مشروح سخنرانی آیت الله مقتدایی - شب نهم فجر 92

20-11-92 6أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی سَيِّدِنا وَ نَبِیِّنَا أَبِی ‌الْقَاسِمِ مُحَمَّد صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ عَلَی آلِهِ وَ أهلِ بَیتِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ الْهُدَاةِ الْمَهْدِيِّين»
«قَالَ اللَّهُ الحَکيْم فِي کِتَابِهِ الْعَظِيمِ: وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى‏ بِآياتِنا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ»  امشب مصادف با شب رحلت بانوی بزرگ عالم اسلام کریمه‌ی اهل بیت حضرت فاطمه‌ی معصومه (صلوات الله و سلامه علیه) است.


این مصیبت بزرگ و رحلت کریمه‌ی اهل بیت را به پیشگاه مبارک حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا له الفداء) به پیشگاه مبارک برادر بزرگوار ایشان امام هشتم امام رضا و هم‌چنین به پیشگاه مبارک مقام معظّم رهبری (دامة برکاته) مراجع بزرگوار تقلید (دامة برکاتهم) به همه‌ی پیروان مکتب اهل بیت و به همه‌ی شما عزیزان حاضرین در جلسه تسلیت عرض می‌کنم.
چند جمله‌ای در شرح حال ایشان به مناسبت شب رحلت این بانوی بزرگ، حضرت معصومه با امام هشتم از یک مادر هستند. پدر و مادری یکی هستند و از امام هشتم کوچک‌تر بود. حضرت معصومه ده ساله بود که پدر بزرگوار ایشان موسی بن جعفر (علیه السّلام) در زندان بغداد شهید شدند و ایشان تحت کفالت و حمایت برادر رشد پیدا کرد و یک علاقه‌ی فوق العاده‌ای بین این خواهر و برادر بود. در سال دویست هجری مأمون امام هشتم را، امام رضا را به جبر از مدینه به مرو، خراسان آورد. در سال 201 یعنی یک سال بعد از این‌که امام هشتم (علیه السّلام) از مدینه به مرو آمدند، دوری برادر برای فاطمه‌ی معصومه سخت بود، نتوانست طاقت بیاورد. یک سال بعد از حرکت امام، حضرت فاطمه‌ی معصومه از مدینه با جمعی حرکت کردند که به ایران بیایند و به دیدار برادر برسد. تا ساوه آمدند، در ساوه فاطمه‌ی معصومه مریض شد، خبر به قم رسید که حضرت فاطمه دختر موسی بن جعفر در نزدیکی قم در ساوه است، مریض شده است. جمعی از شیعیان قم به ساوه حرکت کردند به ریاست موسی بن خزرج اشعری قمّی این یکی از بزرگان قم بود. این‌‌ها رفتند در ساوه از حضرت فاطمه‌ی معصومه درخواست کردند که شما به قم بیایید. فرمود چقدر مسافت است؟ گفتند حدود مثلاً ده فرسخ ایشان پذیرفت. با همان حال ناتوانی حرکت کردند با جمعی که همراه ایشان بود به قم آمدند. استقبال فراوانی در قم از حضرت معصومه شد. همان موسی بن خزرج که یکی از بزرگان و رؤسای قم بود، مهار آن ناقه‌‌ای که حضرت معصومه بر آن سوار بودند را خود او به دست گرفته بود و آن را از جلو می‌کشید. حضرت معصومه به منزل خود برد. حضرت معصومه 16 روز یا 17 روز در حال مریضی در آن منزل بودند و بعد رحلت کرد. همین‌جایی که الآن قبر مطهّر ایشان است یک باغی بوده، زمینی بوده برای همان موسی بن خزرج که جنازه را آوردند این‌جا در باغ ملکی او جنازه را دفن کرد.
