مشروح سخنرانی آیت الله طاهری خرم آبادی - شب دهم فجر 92

21-11-92 2«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَ الْحَمْدَ مِفْتَاحاً لِذِكْرِهِ وَ سَبَباً لِلْمَزِيدِ مِنْ فَضْلِهِ وَ دَلِيلًا عَلَى آلَائِهِ وَ عَظَمَتِهِ ثُمَّ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَی أَشْرَفِ الأَنْبِیَاءِ وَ الْمُرْسَلِین وَ خَاتَمِ السُّفَرَاءِ الْمُکَرَّمِین مَوْلَانَا أَبِی الْقَاسِمِ الْمُصْطَفَی مُحَمَّد صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ عَلَی أَهْلِ بَیْتِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ الْمَعْصومِینَ الْهُدَاةِ الْمَهْدِیِّین لَا سِیَّمَا نَامُوسَ الدَّهْرِ وَ إِمَامَ الْعَصْر الحُجَّةَ بْنِ الْحَسَن روحِی وَ أَرْوَاحُ الْعَالَمِینَ لِتُرَابِ مَقْدَمِهِ الْفِدَاء».
«أَمَّا بَعْد قَالَ اللهُ الحَکِیم إِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتي‏ كُنْتُمْ تُوعَدُونَ‏َ» .


به نظر می‌رسد وقتی انقلاب را بررسی می‌کنیم نه تنها انقلاب اسلامی ایران، برای بررسی این انقلاب‌ها و این نهضت‌ها مقداری باید به تاریخ سر بکشیم و جهاتی را که در اصل حدوث انقلاب مؤثّر بوده بررسی کنیم، جهاتی که می‌تواند در استمرار انقلاب مؤثّر باشد. البتّه عوامل زیاد است من سه نکته را به عنوان عوامل محوری در انعقاد انقلاب و پیروزی انقلاب به عرض عزیزان می‌رسانم و عقیده‌ی من بر این است که همین عوامل اگر چنانچه جدّی انگاشته شود و درست، بر پایه‌ی صحیح نسبت به آن‌ها عمل کنیم انقلاب ما کماکان همان‌گونه که 34 سال را به لطف خدا با پیروزی و عظمت و سربلندی پشت سر گذاشته است بقیّه‌ی تاریخ را هم إن‌شاء‌الله تا ظهور و قیام حضرت بقیّة الله الاعظم (ارواحنا فداه) خواهد پیمود.
اساساً قیام‌ها و انقلاب‌هایی که در طول تاریخ صورت گرفته آن قیام‌هایی ماندگار شده و در تاریخ بشریّت تأثیرگذار بوده و سرنوشت آن‌ها را رو به تکامل حرکت داده عبارت بوده از قیام‌هایی که «لِلَّه» بوده، نظیر قیام‌هایی که انبیاء الهی در برابر ستمکاران و طواغیت تاریخ من البدو عالم تا عصر خاتم الانبیاء محمّد مصطفی (صلّی الله علیه و آله و سلّم) این انقلاب‌ها آمده و مسیر بشریّت را رو به تکامل برده است. اگر به عیسی و موسی و نوح و ابراهیم (علیهم الصّلاة و السّلام) و سیر تاریخ انقلاب آن‌ها، حرکت آن‌ها و نهضت آن‌ها و برخورد آن‌ها با طواغیت زمان آن‌ها نگاه کنیم می‌بینیم این توفیقی که در این مسیر نصیب این حرکت‌ها شده است نقطه‌ی اوّل امتیازات این قیام‌ها و انقلاب‌ها این بوده که این‌ها «لِلَّه» بوده‌اند، در مسیر خدا و برای اهداف الهی بوده‌اند.
ما نداریم نهضتی که برای خدا بوده و شکست خورده باشد، اگر شکست بوده شکست آن ظاهری بوده، خالی از «إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ»  نبوده است، یا به هر دو ظفر هم دنیوی و هم اخروی رسیده است یا اگر به دنیوی نرسیده به فتح معنوی حتماً نایل آمده است. لذا اوّلین نقطه و اوّلین امتیاز و اوّلین جایگاه حرکتی در قیام‌هایی که بشریّت در مسیر آن‌ها قرار گرفته است و آن قیام‌ها قیام‌های موفّقی بوده‌اند این بوده که این‌ها لله و برای خدا بوده‌اند. قیام و انقلاب اسلامی ما در عصر غیبت معصوم (علیه الصّلاة و السّلام و عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) به رهبری بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام عظیم الشّأن (رضوان الله تعالی علیه) به لطف خدا از این خصوصیّت به تمام معنا بهره‌مند بود. یعنی به شهادت تاریخ امام امّت به عنوان رهبر انقلاب و به عنوان بنیانگذار جمهوری اسلامی و به عنوان بنیانگذار این حرکت عظیم نجات‌بخش در عصر غیبت همه شهادت می‌دهند، همه بر این معترف و مقرّ هستند که این مرد بزرگ هدفی جز خدا در سر نداشت.
