سخنرانی مهندس محمدرضا باهنر؛ زير سؤال بردن دولت های قبلی نمک نشناسی است

 

 اشاره:مهندس محمدرضا باهنر، در سال 1331 در كرمان متولد شد. او در دوره هاي دوم، سوم، چهارم، پنجم، هفتم و هشتم توانسته است با رأي مردم به مجلس شوراي اسلامي راه يابد و طي مدت حضور در مجلس عملكرد فعالي از خود به جا گذاشته است.

باهنر در دوره ی پنجم مجلس شوراي اسلامي، رياست فراکسيون اکثريت، و در مجلس هفتم نايب رئيسي را بر عهده داشت.

او اكنون نماينده و نايب  رئيس مجلس شوراي اسلامي و دبيرکل جامعه اسلامي مهندسين است.

وي برادر محمدجواد باهنر نخست وزير سابق ايران است که در سال ۱۳۶۰ شهيد شد.

 

زير سؤال بردن دولت های قبلی نمک نشناسی است

چكيده:

نوشته ی حاضر متن سخناني است که محمد رضا باهنر در حضور جمعي از مردم قم ايراد کرده و به بررسی دوره های مختلف پس از انقلاب اسلامی پرداخته است. وي دوره ي ده ساله  پس از انقلاب، که دوره ي حضور امام مي نامد، را روزهاي سخت اداره ی جنگ دانسته که با اين وجود، اقداماتي از قبيل تأسيس قانون اساسي، رفراندم و برخي اقدامات ناچيز رفاهي صورت گرفته است.

وي دوره ي بعدي را دوران سازندگي بر مي شمرد که طي   آن خرابي هاي زمان طاغوت و خسارت هاي جنگ را تا حدودي برطرف شده مي داند. او غفلت از مسايل فرهنگي را  آسيب دوران سازندگي معرفي کرده که نتيجه اش عدم انتقال تفکر انقلاب به نسل جديد بوده و خود را در انتخابات دوم خرداد نشان داده است. باهنر دوم خرداد به بعد را دوران اصلاحات غربي دانسته و معتقد است در  آن دوره خيلي از مباني انقلاب زير سوال رفت و کشور گرفتار بسياري از مسايل غير اصلي شده بود که در نهايت با بصيرت و تدبير مقام معظم رهبري از   آن خارج شديم. از ديدگاه او دوره ي حاضر، دوره ي اصول گرايي و بازگشت به شعارهاي انقلاب است.

اشاره به سند چشم انداز، برخي پيشرفت هاي کنوني و انتقاد از جريان فتنه از مطالب بعدي است. وي نقطه ي ضعف اين دوره را عدم پيشرفت در مسايل اقتصادي دانسته و نقد عالمانه و عادلانه به همراه سعه ي صدر را از الزمات آن مي داند.

کليدواژه ها: انقلاب اسلامي، جنگ، سازندگي، اصلاحات غربي، اصول گرايي، فتنه.

بسم الله الرحمن الرحیم

ایام اربعین حسینی را تسلیت عرض می کنم و عاجزانه از درگاه ایزد منان درخواست می کنم که تا آخرین لحظات حیات مان از عشق به خاندان عصمت و طهارت محروم نشویم و در قیامت هم از شفاعت شان بهره ببریم.

بايد تجربه گران سنگ انقلاب را چراغ راه آينده قرار دهيم

31 سال از پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی می گذرد. در طول این 31 سال فراز و نشیب های زیادی داشتیم و البته آن هایی که هم سن و سال و بزرگ تر از ما هستند، فراز و نشیب های قبل از پیروزی انقلاب را هم درک کرده اند. حقيقتاً اين تجربه، تجربه ی گران سنگی است. باید در هر زمان و هر موقعیتی که پیش می آید در بزرگداشت این ایام الله اقدام کنیم و عملکرد گذشته را مرور و تحلیل کنیم تا چراغی برای آینده ی خود و فرزندانمان باشد تا مسؤولیت و وظیفه ی خودمان را درست بشناسیم و دشمن و دوست را دقیق ارزیابی کنیم، تا بتوانیم به آنچه که وظیفه است، عمل کنیم.