مرحوم محدّث قمّی آقا شیخ عبّاس قمی صاحب مفاتیح در کتاب سفینة البحار می‌نویسد که جمعی بر حضرت امام صادق (علیه السّلام) از ایران، از قم، از ری وارد شدند. حضرت به آن‌‌ها فرمود که برای خدا حرمی است به نام مکّه. امام صادق فرمود. برای پیغمبر حرمی است به نام مدینه. برای امیر المؤمنین (علیه السّلام) حرمی است کوفه. فرمود: «وَ إِنَّ لَنَا حَرَماً وَ هُوَ بَلْدَةُ قُمَّ»  فرمود: ما اهل بیت هم حرمی داریم و حرم ما شهر مقدّس قم است. دنبال این حدیث فرمود: «وَ سَتُدْفَنُ فِي‌ها امْرَأَةٌ مِنْ أَوْلَادِي» زود است که یک زنی از فرزندان من در شهر مقدّس قم دفن می‌شود. اسم او فاطمه است. این را امام صادق فرمود: «فَمَنْ زَارَهَا» هر کسی او را زیارت بکند، «وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ»‌ بهشت بر او واجب است. راوی می‌گوید این کلام را امام در وقتی فرمودند که هنوز پدر حضرت معصومه حضرت موسی بن جعفر به دنیا نیامده بود. قبل از این‌که موسی بن جعفر به دنیا بیاید، پدر حضرت معصومه امام صادق این بشارت را دادند که حرم ما در قم است و حضرت معصومه این‌جا دفن می‌شود. «فَمَنْ زَارَ‌ها وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ» هر کسی زیارت بکند، بهشت برای او واجب است.
این عنایتی از اهل بیت به این محل است. سعد بن عبد الله قمّی یکی از بزرگان اهل قم از علما و رواة حدیث است محضر هشتم امام رضا در مرو شرفیاب شد. امام خوب او را می‌شناسند. از رواة، از علما است فرمودند که از قم آمدی؟ امام هشتم فرمود «عِنْدَكُمْ لَنَا قَبْرٌ» ‌ ما یک قبر پیش شما داریم. می‌گوید عرض کردم «جُعِلْتُ فِدَاكَ» فدای شما بشوم مراد شما قبر حضرت فاطمه است. فرمودند بله. باز این‌جا امام هشتم ببینید سؤال کرد، از قبر خواهر خود سراغ گرفتند، بعد فرمود هر کسی او را زیارت بکند بهشت بر او واجب است. آن وقت زیارتی که الآن شما مشرّف می‌شوید حرم زیارت حضرت معصومه آن را می‌خوانید این زیارت را امام هشتم به همین سعد بن عبد الله تعلیم دادند که این‌طور برو قبر فاطمه را زیارت کن که در این زیارت شما می‌خوانید «یا فاطِمةُ اشْفَعى لى فِى الْجَنَةِ, فَاِنَ‌ لَكِ عِنْدَ اللهِ شَأْناً مِنَ الشَأْنِ» ای فاطمه‌ی معصومه در حق من شفاعت کن «اشْفَعى لى فِى الْجَنَةِ» شفاعت من را بکن برای رفتن بهشت، چون مقام و شأن بالایی نزد خدا داری.
 این جمله‌ی آخر را هم عرض بکنم. مرحوم محدّث قمی آقا شیخ عبّاس قمی صاحب کتاب مفاتیح در قم یک شب در جایی منبر بود. روی منبر مرحوم آقا شیخ عبّاس قمی فرمود من دیشب خواب مرحوم میرزای قمی را دیدم. همین عالم بزرگی که در شیخان دفن است. او از بزرگان علما بود. می‌گوید در خواب از مرحوم میرزای قمی سؤال کردم حضرت فاطمه‌ی معصومه قیامت اهل قم را شفاعت می‌کند؟ آقا شیخ عبّاس قمی از میرزای قمی سؤال می‌کند آیا قیامت فاطمه‌ی معصومه برای اهل قم شفاعت می‌کند؟ این‌‌ها را به بهشت می‌برد؟ روی منبر فرموده بود میرزای قمی به من جواب داد فرمود: شفاعت اهل قم به من است، من میرزای قمی قیامت اهل قم را شفاعت می‌کنم، بهشت می‌برم. فاطمه‌ی معصومه اهل عالم را شفاعت می‌کند. نه تن‌ها اهل قم را. «فَاِنَ‌ لَكِ عِنْدَ اللهِ شَأْناً مِنَ الشَأْنِ» شأن بالا. قدر خود را بدانید بحمد لله در شهر مقدّس قم که حرم اهل بیت است، در کنار مرقد مطهّر کریمه‌ی اهل بیت إن‌شاءالله شفاعت ایشان شامل حال همه‌ی ما بشود به برکت این بانوی بزرگ همه‌ی ما اهل بهشت باشیم إن‌شاءالله.