اگر زندگی امام را ورق بزنیم و نگاه کنیم همه‌ی این‌ها بر ما، چه آن‌هایی که در زمان امام زندگی کرده‌اند، در کنار امام مبارزه کرده‌اند، شاگردی کرده‌اند دیدند و چه تاریخی که ثبت شده است، ثابت شده است، چنین حرکتی و چنین روالی در زندگی امام بود. شما نگاه می‌کنید به عنوان سند در قبل از شروع نهضت وقتی که یک نصیحتی را از امام می‌طلبند امام یک نامه‌ی بلندی در جواب آن تقاضا می‌نویسند که امروز به عنوان یکی از آثار تاریخی در کتابخانه‌ی یزد اصل آن نسخه نگهداری می‌شود. امام (رضوان الله تعالی علیه) در ابتدای آن نامه به عنوان نصیحت می‌نویسند «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏ * قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى‏ وَ فُرادى‏...» . نامه را با این آیه‌ی مبارکه شروع می‌کنند.
یعنی ای کسانی که می‌خواهید از من نصیحتی بشنوید و ای کسانی که طالب آن هستید رأی من را بدانید، بدانید من همان آیه‌ای را سرلوحه‌ی حرکت زندگی خود قرار داده‌ام که خدای متعال به پیغمبر خود به عنوان موعظه‌ی منحصره اعلام کرده است. یعنی خدای متعال به نبیّ مکرّم اسلام فرمود ای پیغمبر به مردم بگو، «قُلْ إِنَّما»، به اصطلاح ما طلبه‌ها «إِنَّما» افاده‌ی حصر می‌کند، یعنی تنها شما را به یک موعظه نصیحت می‌کنم و آن این است که قیام شما برای خدا باشد، «أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ». تنها باشید یا با جمع باشید هر چه هست قیام برای خدا باشد، «أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى‏ وَ فُرادى» چه با جمع چه در تنهایی.
شما نگاه می‌کنید وقتی امام تنها است باز با همان صلابتی است که با جمع است، با همان عزّت و قدرتی است که با جمع است، این‌طور نبوده که امام وقتی میلیون‌ها انسان از او حمایت می‌کنند در روحیّه‌ی او، نسبت به ظلم‌ستیزی او تفاوتی حاصل شده باشد. از مرحوم آیت الله طاهری خرّم آبادی (رضوان الله تعالی علیه) که حقّ او است نه به عنوان انتصاب بلکه به عنوان کسی که بسیار از نزدیک تمام دوران مبارزه را در محضر امام و به عنوان شاگرد امام زوایای کار امام و برنامه‌ی امام را دنبال می‌کرد و در مسیر مبارزه بود، در کتاب خاطرات ایشان تمام مسیرهای مبارزاتی به خوبی و با دقّت توضیح داده شده است. متأسّفانه باید عرض کنم، 100 تأسّف بر این که مرکز اسناد انقلاب اسلامی یک مرتبه در همان اوایل خاطرات ایشان را چاپ کرد و چون مدوّن‌ترین و دقیق‌ترین خاطرات بود به زودی نایاب شد و هرگز مرکز اسناد مبادرت به چاپ مجدّد نکرد. این را نه من برای آقای طاهری عرض کنم این تاریخ انقلاب است، تاریخ حرکت امام است، تاریخ مبارزات است، تاریخ علماء است، تاریخ حرکات و روش‌هایی است که امام به کار بردند و بسیار دقیق است.