البته هر مقدار که از تولّد انقلاب و جمهوری اسلامی فاصله می گیریم وضع مثبت تر می شود و ریشه های نظام در اعماق دل ها بیشتر رشد می کند و شاخه های درخت انقلاب انبوه تر و سایه هایش گسترده تر می شود و ثمرات و میوه هایش ذائقه ها را بیشتر شیرین می کند. وظیفه ی نسل های اول و دوم انقلاب است که این حرف ها و فراز و نشیب ها را به نسل های بعد منتقل بکنند.

بايد تجربه انقلاب را به نسل جوان انتقال دهيم

زمانی است در فردایی نه چندان دور که نسل انقلاب بازنشسته می شوند. سنت الهی چنین رقم خورده که نسل ها یکی پس از دیگری می آیند و می روند. عمر مفید انسان سه ـ چهار دهه بیشتر نیست. امروز نوزادی که به دنیا می آید تا چند سال خودش را نمی یابد، وقتی که خودش را یافت، تا چند سال درگير مدرسه و تحصیل و دانشگاه و خانواده مي شود، اگر اتفاقی پیش نیاید، می تواند سه دهه خدمت بکند. بعد هم که عینک و سمعک و عصا و باز نشستگی. بنابراین، ما باید تلاش بکنیم و این تجربیات خودمان را به موقع و به روز به نسل های بعد منتقل بکنیم.

شباهت هاي سال هاي 42 تا 57 با تاريخ صدر اسلام

دوران بعد از انقلاب از دیدگاه های مختلف به دوران های متفاوتی تقسیم می شود. بسیاری از این دوره ها برای نظام جمهوری اسلامی ضرورت داشت و این ها همه، جزو سنت های لایزال الهی است.

سال 42 تا سال 57 ـ پانزده سال ـ مبارزه انقلابیون برای این که کار به نتیجه برسد، عمر طولانی ای بود. اما به نظر می رسد که ضرروت داشت تا نسلی آماده بشود، آموزش ببیند و یاد بگیرد که چگونه می شود مؤمن بود، مخلص بود و چگونه با تکیه بر فضل الهی به همه ی قلّه های سربلندی و آزادی و استقلال رسید. این دوره ی انقلاب شاید از این بابت به تاریخ صدر اسلام شباهت دارد. آن هایی که اهل تدبیر هستند و آیات و روایات را مرور می کنند و از تاریخ صدر اسلام آگاهند، می دانند که پیامبر اکرم بعد از بعثت 13 سال در مکه بود و بسیاری از آیات قرآن که به آیات مکی مشهور هستند، در این دوران بر رسول خدا نازل شده است. بیشتر آن ها حول محور انسان سازی است. یعنی 13 سالی که از بعثت پیامبر می گذشت و در مکه تشریف داشتند، آن زمان فقط زمان ساخت امت بود. در طول 13 سال، پیامبر یارانی را تربیت کرد که زلزله ای برای ابدیت در دنیا ایجاد کردند. اولین خشت حکومت اسلامی بعد از هجرت از مکه به مدینه بود. به همین خاطر هم مبدأ تاریخ، سال هجرت و سال آغاز حکومت اسلامی در جهان است. امام هم آموزش هایش را از سال 43 آغاز کرد. از سال 43 تا سال 57 سربازهای امام تربیت شدند. زمانی که امام را تبعید می کردند، یکی از مأمورین ساواک از امام سوال کرد: تو که می خواهی حکومت اسلامی راه بيندازی، سربازهایت کجا هستند؟ و امام به این مضمون جواب داده بود که سربازهای من در گهواره هستند! نسل قبل از انقلاب که پیرو امام بودند ـ نمی خواهـم تقسیم بندی دقیقی بکنم، متولدین 1325 تا 1340 ـ کاری کردند کارستان! كسي را سرنگون کردند که 2500 سال ریشه داشت. سوگلی آمریکا و انگلیس بود. تمام امید آمریکا در این منطقه به حکومت شاه بود. آمریکا هنوز هم دست از سر ما برنمی دارد و در آینده هم دست برنخواهد داشت. برای این که به قول تحلیل گران آمریکایی، زمانی که انقلاب شده بود، گفتند، زلزله ای رخ داده که حالا حالاها 