 ایام، ایام بسیار مبارکی است. ایام دهه‌ی فجر من این ایام را هم به همه‌ی شما عزیزان تبریک عرض می‌کنم. ایام الله است. قرآن به حضرت موسی کلیم می‌فرماید «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى بِآياتِنا‏» حضرت موسی را فرستادیم با آیاتی که به او دادیم و به او دستور دادیم که «أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّور» برو بنی اسرائیل را از گمراهی نجات بده، به نور و روشنایی ببر. «وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ» ایام الله را به یاد ایشان بیاور. ایام الله چه زمانی بوده است؟ مصداق آن را در همان آیه بیان می‌کند که به این‌‌ها بگو ببینید شما تحت چه ظلمت و ظلم و ستمی بودید. فرعون بچّه‌های شما را سر می‌برید، «يُذَبِّحُونَ أَبْناءَكُمْ وَ يَسْتَحْيُونَ نِساءَكُمْ»  زن‌های شما را به کنیزی می‌گرفتند. مردان شما به خاک و خون کشیده می‌شدند، اموال شما غارت می‌شد. یک چنین روزگار سختی داشتید به یاد بیاورید که یک چنین ظالم ستمگری خداوند متعال ظلم او را از سر شما برداشت. فرعون را غرق کرد. این ایام الله است. به یاد آن‌‌ها بیاور چه ظلم‌‌ها و ستم‌هایی داشتید، تحت چه فشارهایی بودید و خدا شما را نجات داد. فرعون را غرق کرد، شما آزاد شدید، راحت شدید. خود شما، فرزندان شما، زن و بچّه‌ی شما، همه‌ی قوم راحت شدید، آزاد شدید این غرق فرعون و رفع این ستم یکی از ایام الله در قرآن به حساب می‌آید که خداوند به موسی می‌فرماید به یاد آن‌ها بیاور که چه زندگی داشتید و به کجا رسیدید.
خوب این نمونه است، قرآن بیان می‌کند. ما هم فکر کنیم یکی از ایام الله 12 بهمن است، ورود امام به این کشور بعد از تبعید و یکی از ایام الله 22 بهمن سقوط نظام ستم‌‌شاهی همان ظلم‌هایی که فرعون کرد این‌ها هم در آن زمان می‌کردند. درست است «يُذَبِّحُونَ أَبْناءَكُمْ» بچّه‌های شما را ذبح می‌کرد، این‌جا ذبح نمی‌کردند، سر نمی‌بریدند امّا همین که جوان‌ها را در منجلاب فساد می‌کشاندند، از سر بریدن بدتر است. چه روزگاری بود. اغلب شما به یاد ندارید. آن افراد بزرگواری که سن آن‌ها بالاتر است آن زمان را، دوران را دیدند. فساد غوغا میکرد و آزاد. به قول بعضی از بزرگان همان وقت می‌گفتند مغازه‌های مشروب فروشی از نانوایی‌ها بیشتر بود. هر گوشه‌ای مغازه‌ی مشروب‌فروشی آزاد، جلسات لهو و لعب، جلسات مختلط دختر و پسر زن و مرد نمی‌شود گفت بی‌حجاب، مکشّفه عریان. کنار دریا‌ها، در دانشگاه‌ها غوغا بود. روزنامه‌ها، مجلّات، عکس‌های سکسی، رادیو تلویزیون خدا رحمت کند مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی ایشان فرمودند اخبار رادیو هم حرام است. نه تنها موسیقی آن، فرمود گوش دادن به اخبار حرام است. برای این‌که این‌ها تعریف می‌کنند، توصیف می‌کنند از یک افراد فاسد که سزاوار تعریف نیستند. آن رادیو، تلویزیون برنامه‌های عجیب و غریب فیلم‌هایی که بود این‌ها بدتر از ذبح فرزندان است. جوان‌ها را به فساد می‌کشیدند. در منجلات فساد می‌بردند. آزادی نبود. نمی‌توانستند مردم آزاد دین خود را، منبری‌‌ها می‌خواستند منبر بروند از آن ‌ها التزام می‌گرفتند فلان چیز نگو، فلان چیز نگو.