آن‌جا ایشان نوشته‌اند که من در محضر امام بودم روزی که می‌خواستند در اوج التهاب قضیّه‌ی انقلاب بروند و برای مدرسه‌ی فیضیّه سخنرانی کنند. تمام کسانی که به محضر امام می‌آمدند همه دلهره داشتند، اضطراب داشتند و بسیار جوّ وحشتناک و تهدیدآمیزی از سوی رژیم برای جان امام در بین بود، حق هم داشتند بترسند. ولی امام مثل کوه ایستاده بودند، نشسته بودند و مطالعه‌ی همان روزها را می‌کردند، درس‌ها و مواردی را که در آن روزها مورد مطالعه داشتند، ایشان داشتند کتاب مطالعه می‌کردند، اصلاً به خیال ایشان اضطراب راه پیدا نمی‌کرد. چنین انسانی اگر قیام او برای خدا نباشد باید از همه بیشتر بترسد چون نقطه‌ی هدف او است، همه بر جان امام می‌‌ترسیدند، می‌ترسیدند که هر لحظه خطر جانی برای امام پیش بیاید.
در قضایای دیگر در شب دستگیری ایشان امام فرموده بوده و در تاریخ ثبت شده، در بازگشت وقتی ایشان از حبس به قم برگشتند فرمودند: و الله من نترسیدم. و اللّهی که امام بفرمایند با و الله بنده و امثال بنده خیلی متفاوت است، و الله من نترسیدم و آن‌ها می‌ترسیدند و جرأت نکردند کنار جادّه‌ی قم لحظه‌ای نگه دارند و من نماز صبح خود را بخوانم. اگر دل چنین انسانی از ناحیه‌ی الهی قرص نباشد این امنیّت خاطر معنی ندارد. این قیام برای خدا است از نقطه‌ی شروع، در ادامه، در زمانی، می‌خواهم خوب توجّه بفرمایید که چطور این برای خدا بودن همچنان در مسیر مبارزه‌ی امام ادامه دارد. در تمام ابعاد مبارزه ادامه دارد، وقتی که امام (رضوان الله تعالی علیه) و سایر علماء در بحث انجمن‌های ایالتی و ولایتی جلوی رژیم ایستادند و گفتند ما زیر بار چنین ذلّتی نمی‌رویم و نباید این مصوّبه‌ی مجلس به اجرا دربیاید و نباید اسم تورات و انجیل وکتاب‌های دیگر در کنار کتاب قرآن شریف به عنوان قسم خوردن برای نمایندگان مجلس قانون شود و موادّ دیگر.
رژیم در قبال علماء عقب‌نشینی کرد، مردم هم انصافاً یاری کردند. می‌خواهم این را عرض کنم که برای خدا بودن یعنی چه. آقا در همین خاطرات یادآوری کردند، نوشته‌اند من با عدّه‌ای از فضلاء در محضر امام بودم، بعد از این‌که رژیم عقب‌نشینی کرد و ختم مسئله‌ی انجمن‌های ایالتی و ولایتی را رسماً اعلام کرد ما به عنوان شاگردان و کسانی که در محضر امام فعّال بودیم نشسته بودیم. امام ما چند نفر را نشاند نصیحت کرد، فرمود: بدانید شما طلبه‌ها، شما فضلا، شمایی که با من سر و کار دارید بدانید، این کار کار خدا بود نه کار ما، ما کاری انجام ندادیم، خدا بود که چنین پیروزی نصیب اسلام کرد، فردا در اجتماع پست نشوید به رخ بکشید و بگویید این ما بودیم که شاه را شکست دادیم، این ما بودیم که نظام را به عقب راندیم، به رخ بکشید، کار کار خدا بود. این برای خدا بودن در همه جا به چشم می‌خورد. در 22 بهمن، من نمونه‌های تاریخی عرض می‌کنم تا این مسئله ثابت شود، رژیم وقتی که بختیار نخست وزیر بود تصمیم گرفتند آن روز کودتا کنند، یعنی چهار بعد از ظهر تصمیم گرفته شد که هیچ کس حقّ خروج از خانه ندارد، حکومت نظامی.