پس لرزه دارد. و من باید بگویم که بعد از 30 سال پس لرزه هایش کمتر از خود زلزله نبوده است. برای این که آمریکا ایران را آماده کرده بود که در مقابل شوروی بایستد و ژاندارم منطقه باشد. اما این حکومت سرنگون شد و انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی پایه گذاری شد. مشیت الهی بر این بود که رهبر انقلاب و امام امتی که اکسیرش خیلی از دل های مس را طلا کرده بود، بعد از انقلاب هم ده سالی کنار مردم باشد. پیامبر بعد از تأسیس حکومت اسلامی 10 سال حکومت کردند و مشیت الهی بر این تعلق گرفته بود که امام هم همین طور باشد و بعد از پیروزی انقلاب 10 سال در بین امت بودند. بعد از پیروزی انقلاب خیلی ها مدعی اداره کردن حکومت بودند. در رأس آن ها لیبرال ها، منافقین، توده ای ها و فدایی ها بودند. خیلی از این ها فکر می کردند که شرکت سهامی به وجود آمده که همه باید در آن سهم داشته باشند. این قدر هم با انصاف بودند که همه شان صددرصد سهم را می خواستند. بنی صدر همه اختیارات را داشت: رئیس شورای انقلاب، جانشین کل قوا و رئیس جمهور بود و می گفت آخوندها نمی گذارند. هرجا هم می رفت، علیه شهید مظلوم آیت الله بهشتی، شهید باهنر، بقیه السلف انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای (حفظ الله) و جناب آقای رفسنجانی حرف می زد. و می گفت: این ها انحصارطلب هستند. همه ی اختیارات مملکت را در خودش متراکم کرده بود و می گفت آخوندها انحصار طلبند.

در طول جنگ يك وجب از خاك كشور از دست نرفت

بگذریم! سپس جنگ بر ما تحمیل شد. جوان های ما بدانند، ما قبل از پیروزی انقلاب هر زمانی که با یکی از همسایه های مان درگیر می شدیم، بعد از پایان جنگ، تکه ای از خاک ما را می کندند و می بردند. هشت سال دفاع مقدس؛ یک طرف ما بودیم و طرف دیگرش دنیا؛ ما بودیم و دست خالی. یک فرمانده کل داشتیم فرزند حضرت زهرا سلام الله عليها که یک جفت نعلین ساده و یک عبا و یک دریا اخلاص بود و به اندازه ی کوه ها و به اندازه ی تاریخ صلابت و اراده داشت. در این هشت سال دفاع مقدس، رزمنده های ما زیر بیرق امام جنگیدند و بعد از پایان جنگ یک وجب از خاک ما بیرون نرفت. افزون بر آن شورای امنیت سازمان ملل که این همه بی منطق و مستبد است و امریکا و انگلیس بر آن احاطه دارند، قطعنامه ای صادر کرد و حق را به ایران داد. گفت که صدام متجاوز است و باید خسارت های جنگ را بدهد، و جنگ ما با بهترین وضع ممكن تمام شد.

براي اثبات خود، گذشته را زير سوال نبريد

اما اگر امروز کسی می خواهد خودش را ثابت کند، هیچ دلیلی ندارد که گذشته ی انقلاب را زیر سؤال ببرد. قطعنامه ای که حضرت امام پذیرفتند، در بهترین موقعیتی بود که پذیرفته شد، و حضرت امام با آن اخلاص و تدبیر و ایمان و صلابت به این نتیجه رسیدند که باید قطعنامه را بپذیرند. زمانی هم که پذیرفتند قطعنامه ی شورای امنیت به نفع ما صادر شده بود. البته امام چون تا ده ـ بیست روز قبل، شرایط را برای ادامه مبارزه معقول می دیدند، زمانی که قطعنامه را پذیرفتند از این واژه استفاده کردند که: «من جام زهر را نوشیدم». زمانی که امام با خدا معامله کرد. جوان ها بدانند که در استقبال امام سه ـ چهار میلیون جمعیت در میدان آزادی جمع شدند. در بدرقه امام، ده میلیون نفر آمده بودند. امام بلد بود چگونه و با چه کسی معامله کند. اگر آن زمان قطعنامه پذیرفته نشده و جنگ به نفع ما تمام نشده بود، من نمی دانم که بعد از آن، بعضی می گذاشتند که جنگ تمام شود؟ یا علاقه داشتند که تا امروز ادامه پیدا کند.