به هر جهت یک دوران ستم، فساد تقریباً می‌شود گفت که آن شاه مملکت یک نوکر حلقه به گوش اجانب بود. مکرّر مرحوم امام (رضوان الله تعالی علیه) می‌فرمودند همین شب گذشته هم باز من از تلویزیون دیدم این جمله را امام تکرار کردند ایشان فرمودند یک عکسی از محمّد رضا شاه من پیش یکی از مجلّات و نشریه‌ها دیدم، فرمودند یک عکسی من دیدم که رفته آمریکا و در مقابل رئیس جمهوری آمریکا ایستاده است، مثل یک بچّه عبد ذلیل آن هم عینک را از چشم خود برداشته است اصلاً نگاه به این نمی‌کند. نگاه او به یک طرف دیگر است و دارد با او حرف می‌زند. این تحقیر، امام می‌فرمود تلخی این منظره هنوز هم در کام من است که من دیدم رئیس مملکت، شاه مملکت در مقابل یک انسان این‌قدر تحقیر می‌شود. این‌قدر ذلیل است. شاه یک مملکت آن وقت دیگر مردم او، ملّت او معلوم است.
ما یک چنین وضعی داشتیم. برنامه‌های حتّی روزهای تعطیلی را داشتند، تعطیلات مذهبی را کم می‌کردند. تعطیل روز اربعین حذف شد. روز تاسوعا و عاشورا، تاسوعا را حذف کردند. فقط روز عاشورا آن را هم نمی‌توانستند. به این کار قدرت نداشتند. تعطیلی روز جمعه را بنا بود بردارند زمزمه بود. علّت این را هم می‌گفتند چون در دنیا یک عدّه مسیحی‌ها یک شنبه تعطیل هستند، یهودی‌ها شنبه تعطیل هستند. ارتباط بازار ایران، بازار تهران، اقتصاد ما دو روز آن‌‌ها تعطیل هستند، کار ما هم فلج است یک روز هم ما تعطیل هستیم. هفته‌ای سه روز تعطیل می‌شود. پس تعطیلی جمعه را برداریم که اقلاً بتوانیم هفته‌ای دو روز بیشتر تعطیلی با دنیا نداشته باشیم. با این دلیل زمرمه بود. تعطیلی جمعه را بردارند. تاریخ را خوب عوض کردند تاریخ شاهنشاهی 2500 ساله اگر ادامه پیدا می‌کرد، معلوم نبود به کجا می‌رسید. ببینید در یک چنین موقعیتی همان که قرآن می‌فرماید موسی به بنی اسرائیل به یاد آن‌ها بیاور«وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ» بگو چه روزهایی را داشتید؟