سران انقلاب دستگیر، مردم عند الخروج سرکوب، این همه‌ی تئوری و برنامه‌ای بود که آن‌ها در نظر داشتند. همه بدون استثناء، بدون استثناء به تمام کلمه و «بِمَعنَی الکلمه» در این جهت مانده بودند که با این ترفند رژیم چه کنند. چیزی که من می‌دانم امام در اتاقی دو رکعت نماز خواندند، خود امام، بعد از آن دو رکعت نماز وقتی بیرون آمدند فرمودند به مردم بگویید به حکومت نظامی اعتناء نکنند و به خیابان بیایند. به خیابان آمدن مردم همان و شکستن توطئه‌ی حکومت نظامی و بعد شکست انقلاب که در آن صورت مسلّم بود. خدای متعال به این وسیله آن توطئه را شکست، خود من شخصاً از امام شنیدم نفرمود من گفتم به حکومت نظامی اعتناء نکنید، عین جمله را می‌گویم که یادآور خاطره‌ی بیان امام هم باشد. امام فرمود خدا خواست که چنین چیزی شود، با همان تعبیر خود، خدا خواست که چنین چیزی شود و انقلاب پیروز شود و اسلام پیروز شود.
این مرد اگر مرد الهی نبود... جایی ما ندیدیم یک کلمه‌ای از خود سخنی بگوید، چیزی را به رخ بکشد، بگوید این من بودم، همیشه دم از اسلام، همیشه دم از نبیّ مکرّم، همیشه دم از قرآن، همیشه دم از عنایات خدای متعال، اتّکال به خدای متعال، تماماً این بود، پشتوانه‌ی او این بود. لذا می‌بینیم این مرد چه در عالم تنهایی چه در عالمی که میلیون‌ها نفر پشت سر او هستند یک حالت بیشتر ندارد. لذا وقتی که در سفر فرانسه به طرف ایران در هواپیما نشسته است و آن شخص خدمت امام می‌رسد و به امام عرض می‌کند شما چه احساسی دارید؟ امام فرمودند: هیچ. این برای خیلی افراد تعجّب‌آور بود که هیچ یعنی چه؟ انقلابی که به این مرحله رسیده هیچ یعنی چه؟ هیچ یعنی همانی که من دنبال آن بودم کار خدا بود، هدف خدایی بود، قبل همین بوده الآن هم همین بوده، این ظهور و بروزها در من تأثیر جدیدی ندارد.
پس اگر این انقلاب تا الآن به این عظمت و عزّت و پایداری و بحمد الله سربلندی در عالم رسیده نقطه‌ی اوّل و تکیه‌گاه اوّل آن همین قیام لله بوده، همین «أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ» بوده که از ناحیه‌ی رهبری و فرماندهی این انقلاب بحمد الله به تمام معنا وجود داشته است. این فکر و این سلیقه و این روحیه به ملّت هم رسیده و در وجود دیگران هم اشراف شده است. بچّه‌هایی که با فاصله‌ی کوتاهی بعد از پیروزی انقلاب رفتند شهید شدند برای چه روحیّه‌ای بود؟ به چه عنوان بود؟ به خاطر همین بود که برای خدا بود، مشی حسین بن علی بود. تمام شعارهای جبهه‌ی ما و هشت سال دفاع مقدّس ما و انقلاب ما و تاریخ انقلاب ما مربوط به عاشوراء است، مربوط به کربلاء است، مربوط به قیام برای خدا است.
این روحیه‌ای که «عِبَارَةٌ» اخرای همان اخلاص است، به نظر بنده برای خدا بودن یعنی خالص، قاطی ندارد، این اگر باشد پیروزی آن حتمی است. پیروزی آن یا از دو جنبه است یا از یک جنبه، به هر حال پیروز است. بحمد الله انقلاب اسلامی از هر دو جنبه پیروز شد. این نکته‌ی اوّل که می‌خواستم به عرض عزیزان برسانم که این نقش در رهبری انقلاب چنین تأثیری داشته و بحمد الله در تداوم رهبری هم این‌چنین است. ما می‌بینیم که مقام معظّم رهبری (حفظه الله و دامت برکاته) هم چه در عالمی که ابر قدرت‌ها و ذی‌ نفوذهای عالم بخواهند باب در بستن و تحریم و مسائل دیگر را بر ما باز کنند و ما را مثلاً منزوی کنند و چه برگردند به یک حال برخورد می‌کنند، این‌طور نیست که عزّت اسلام را با چیزی معامله کنند، همان‌ که پیغمبر اکرم نکرد. پیغمبر اکرم باب «رَحْمَةً لِلْعالَمين‏ََ»  است شکّی نیست، صریح آیه‌ی قرآن است، امّا در باب اساس اسلام با کسی معامله نکرده است.
