فضا شدند. این از کجا آمده است؟ این جز بر باورمندی به ما می‌توانیم و تکیه‌ بر توان داخلی است؟ نه این‌طور نیست. جالب است شما این را بدانید امروز در دنیا کمتر کشوری وجود دارد که تمامی زنجیره‌ی فضایی را در اختیار داشته باشد. ما امروز از پایگاه پرتاب را، پرتاب کننده را، خود ماهواره را، خود ایستگاه زمینی مربوط به مدیریت ماهواره و تماس و ارتباط با آن را تماماً خود ما داریم تولید می‌کنیم، در اختیار داریم. هیچ جا این‌طور نیست. البتّه این‌که می‌گویم هیچ‌ جا این‌طور نیست مثلاً فرض کنید حالا ممکن است ‌بگوییم آمریکا این را دارد یا مثلاً مجموعه‌ی اروپایی‌ها این را دارند ولی این‌که همه‌ی این‌ها ما هستیم و چین است که در این مسیر قدم برداشته است، برزیل است، آفریقای جنوبی است و الی آخر. ولی آن کشوری که همه‌ی این‌ها را امروز بالفعل دارد ما هستیم. ما بچّه‌های خود این مردم هستند که ماهواره را می‌سازند، ماهواره را در مدار قرار می‌دهند، آن را مدیریت می‌کنند و از آن بهره‌برداری می‌کنند. در حوزه‌ی علوم، در حوزه‌ی پزشکی به هر حال ما امروز به سلول‌های بنیادین چندین و چند سال است که دست پیدا کردیم. ما در بحث شبیه سازها چندین و چند سال است که در این وادی گام برداشتیم. ما در بحث تولید داروهای امراض صعب العلاج گام‌های بسیار بلندی را برداشتیم، به آن رسیدیم. این‌طور نیست که خیلی کشورها این‌ها را در اختیار دارند، این‌ها محصولات این نظام است، محصولات این نظام سیاسی است که باید هم قدر شناخت و هم شکر خدا را کرد.
ما امروز در حوزه‌ی تسلیحات نظامی من این را خدمت شما عرض کنم این را ملّت ما بداند، شما مردم شریف قم هم بدانید ما هر محصولی که در حوزه‌ی دفاعی ما، در مواجهه‌ی با نظام سلطه... چون ما امروز تهدید خود را فقط آمریکایی‌ها می‌دانیم و بعد هم حالا مسئله‌ی اسرائیل را به تبع او، خارج از او ما فکر نمی‌کنیم تهدیدی برای ما متصوّر باشد. در همین وادی امروز فرزندان این ملّت در صنایع دفاعی و نیرهای مسلّح قادر هستند هر نوع نیازمندی تسلیحاتی برای مقابله و مواجهه‌ی با دشمن یا تهدید غیر هم‌طراز را در جهتی که بتواند وجه غالب را این ملّت از صحنه بیرون بیاورد را ما در اختیار داریم. ما می‌گوییم از ایده تا محصول تمام این فرایند را فرزندان این ملّت در داخل همین کشور می‌توانند انجام دهند، تولید کنند. این افتخار کمی است؟ افتخار بزرگی است. آن چیزی که نظام سلطه را در مقابل نظام ما قرار می‌دهد همین چیزها است. اگر ما هیچ چیز نداشته باشیم به هر آنچه که می‌خواهیم، لازم است بخواهیم خیلی فضای درستی به وجود می‌آید. آن‌ها اراده‌ی خود   در مجرای تأمین نیازی که ما از آن‌ها داریم تحمیل می‌کنند. ولی این ملّت به این مسیر هم نه گفت. إن‌شاء‌الله که خدا به همه‌ی ما توفیق عنایت کند که قدر این نظام و انقلاب را بدانیم و به عنوان سربازانی همیشه حاضر به عمل در عرصه‌ی دفاع از این نظام و توسعه و گسترش آن إن‌شاء‌الله قدم برداریم.