 امّا دشمن شما سقوط کرد. خدای بزرگ فرعون را نابود کرد، شما آزاد شدید. حالا این‌جا هم بحمد لله با همّت مردم، حمایت مردم، با تدبیر امام راحل بنیان‌گذار انقلاب اسلامی روز 22 بهمن آن نظام ستم‌شاهی سقوط کرد. همین‌طور که فرعون غرق شد. این سقوط کرد و به جای آن یک نظام الهی، یک حکومت اسلامی بی‌نظیر از صدر اسلام تا حالا ببینید چه نعمت بزرگی است. امام بزرگوار چه کرده است؟ اگر انسان واقعاً روی آن فکر بکند، دقّت بکند کار عظیمی رخ داده است. به تعبیر بعضی از بزرگان یک معجزه‌ی تاریخ است که یک ملّتی با دست خالی نه مسلّح بودند و نه تانک و توپ و اسلحه داشتند، در مقابل یک دشمنی که تا بن دندان مسلّح است. ساواک با تمام قدرت از آن حمایت می‌کند، به تمام گوشه و کنار و مخفی‌گاه‌های مملکت نفوذ دارد.در خانه‌های مردم نفوذ دارد. ارتش با تمام قدرت نظامیان خارجی، مشاورین خارجی آمریکایی این‌ها ارتش را دارند می‌گردانند، می‌چرخانند آن‌ها داشتند اداره می‌کردند، آموزش می‌دادند. مسلّح، با قدرت ملّت هم با دست خالی امّا همین قیام ایثار و فداکاری و اتّحاد وحدت تمام اقشار مختلف مردم زن و مرد و کوچک و بزرگ و روحانی و دانشگاهی و بازاری و کشاورز همه یک‌پارچه بودند. امام وقتی آمدند در فرودگاه مهرآباد اوّلین سخنرانی که کرد چند جمله‌ای فرمود، فرمود رمز پیروزی ما، وحدت ما است. این وحدت ما را در مقابل این قدرت‌های بزرگ به پیروزی رساند. اتّحاد ملّت و بعد امام یک جمله هم به آن رمز پیروزی ما وحدت ما است اضافه کرد، رمز بقای پیروزی همان رمز است. اگر بخواهیم پیروزی ما استمرار پیدا بکند، بقا داشته باشد رمز بقاء همان رمز پیروزی است، همان وحدت است. رمز پیروزی ما وحدت است، رمز بقاء‌ پیروزی هم همان وحدت است. باید این وحدت را حفظ کنیم.
 خوب این نعمت، نعمت بزرگی است. قرآن فرمود «وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ» تذکّر بده، یادآوری کن این نعمت بزرگ الهی بود، مستند به کسی نیست. بگوییم او این پیروزی را آورد. معجزه‌ی الهی است. خدا خواست و چون ملّت به پاخاست، قیام کرد، وحدت خود را حفظ کرد، ایثار و فداکاری کرد، از جان گذشتگی نشان داد، خداوند این نظام را، این نعمت را به او ارزانی کرد. «وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ»  قرآن می‌فرماید ‌خدا اعلام می‌کند بر شما که «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزيدَنَّكُمْ» اگر شکر کردید، نعمت می‌ماند، اضافه هم می‌شود امّا اگر کفران کردید نعوذ بالله «إِنَّ عَذابي‏» عذاب من سخت است. پس این نعمت بزرگ است، نعمت الهی است.