محضر رسول خدا آمدند عرض کردند یک سال مسلمان می‌شویم یک سال بت می‌پرستیم، اجازه می‌دهید ما به این شرط مسلمان می‌شویم. پیغمبر اکرم فرمود: خیر ما چنین اسلامی نداریم. امّا کس دیگری از بنی عامر که قبیله‌ی بسیار کثیری هم بودند وقتی خدمت رسول خدا بودند و می‌خواستند با پیغمبر بیعت کنند گفتند این نامه‌ای که شما نوشتید اسم شما هست ولی لقب رسول الله دارد، ما با این نامه بیعت نمی‌کنیم مگر این‌که لقب رسول الله از ذیل این اسم پاک شود. رسول خدا چون این عنوان مربوط به خود او بود فرمود پاک کنید. امیر المؤمنین (صلوات الله و سلامه علیه) فرمود: یا رسول الله اجازه بدهید من این کلمه را پاک نکنم، این وظیفه را از دوش من بیندازید. حضرت فرمود: باشد، دستور می‌دهم کس دیگری پاک کند. پاک کردند، کلمه‌ی رسول الله را حذف کردند، برای این‌که جذب اسلام کنند.
برای این‌که این حدّاکثری که گفته می‌شود مبنای تاریخی در روش و سیره‌ی پیغمبر گرامی اسلام دارد، در روایات ما هم دارد که اگر رسیدم روایت آن را عرض می‌کنم. ولی بر سر خود اسلام، توحید و اساس اسلام هرگز معامله‌ای صورت نگرفته است. بنیانگذار این انقلاب هم همین‌طور عمل کرده‌اند، خَلَف صالح او هم تا به حال به همین نحو عمل کرده‌اند و این نقطه‌ی اساسی ما است و این نقطه‌ای است که ما باید همیشه بر آن اصرار کنیم که در اصل اسلام و دین معامله جایز نیست. چرا همان‌طور که مقام معظّم رهبری فرمودند ما تغییر تاکتیک داریم و این اشکالی هم ندارد، پیغمبر اکرم هم انجام داده است، ولی اصل را دست نمی‌گذاریم، تغییر تاکتیک هیچ اشکالی هم ندارد. پس این نکته‌ی اوّل، اگر انقلاب ما بخواهد تداوم پیدا کند که إن‌شاء‌الله به یاری خدا تداوم پیدا خواهد کرد، اگر بخواهیم این جهات ادامه داشته باشد باید بر این مسئله‌ی اخلاص و قیام برای خدا نه در لسان و در شعار و در حوزه‌ی رهبری، همه‌ی ما مکلّف هستیم که کار برای خدا انجام دهیم تا کار ما نفوذ پیدا کند، کار برای غیر خدا نفوذ پیدا نمی‌کند، تأثیر ندارد، اگر هم داشته باشد کوتاه است، ابتر است، ناتمام است.
نکته‌ی دوم که در انقلاب و نهضت ما لازم است به آن توجّه کنیم و امام به آن توجّه کرد مسئله‌ی پایبندی به قانون و نظام‌مندی حکومت است، حکومت با قانون و نظام اداره می‌شود. من یک کلمه و یک جمله در توضیح این بگویم و عبور کنم. شما ببینید 53، 54 روز بعد از پیروزی انقلاب یعنی کمتر از دو ماه امام (رضوان الله تعالی علیه) دستور برگزاری انتخابات دادند، انتخابات برای خود جمهوری اسلامی. با این‌که مردم، میلیون‌ها نفر بارها و بارها در خیابان فریاد زده بودند استقلال آزادی جمهوری اسلامی، ولی در عین حال امام رأی مردم را می‌خواست و می‌خواست این رأی به صورت نظام‌مند در تاریخ انقلاب ثبت شود. برای دنیا و سؤال‌کنندگان تاریخ این سند بماند که مردمی با بیش از 98 درصد به نظام جمهوری اسلامی رأی آری دادند. بعد از انتخابات جمهوری اسلامی انتخابات خبرگان قانون اساسی بود، یعنی کسانی را مردم انتخاب کردند که قانون اساسی را مدوّن کنند، علماء بودند.