دوران دفاع مقدس، زرين ترين دوران تاريخ ما بود

اما دوران دفاع مقدس زرین ترین دوران تاریخ ما بود. جنگ به ما تحمیل شده بود. ما اهل جنگ نبودیم. الان هم نیستیم وآن چنان جوابی بچه بسیجی ها به دشمن دادند که تا قرن ها ـ من اعتقاد دارم ـ که ایران از تجاوز نظامی و فیزیکی دشمن بیمه شد، و اگر کسی بخواهد دستی به خاک ایران دراز کند، قبل از این که به خاک ایران برسد با اقتدار و صلابت ملت ایران قطع می شود.

در هشت سال دفاع مقدس جنگ در رأس امور كشور بود

بعد از دوران دفاع مقدس، دوران سازندگی را شروع کردیم بعد از پیروزی انقلاب امام فرمودند که شاه، شهرهای ما را خراب، و قبرستان های ما را آباد کرد. رژیم شاه روستاها را به رسمیت نمی شناخت، از 60 هزار روستا ـ دست بالا که بخواهیم بگیریم ـ دو درصد آب و برق یا مدرسه داشتند. بیش از 90 درصد روستاهای ما هیچ چیز نداشتند. در دوران دفاع مقدس هم که فرصتی نبود، همه ی مردم با همه ی امکانات برای دفاع بسیج شده بودند. جنگ در رأس امور بود. ما در مجلس هم که بودیم، اول پرونده دفاع مقدس را می گذاشتیم و بودجه را می بستیم و اگر چیزی می ماند می گفتیم براي بقیه امور خرج کنید. در هشت سال دفاع مقدس، واقعاً جنگ در رأس امور بود. حتما هم لازم بود که این کار را بکنیم. در آن دوران به ساخت و سازی كه نرسیدیم هيچ، میلیاردها دلار هم ضربه خوردیم. یک مقدار کار شد اما اصل اداره دفاع بود و جنگ در رأس امور بود. در عین حال کارخانه و پالایشگاه و نیروگاه و بندرهای ما را بمب باران کردند و چندین میلیارد تومان به ما خسارت زدند.

دوران سازندگي حلقه گمشده انقلاب بود

این همه خسارت علاوه بر آن همه عقب افتادگی های زمان طاغوت، جبران شد. یعنی ما روستای زیر بیست خانوار در سطح کشور نداریم که برق و جاده نداشته باشد. پالایشگاه های ما راه افتادند، جاده ها ساخته شدند، بندر ها آماده شدند، تولید مان  افزایش پیدا کرد. چهار میلیون تولید فولاد، به پانزده میلیون رسيد. در دوران سازندگی اشتباه استراتژیک هم داشتیم. البته نه این گونه که بعضی ها مدعی بودند که  ای کاش، دوران سازندگی نداشتیم. نه، دوران سازندگی دوران لازم و حلقه گمشده ی انقلاب ما بود. اشتباه استراتژیک این بود که رئیس دولت، جناب آقای هاشمی رفسنجانی، تصورشان این بود که چون یك فضای فرهنگی سنگینی در کشور حاکم است ـ زمان دفاع مقدس یا تشییع داشتیم یا هفتم داشتیم يا چهلم ـ فضا، فضای شور و عشق و جنگ بود، بعد از جنگ این فضا، فضای طبیعی است و حفظ می شود و ما دنبال سازندگی و عمران و آبادانی برویم، كه مقداری از فضای فرهنگی غفلت شد.