شما ملاحظه بکنید بحمد لله مدّتی امام بزرگوار رهبری کرد. با انفاس قدسیّه‌ی امام چه انقلابی درونی در بین مردم ما پیدا شد مخصوصاً جوان‌ها. ره چندین ساله را یک شبه طی کردند. شما یک مراجعه بکنید به این وصیت‌هایی که شهدای عزیز ما نوشتند. وصیت‌های آن‌ها که مانده است، ببینید چقدر عارفانه. این مطالب را ما در کتاب‌ها از بعضی از عرفای بزرگ سراغ داریم که این عبارات را داشتند امّا این جوان‌ها در وصیّت‌نامه‌های عادی معمولی خود همان مطالب را دارند. ما برای خدا قیام کردیم، برای امر امام، برای اسلام، برای امام حسین یک چنین تعبیراتی. توصیه می‌کنند به پدر‌ها و مادر‌های خود برای ما عزاداری نکنید، خوشحال باشید. ما در راه خدا شهید شدیم. این برای شهدای ما است. پدر‌ها و مادر‌ها خوشحال. مادر، عزیز خود را داده است، می‌گوید ای کاش باز هم یک فرزند دیگر داشتم در راه خدا قربانی می‌کردم. پدر‌ها همین‌طور، مادر‌ها همین‌طور. مردم ما در همین طول جنگ تحمیلی چقدر فداکاری کردند. ارسال کاروان‌های کمک به جبهه‌ها. در زمان جنگ بود خود مردم در استان‌ها، در شهر‌ها در مضیقه بودند، بعضی چیز‌ها کوپنی بود. وسائل شوینده و صابون و امثال این‌ها پیدا نمی‌شد. در جبهه می‌رفتید می‌دیدید فراوان. همه چیز در آن‌جا فراوان بود. ما مکرّر رفتیم، یک شب اهواز رفته بودیم، خرمشهر آن آقای شهید میثمی (رضوان الله تعالی علیه) -یکی از روحانیون اصفهانی بود. خدا او را رحمت بکند فعّالیّت‌های عجیبی در جبهه داشت- یک شب ایشان ما را به فاو برد. فاو آن وقت در دست ایران بود. برای عراق است، دست ایران بود. یک شب ما را به آن‌جا برد، در سنگر رفته بودیم و این را چند جا مکرّر گفتم چون واقعاً برای من اعجاب‌‌انگیز بود. ما صبح از آن سنگر بالا آمدیم یک جایی هفت، هشت، ده تا شیر آب برای وضو گرفتن بود. من نگاه کردم دیدم پای هر شیر آبی یک جا صابونی، یک صابون هم درست، بزرگ در جاصابونی است. ما این‌جا در خود قم پیدا نمی‌کردیم. کوپنی بود، می‌خواستیم برویم پول بدهیم بخریم نبود. آن‌جا نه این‌که یک دانه صابون بگذارند برای این هفت، هشت، ده تا شیری که آب است، هر یک شیری یک جاصابونی یک صابون در کنار آن. این‌جا میوه کم بود، آن‌جا پرتغال‌های درست خوب الحمدالله داشتند.
ارسال کمک‌‌ها، مردم از خود کم می‌گذاشتند،  برای جبهه‌ها می‌فرستادند. اصفهان ما رفتیم یک وقت چند تا از این روستا‌ها را سرزدیم. در خانه‌های متعدّد خانم ‌ها نشستند، نان می‌پزند. در این خانه هفت، هشت تا خانم هستند. از این تنورهای چیز گذاشتند، دارند نان می‌پزند. نان‌ها را از آن طرف آن خانم‌ها درمی‌آورند، پهن می‌کنند یک قدری خشک بشود، در پلاستیک جمع می‌کنند یک کامیون به جبهه می‌فرستند. در آن منزل همین‌طور. هفت، هشت تا منزل ما دیدیم که دارند نان می‌پزند. نه یک روز و دو روز دائماً. نان نرم، تازه  به جبهه می‌فرستادند. شیراز رفته بودیم آیت الله حایری دعوت کردند ما رفتیم یک چند روز آن‌جا سخنرانی داشتیم. ایشان ما را برد آن محلی که محل جمع‌آوری همین کمک‌‌ها بود. آن‌جا هم یک عدّه خانم‌ها نشسته بودند، قند خورد می‌کردند. قندهای بزرگ، تکه‌ای، کله‌ای این‌ها را خورد می‌کردند. می‌کردند در پلاستیک و جمع می‌کردند و  با کامیون جبهه می‌فرستادند. آجیل جمع می‌کردند، بعد دسته‌بندی می‌کردند. همه‌جا همین‌جا قم همین‌طور. ارسال کمک‌ها به صورت کاروان در جبهه‌‌ها حرکت می‌دادند، جای مختلف آن‌جا هم راهنمایی می‌کردند کجا‌ها نیاز است.