بعد از آن رأی گرفتند برای خود همین قانون اساسی که علماء نشسته بودند و به عنوان خبرگان به آن رأی داده بودند، باز امام فرمود برای آن انتخابات انجام دهید، باز مردم پشت این صحنه باشند، انتخابات سوم بود. انتخابات چهارم انتخابات مجلس بود و انتخابات پنجم انتخابات ریاست جمهوری. شما نگاه می‌کنید در یک برهه‌ی بسیار کوتاه امام نظام را طرّاحی می‌کند، از نقطه‌ی اصل که رأی به خود نظام باشد تا مسئله‌ی ریاست جمهوری. یعنی در عین حال که امام احتیاج به این حرف‌ها نداشت، اگر می‌فرمود همه چیز عملی بود، هیچ کس مخالف نبود، ولی در عین حال امام نظام را نظام‌مند می‌کند، قانون‌مند می‌کند، این حکومت را برای تاریخ به ثبت می‌رساند و همه‌ی آرای مردم را پشت این نظام می‌آورد و تراکم آراء هست. این نظام را بر پایه‌‌ی اسلام ولی متّکی به آرای مردم ترتیب می‌دهد و شکل می‌دهد، نه خارج از دین.
کسانی که جمهوری اسلامی را در طول تاریخ نظام جمهوری اسلامی همواره در بیرون و بعضاً در درون متّهم به استبداد کرده‌اند جواب این نکته‌ها را امام از قبل آماده کرده و داده، رأی مردم یعنی دموکراسی را پشت تیره به تیره‌ی این نظام چیده است و جواب داده است و آن‌ها در پیشگاه تاریخ برای چنین اتّهامی محکوم هستند.  این از روشن‌ ضمیری امام برای ما فریاد می‌زند و می‌بینیم که امام کجا را می‌دیده است. خود من دقیق به یاد دارم که بعضی آن موقع اظهار نظر می‌کردند که ما مجلس نمی‌خواهیم، این چیزها را نمی‌خواهیم، ولایت فقیه هست ولیّ امر هست هر چه او حکم کند همان است ولی امام زیر بار نرفتند و گفتند طابقاً النّعل بالنّعل براساس مصالح دنیوی و براساس شکل‌های حکومتی که در دنیا وجود دارد ما نیز باید شکل حکومتی پیدا کنیم و این کارها را انجام دادند. بنابراین در ادامه هم همین‌طور است، ما هر جا که ضرر کردیم فعلاً تا این‌جای بحث من از دو نکته ضرر کردیم یا کار برای خدا نبوده ضرر کردیم یا براساس قانون و نظام‌مندی نبوده است.
ما دیدیم بعضی از سوء تدبیرهایی که کشور را دچار مشکلات کرد و این فرار از قانون‌ها به این‌جا منجر می‌شود. این حرف دوم و عرض دوم من بود. امروز به برکت اسلام، به برکت قرآن و به برکت خون شهدای راه انقلاب که راه اسلام و دفاع از نبیّ مکرّم اسلام و اهل بیت معصومین بوده این نظام بر پایه‌ی اسلام و با رویکرد دفاع از مستضعفین و مظلومین عالم همچنان به فضل خدا پیش می‌رود. در صحنه‌‌های علم و فناوری، در همه‌ی صحنه‌های علمی، من دیگر اسم نمی‌برم، مخصوصاً در صحنه‌ی انرژی هسته‌ای و سایر علومی که وجود دارد و وقت می‌گیرد که من اسم ببرم، به فضل خدا ما امروزه جزء کشورهای به نام دنیا هستیم در حالی که قبل از انقلاب برای یک قطعه از هواپیما و یا هر وسیله‌ی دیگری ما باید معطّل آمریکایی‌ها و دیگران می‌ماندیم که آیا آن‌ها بخواهند به ما چیزی بدهند یا خیر، نه فنّاوری آن را بدهند خود قطعه را آیا بدهند یا ندهند. امروز به فضل خدا در هیچ زمینه‌ای دست ما به سوی آن‌ها دراز نیست، امروز با همین مقاومت، با همین اخلاص، با همین رویکردهای نظام‌مند که عرض کردم، دنیا است که امروزه برای ارتباط با نظام جمهوری اسلامی در صف ایستاده‌اند، بلکه آن‌ها خودشان خودشان را تحریم کرده‌اند.