عده اي مي خواستد دور جمهوري اسلامي خط قرمز بكشند

سالهای 71 یا 72 بود که مقام معظم رهبری هشدار دادند که تهاجم فرهنگی در راه است و دشمن عقبه ی ما را می زند. خیلی هامان گوش شنوا نداشتیم. بصیرتی که مقام معظم رهبری داشتند، ما نداشتیم. و این شد که ما چفت و بست فکری مان با نسل بعد از خودمان، چفت و بست درستی نبود. دوم خرداد بود که ما متوجه شدیم، قطع بین نسلی به وجود آمد، و زبان قبل از انقلاب، زبان بعد از انقلاب را نمی فهمد. ادبیات مان دو نوع ادبیات بود. دوم خرداد تلنگری به ما و شما بود که حواستان 

جمع باشد. در دوم خرداد، دوران اصلاح طلبی ها، آدم های متدین انقلابی و خط امامی زیاد داشتیم. اما عده ای هم بودند که می خواستند دور جمهوری اسلامی خط قرمز بکشند. تلاش شان این بود که تئوری پایه ای حضرت امام را از بین ببرند، ذهن ها را مشوش و فضا را غبار آلود بکنند. آخر حرف هایشان را زدند و بعضی مسائل را زیر سؤال بردند. از جمله این که حکومت دینی نمی تواند منافع ملی را تأمین کند و ما اگر بخواهیم منافع ملی مان تأمین شود، باید دست از حکومت دینی برداریم.

امام بسياري از احكام اسلام را احكام حكومتي مي دانست

تئوری پایه ای تأسیس حکومت اسلامی بر این اساس بود که دیانت ما عین سیاست ماست، و سیاست ما عین دیانت ماست. همان حرف مشهوری که مرحوم مدرس زده بود و امام آن را اجرا کرد. امام معتقد بود که بسیاری از احکام اسلام، احکام سیاسی  و حکومتی است. حتی فرمودند: «حفظ نظام اسلامی از اوجب واجبات است». امام فرمودند: بعضی از فروع دین را ممکن است به خاطر اصل حفظ نظام مدتی تعطیل بکنیم. مثلا زمانی كه درگیری جدی با عربستان به وجود آمد ـ سالی که حجاج ایرانی به خاک وخون کشیده شدند ـ حج جزء فروع دین و واجب است، اما در زمان حضرت امام چند سال حج تعطیل شد. شمشیر کشیدند که نهاد های متولی امنیت و اطلاعات کشور را زمین گیر کنند. روزی قتل های زنجیره ای و روز دیگر قتل های کوی دانشگاه را مطرح مي کردند؛ روزی ناجا و روزی دیگر قوه قضاییه را هدف مي گرفتند. اگر سربازهای عامل و عامدی نبودند، حتماً سربازهای بی جیره و مواجب دشمن بودند که بساط انقلاب را برچیده کنند. به هر حال دوران اصلاحات هم با همه هزینه هایش گذشت.

مقام معظم رهبري انقلاب را از دوران اصلاحات عبور داد

تدبیر عمیق، آینده نگر، دور اندیش و بصیرت مقام معظم رهبری، کاروان انقلاب را از دوران اصلاحات غربی عبور داد. در سال 78 بعد از خطبه های نماز جمعه، مقام معظم رهبری فرمودند: قرار نبود انقلاب دست نااهل ها بیفتد، اما بعضی از نااهل ها حکومت را گرفتند و در مجلس و دولت نفوذ کردند. اما اصول گرایان و عاشقان امام حسین و متعهدماندگان به امام و اسلام ناب محمدی با بصیرتی که پیدا کردند، آب رفته را به جوی برگرداندند. دست اصول گراها، خط امامی ها و انقلابیون پیرو رهبر، دوباره کاروان سازندگی، تلاش، توسعه و پیشرفت و فناوری را به چرخش درآوردند، و خیلی از مشکلات به سرعت حل شد.

تبيين چشم انداز 20 ساله نظام

ممکن است بعضی ها سؤال کنند که این مشکلات و مطالبات کی تمام خواهد شد؟ رهبر معظم گفتند: که کارهای انجام شده طومارش خیلی بلند است، اما کارهای انجام نشده طومارش بلندتر است. طبیعی است که مطالبات بیشتر باشد. اما باید به این ها مقایسه ای نگاه کرد. کسی می پرسد: این تورم کی تمام می شود؟ معلوم نیست کی. اما زمانی تورم 30 درصد، زمانی 20 درصد و زمانی هم 10 درصد می شود. چشم اندازی را در مجمع تشخیص مصلحت نظام تصویب کردیم و مقام معظم رهبری هم بعد از اصلاحات، طبق اصل 110 قانون اساسی، به مجلس، دولت و قوه قضائیه ابلاغ فرمودند که باید تلاش کنید، تا به چشم انداز برسید.