وقتی مردم یک چنین فداکاری می‌کنند، خداوند هم نعمت را برای آن‌‌ها اضافه می‌کند. شکر این نعمت، ببینید این جمهوری اسلامی یکی از نعمت‌های بزرگ الهی است با رهبری امام، رهبری مقام معظّم رهبری این تا به حال اداره شده است. جنگ را پشت سر گذاشتیم. الآن این بیداری اسلامی که پیدا شده است به برکت این نظام است. این دشمنی‌هایی که دارند می‌کنند، علیه جمهوری اسلامی متّحد شدند، نتوانستند ضربه‌ای بزنند و إن‌شاءالله نخواهند توانست. چرا؟ چون خدا پشتیبان این مملکت است، خدا پشتیبان این نظام است. این نظام، نظام الهی است. به رهبری یک فقیه مجتهد آن وقت امام، امروز رهبری مقام معظّم رهبری چقدر حکیمانه، چقدر با تدبیر دارد پیش می‌برد. شما یک نگاه بکنید در اطراف ما کشورهای اطراف در همه‌ی آن‌ها آشوب است جنگ است. هر روز یک سر و صدایی است. فعلاً کشور ما بحمد الله، به لطف الهی در امن و آرامش به سر می‌برد. از نظر امنیّت به این صورت، از نظر قدرت ملاحظه بکنید مثل یک کشور مقتدر دارد در جهان پیش می‌برد. به عنوان یک کشور مقتدر همه هم این را قبول کردند. همین‌ها که آن وقت می‌گفتند ایران منزوی شده است، خود آن‌ها منزوی شدند. قبول دارند الآن منزوی هستند. افتخار می‌کنند که ارتباطی با نظام جمهوری اسلامی داشته باشند.
این کشور یک نظام الهی است به رهبری یک فقیه مجتهد و دارد اداره می‌شود. خداوند هم کمک می‌کند، این نعمت شکر دارد. عمده عرض من امشب به شما بزرگواران این است که این مطالب را عرض کردم که یک چنین نعمت بزرگی خدا به شما داده است. قرآن می‌فرماید اگر شکر کنید، نعمت می‌ماند. اگر کفران کردید، نعمت از دست شما می‌رود. شکر این جمهوری چیست؟ خوب یک چنین نظامی خدا به ما داده است. شکر این نعمت امروز حمایت از این نظام است. اگر ما این نظام را با چنگ و دندان حمایت کردیم، حفاظت کردیم این شکر این نعمت است. شکر هر نعمتی مناسب خود آن نعمت است. شکر این نعمت این است که ما باید حمایت بکنیم. روز 22 بهمن پیش می‌آید چند روز بعد 22 بهمن روز پیروزی انقلاب. هر سال دشمن‌ها مترصد هستند ببینند امسال دیگر مردم کمتر بیایند که بردارند سر و صدا بکنند که مردم از نظام خسته شدند، از این سختی‌ها به تنگ آمدند. دیگر حمایت از نظام ندارند. سر و صدا بکنند امّا به کوری چشم آن‌ها هر سال می‌بینند بهتر از سال قبل، جمعیّت بیشتر با اشتیاق بالاتر می‌آیند حاضر در صحنه و راهپیمایی. إن‌شاءالله همه متّحد، منسجم با هم در راهپیمایی 22 بهمن حضور پیدا می‌کنیم و دشمن را مأیوس می‌کنیم یک اجتماع مأیوس کننده‌ی دشمن. اجتماع دشمن شکن.