امروزه اگر می‌بینید در دو سه روز گذشته بیش از 400 شرکت مهمّ فرانسوی و ده‌ها و صدها شرکت دیگر که در کشورهای اروپایی برای ارتباط با ایران در نوبت هستند این به دنبال همین قیام «لِلَّه» و همین ایستادگی‌ها و همین نظام‌مندی‌ها و همین برای خدا کار کردن‌ها و خون شهداء بوده است، برای استقامت همین ملّت بوده است، برای همین بوده که رهبری درست مسائل جهانی را تجزیه تحلیل کرده‌اند و هدفمند نظام را پیش برده‌اند. این‌ها آسان به دست نیامده هزینه برداشته ولی بحمد الله ثمرات بسیار عالی داشته است. در سطح دنیا امروز می‌بینیم تا اقصی نقاط عالم، تا اعماق آفریقا، حرکت‌های اسلامی به اسم بیداری اسلامی در بین ملّت‌ها چه تحقّق پیدا کرده و چه در حال تحقّق است.
مردم عالم دیگر آن مردمی نیستند که سابق بر این مستکبرین عالم هر چه برای آن‌ها تصمیم می‌گرفتند به اجرا دربیاورند، صحبت می‌کنند، قیام دارند، حرکت دارند، آن‌ها می‌گویند ما هم هستیم ولو سرکوب شوند، ولو کشته بدهند، ولو در این راه صدماتی نصیب آن‌ها شود، امّا امروزه مردم دنیا که یقیناً وقتی ما تحلیل تاریخی کنیم می‌بینیم منشأ این حرکت انقلاب اسلامی ایران بوده و بس، می‌بینیم این نهضت به فضل خدا در سر تا سر عالم اثر خود را گذاشته است. در حوزه‌ی منطقه‌ای هر کاری را مستکبرین عالم می‌خواهند تصمیم‌گیری کنند می‌گویند بدون وجود ایران نمی‌شود، حتّی در حوزه‌ی جهانی هم همین است. امّا شما نگاه کنید می‌بینید آن‌ها به روی خود نمی‌آورند، آقای اوباما در دو هفته‌ی پیش این اقرار را کرد گفت ما اگر می‌توانستیم پیچ و مهره‌ی بساط ایران را هم جمع می‌کردیم، اگر می‌توانستیم.
یعنی به لابی صهیونیستی خود که مجبور است به آن‌ها توضیح دهد، مجبور است آن‌ها را آرام کند گفت ما نمی‌توانیم، اگر می‌توانستیم این کار را انجام می‌دادیم، نمی‌توانیم. این‌که هر لحظه ما را از هیمنه‌ی آمریکا بترسانند نیست، بلکه این آمریکا و دیگران هستند که باید با نظام اسلامی همراهی کنند و یافته‌های نظام اسلامی را جدّی بگیرند و مردم دنیا هم بحمد الله از این نظام، از بهره‌های معنوی این نظام بهره‌مند شده‌اند. نکته‌ی سوم که ختم عرض جلسه‌ی من است خدمت شما عرض می‌کنم امام و مقام معظّم رهبری همیشه بر آن تکیه داشتند و تأکید داشتند مسئله‌ی وحدت است. من واقعاً تأکید می‌کنم ما به اهل سنّت 34 سال است پیشنهاد وحدت می‌دهیم ولی خود ما با هم اختلاف می‌کنیم و این خیلی غیر معقول است. اگر ما می‌توانیم با اهل سنّت وحدت داشته باشیم چطور خود ما نمی‌توانیم با هم وحدت داشته باشیم؟
مگر ما در همه‌ی اصول و فروع با هم مشترک نیستیم؟ مگر ما شیعه و محبّ امیر المؤمنین و اهل بیت نیستیم؟ اصلاً چپ و راست معنی ندارد، این چه حرفی است؟ بله سلیقه مختلف است ولی کسی که دلسوز انقلاب و اسلام است یک مسیر است، صراط مستقیم واحد است، صراط مستقیم متعدّد نیست. اصول اسلام و انقلاب که معرّف آن امام و دلسوزان انقلاب و فعلاً مقام معظّم رهبری و باز هم سران اصلی انقلاب و نهضت در تاریخ گذشته و فعلاً هستند اصول واضح و روشنی است، چیز به هم خورده و متردّدی نیست تا ما تردید کنیم. همه باید دنبال یک راه، یک خط، یک نظام، یک پرچم و یک پرچم‌دار حرکت کنیم، اختلاف چیزی را بر ما نمی‌افزاید، ضرر ما را دست می‌زند و توسعه می‌دهد. ما باید با هم باشیم، ما باید در کنار هم باشیم، ید واحده‌ای که امام می‌فرمود مسلمین باید «یَدِ وَاحِد عَلَی مَن سِوَاهُم» باشند، این همیشه تعبیر امام بود.