براساس چشم انداز در سال 1404، ایران کشوری است، توسعه یافته و دارای مقام اول در تولید علم و ثروت در منطقه اسلامی، و الهام بخش برای جهان اسلام و دارای تعامل سازنده با دولت ها و ملت های اسلامی. ما در سال 1404 باید قدرت اول اقتصادی در علم و فناوری باشیم. بیکاری دو رقمی نباید داشته باشیم، یعنی 94 درصد آن هایی که متقاضیان شغل هستند، باید دارای شغل باشند. بعضی قدم های مثبت را برداشته ايم و موفق بوده ایم. در علم و فناوری و توسعه، پیشرفت های خیلی خوبی داریم. ضرب المثل شده بود که ایران سوزن قفلی هم نمی تواند بسازد! واقعاً هم همین طور بود. در زمینه علم و فناوری صدم به پایین بودیم.

امروز در علم و تكنولوژي در منطقه اول هستيم

ظرف این 30 سال همه کشور ها پیشرفت کردند ما هم پیشرفت کردیم اما رتبه علمی ما بسیار رشد کرده و امروز در زمنیه علم و تکنولوژی کشور در دنیا، دهم هستیم و در منطقه حتماً اوَل هستیم. البته رشد در همه ابعاد علم نیست مثلا در علم هوا و فضا پیشرفت های خیلی خوبی داشتیم.

امروز نسل چهارم انقلاب، دانش آموزها، دبیرستانی ها، پیش دانشگاهی ها و دانشجوها باید کشوری را تحویل بگیرند با این وضعیت که باید در سال 1404 قدرت اول اقتصادی و علمی منطقه و کشوری توسعه یافته باشد. ظرف بیست سال گذشته در رشد اقتصادی رشد خوبی نداشتیم در آستانه 22 بهمن هستیم و همگی باید یک مطالبه ی واحد داشته باشیم و آن شعار اول انقلاب، یعنی استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی است.

برخي ها يك شبه ره صد ساله را طي كردند

از پشت صحنه اختلاف داریم، اما جنگ را نباید زیر علامت سؤال ببریم. دفاع مقدس و پذیرش قطعنامه توسط امام و دوران سازندگی را نباید زیر علامت سوال ببریم. من بگویم قبلی ها بد بودند، قبلی ها بگویند تو بد هستی! در این مدتی که گذشته، اتفاقات غم انگیز بسیاری بر مملکت ما رفت، بزرگان مان ترور شدند، شهید مطهری و شهید مفتح و بزرگان دیگری که توسط منافقین ترور شدند. این منافقین، همان هایی بودند که ما قبل از انقلاب با هم جلسات قرآن می رفتیم، اما منحرف شدند، فدایی شدند. این مطلب را به عنوان تذکر در مورد فتنه های اخیر گفتم. بعضی از بسیجیان ره صد ساله را یک شبه طی کردند و برخی ممکن است بعد از سال ها قرآن خواندن، به چاه ضلالت بیفتند.

زير سؤال بردن دولت هاي قبل بي انصافي است

نکته ای که می گویم به همین خاطر است. آقایان دوره هشتم مجلس، نماینده های دوره هفتم را متهم کنند، دولت نهم و دهم بگویند، دولت های قبلی هیچ کاری نکردند؛ این برخوردها بی انصافی است. این برخوردها درست نیست. این حرف ها نشان می دهد که ما نمک نشناس هستیم.

خدایا! به ما توفیق بده که بصیرت خودمان را در نظام جمهوری اسلامی افزایش بدهیم.

خدایا! دشمنان اسلام، دشمان ملت و انقلاب، دشمنان وحدت یک پارچه مردم، فتنه انگیزهایی که حاضر نیستند دست از فتنه هايشان بردارند، اگر قابل هدایت هستند، هدایت، وگرنه نیست و نابود بفرما.

سایه بلند پایه مقام عظمای ولایت را بر سر ما مستدام بدار.