این شکر نعمت است. شکر این نعمت حمایت از این نعمت است و ما هم عرض کنم که انتظار ما از دولت جمهوری اسلامی ایران این است که همین‌طور که ملّت ما تا به حالا حمایت خود را از این نظام با سختی و کوشش نگه داشتند و اسلام را یاری می‌کنند، دولت ما باید گوش به فرمان رهبر باشد. ببیند فصل الخّطاب کلام رهبری است. خط‌مشی دولت، رئیس جمهور محترم، هم اعضای دولت  همان خط مشی باشد که رهبری ترسیم کرده است. مراجع بزرگوار تقلید دلسوز نظام هستند. این‌ها علاقه‌ی به این نظام دارند. علاقه‌ی به اسلام دارند. بزرگواران اسلام هستند. باید حرف‌های این‌ها مورد توجّه قرار بگیرد. صرفاً در گفتار هم نباشد در عمل. امروز من دیداری با حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی داشتم. ایشان خیلی نگران بودند. یک مجلّه‌ای را گفتند بیاورید آوردند در این مجله ایشان فرمودند ببین این مطلب در جمهوری اسلامی، در یک نشریه‌ای که مجوّز از وزارت ارشاد دارد. این مطلب آمده است. مطلب چیست؟ یک مصاحبه‌ی صوری یک دیپلمات با امام حسین مصاحبه می‌کند. آقا جان من خیلی برای شما احترام قائل هستم، شما را دوست می‌دارم آیا مناسب نبود فرصت را غنیمت بشمارید، وقتی به شما پیشنهاد کردند با یزید بیعت کنید و در خانه‌ی خود بنشینید کسی با شما کاری ندارید. تدبیر اقتضاء می‌کرد شما قبول بکنید. در خانه بنشینید، نروید خود را با زن و فززند و عزیزان همه را به فلاکت بیاندازید. این یک مصاحبه با، مفصّل است یک مصاحبه هم با حضرت ابو الفضل دارد. آقا جان من خیلی به شما احترام قائل هستم، شما را دوست دارم امّا این فرصتی که به دست آمد امان‌نامه برای شما فرستادند، خوب جا داشت این امان‌نامه را قبول می‌کردید و راحت می‌شدید نه خود را به کشتن می‌دادید چرا دست‌های ابو الفضل قطع بشود؟ چرا شهید بشود؟ چرا فرق او... خوب آن امان‌نامه را قبول می‌کردید. ببینید این به فرمایش آیت الله مکارم فرمودند این ارتداد است. دارد به امام درس یاد می‌دهد. یعنی شما تدبیر نداشتید، با تدبیر کار نکردید. آن وقت این مقاله را در یک روزنامه در دست بعضی از جوان‌ها بیفتد قلب پاک، صاف، بی‌اطّلاع در ذهن او می‌آید بله درست است چرا امام حسین قبول نکرد؟ بله این هم یک مطلبی است چرا ابو الفضل وقتی برای او امان‌نامه آمد قبول نکرد؟ این در ذهن بعضی‌ها تشکیک می‌کند. این‌ها باید رعایت بشود یا مطالب دیگر علی أیّ حال می‌خواهم عرض بکنم دولت دولت اسلامی است باید در خط رهبری خطی که ایشان ترسیم کردند و همچنین استفاده‌ی از نظرات مراجع بزرگوار این‌ها دلسوز اسلام هستند، این‌ها به مسلمان‌ها برای احکام دین خود خط‌مشی می‌دهند. در سیاست همین شکل است. امیدوار هستیم إن‌شاءالله خداوند کمک بکند همین‌طور که تا حالا شما مردم بزرگوار و عزیز و انقلابی و ولایی در خط اصیل اسلام حرکت کردید از روز اوّل پیروزی تا حالا ملّت ما از این خط اصیل اسلام یک قدم انحراف پیدا نکرده، امیدوار هستیم إن‌شاءالله در همین خط اصیل اسلام با رهبری مقام معظّم رهبری ادامه پیدا بکند و إن‌شاءالله ما این نظام مقتدر را به همین اقتدارتحویل امام زمان (اروحنا له الفداء) بدهیم.