«یَد وَاحد عَلَی مَن سِوَاهُم» باشند. چه دلیلی دارد ما با هم اختلاف کنیم؟ البتّه حتّی دو برابر دو قلو هم ممکن است اختلاف سلیقه داشته باشند ولی در اصل و در کار اساسی انقلاب و نظام ما با هم اختلافی نداریم و نباید داشته باشیم. فردا روز 22 بهمن است، امید خود ما، ملّت ما که مسلّم همان‌طور که آقا فرمودند خواهیم دید که ملّت عزیز و ملّت فهیم در صحنه‌ی انقلاب چطور خواهند آمد و باز هم بر این ارزش‌ها و بر نظام جمهوری اسلامی ایران تأکید و پشتیبانی خواهند داشت، امید ملّت‌های در ستم هم فردا است. آن‌ها وقتی این صحنه‌ها را می‌بینند دلگرم می‌شوند، در سوریه، در عراق، در افغانستان، بلکه در کشورهای آفریقایی و در هر کجا که یک مستضعفی تحت ستم است با دیدن این صحنه‌ها دل او شاد می‌شود، دلگرم می‌شود.
در مجموع دل حضرت بقیّة الله الاعظم (ارواحنا فداه و عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) از این حرکت شاد می‌شود. من این روایت را از بیان امام صادق (علیه الصّلاة و السّلام) عرض کنم در تأکید بر این‌که ما باید وحدت داشته باشیم و کاری کنیم که جامعه‌ی ما به همان معیاری که مقام معظّم رهبری فرمودند جذب حدّاکثری و دفع حدّاقلی و دفع شرّ دشمن، این‌که ما اگر نرمشی هم داریم قهرمانانه است، همه‌ی این‌ها منشأ روایی دارد. من بعضی روایات را پیدا کرده‌ام که یکی را این‌جا می‌خوانم. فرمایشات ایشان مبتنی بر مبانی اسلامی و بر روایات است، بر حسب این روایت امام صادق (علیه الصّلاة و السّلام) از بیان و لسان رسول گرامی اسلام خاتم الانبیاء محمّد مصطفی (صلّی الله علیه و آله و سلّم) این‌طور بیان فرمودند که «إِنَّ الْأَنْبِيَاءَ إِنَّمَا فَضَّلَهُمُ اللَّهُ عَلَى خَلْقِهِ بِشِدَّةِ مُدَارَاتِهِمْ لِأَعْدَاءِ دِينِ اللَّهِ» .
خدا انبیاء خود را به این خاصیّت بر سایر مردم ترجیح داده که آن‌ها اهل مدارا حتّی با دشمنان دین خدا هستند. انبیاء که برای خود نمی‌خواستند کاری انجام دهند، نمی‌خواستند جلب منفعت کنند، اگر با اعداء دین خدا هم وارد صحبت و مذاکره و بحث و گفتگو می‌شوند برای خاطر این است که مسلمین نفع آن را ببرند، برای خاطر این است که دیگران جذب دین خدا شوند، برای نفع مسلمین است. آن وقت سرّ آن را بیان می‌فرماید «وَ حُسْنِ تَقِيَّتِهِمْ» خوب تقیّه کردن از جانب انبیاء، «لِأَجْلِ إِخْوَانِهِمْ فِي اللَّهِ»، برای خاطر این‌که شرّ این مستکبرین از سر مسلمین و برادران دینی ما کوتاه شود. در ذیل همین روایت که یک روایت بسیار طولانی است در جلد 72 بحار نقل فرموده‌اند، باز هم دارد آن‌جا می‌فرماید کمترین فایده‌ی این کار این است یا آن شخص جذب اسلام می‌شود یا شرّ او از سر مسلمین کوتاه می‌شود.
بنابراین سه محور ایمان به خدا و اخلاص و محور دوم محور وحدت و محور سوم محور رهبری،‌ این سه محور با این مقدار توضیح ناقص و بضاعت مزجاتی که در حدّ بنده بود عرض کردم باید در ادامه‌ی این انقلاب به چشم بیاید و جدّی گرفته شود تا این انقلاب به فضل خدا و به یاری خدا به سر منزل مقصود برسد و پرچم این نهضت با بیداری مردم دنیا إن‌شاء‌الله به دست مبارک حضرت بقیّة الله الاعظم سپرده شود که مسلمین بتوانند پرچم‌دار نجات مستضعفین عالم شوند.
«رَبَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ».
پایان