سخنرانی دکتر محمدباقر قاليباف؛ تندروی دستاوردها را به باد می دهد

 

  اشاره:دكتر محمدباقر قاليباف، در سال 1340 در مشهد متولد شد. او تحصيلات خود را تا مقطع متوسطه در مشهد سپري كرد و در سال 1359 با آغاز جنگ تحميلي روانه جبهه هاي حق عليه باطل شد.

قاليباف با نمايش توانمندي هاي خود در عرصه هاي دفاعي توانست در سن 22 سالگي در كسوت فرماندهي لشكر نصر، به ايفاي نقش بپردازد. او پس از دوران دفاع مقدس به تحصيلات خود ادامه داد و ضمن شركت در دوره هاي خلباني، گواهي نامه ی خلباني هواپيمايي كشوري را دريافت نمود. قاليباف در سال 73 وارد قرارگاه سازندگي سپاه شد و پروژه هاي موفقي را از خود به جا گذاشت. در سال 75 مدرك كارشناسي ارشد خود را در رشته جغرافياي سياسي اخذ نمود. او در سال 76 با حكم مقام معظم رهبري به فرماندهي نيروي هوايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي منصوب شد.

دكتر قاليباف از همان سال، پرواز با هواپيماهاي ايرباس را نيز آغاز نمود. او در سال 1380 توانست با دفاع از تز تحقيقاتي خود با عنوان «بررسي سير تكوين نهادهاي محلي ايران در دوره معاصر» موفق به اخذ درجه دكتري از دانشگاه تربيت مدرس شود. قاليباف با اخذ درجه دكتري خود به عضويت هيأت علمي دانشگاه درآمد و در همان سال به رتبه استادياري نيز ارتقا يافت.

دكتر قاليباف با نمايش توانمندي هاي خود در عرصه هاي مختلف در سال 79 از سوي مقام معظم رهبري به سمت فرماندهي نيروي انتظامي منصوب شد. او همچنين در سال 83 با حكم رئيس جمهور به عنوان رئيس ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز برگزيده گشت.

قاليباف در سال 84 از سوي شوراي اسلامي شهر تهران به عنوان شهردار اين كلانشهر انتخاب شده است و تا كنون در اين سمت مشغول به خدمت مي باشد.

 

تندروی دستاوردها را به باد می دهد

چكيده:

محور سخنرانی شهردار تهران مطالبي درباره ی فهم درست از انقلاب اسلامي است. نوشتار حاضر که متن سخنراني محمدباقر قاليباف مي باشد، با يادآوري فضاي حاکم بر انقلاب آغاز شده و ذکر خدا، ايام الله، اولياء الله و نعمت هاي خدا که بارزترين آن نعمت ولايت است را در يکجا جمع دانسته است.

از ديدگاه او انقلاب تنها يک حرکت سياسي نبوده؛ بلکه يک باور ديني عميق است. وي تفاوت اسلام قبل از انقلاب و بعد از آن را در جهان قابل لمس مي داند. از نگاه او عدالت اجتماعي، استقلال سياسي، استغناي اقتصادي، رشد علمي و رشد اخلاقي، اهداف نظام هستند که مي توان با سنجش آن ها انحراف يا عدم انحراف انقلاب را بررسي کرد. وي تلاش در جهت کارآمدي نظام را از مهم ترين وظايف بر مي شمرد و معتقد است هر گونه ناکارآمدي، توسط دشمنان ناکارآمدي دين در اداره ي جامعه تبليغ مي شود که سبب نااميدي مي گردد. ايشان در پايان با بيان اين که دشمن وحدت جامعه را هدف قرار داده؛ اعتقاد دارد کساني که برخلاف وحدت عمل مي کنند، يا حقيقت انقلاب را نفهميده اند و يا از هواي نفس خود پيروي مي کنند.

کليدواژه ها: انقلاب اسلامي، فهم درست، عدالت اجتماعي، کارآمدي نظام، وحدت.

بسم الله الرحمن الرحیم

عرض تبریک و تهنیت دارم به مناسبت دهه ی مبارک فجر. درود می فرستیم به روح پر فتوح حضرت امام ـ رضوان الله تعالی علیه ـ و همه شهدای گران قدري که هر چه از این انقلاب داریم، مدیون شهدا و امام شهدا هستیم.

بايد قدر نعمت بزرگ انقلاب اسلامي را بدانيم

انصاف این نيست که ما انسان ها به نعمت های بزرگ مان ـ مخصوصاً اگر نعمت ها بزرگترباشند ـ کمتر توجه كنيم و از آن ها غافل شویم؛ از همین رو فکر می کنم ما قدر نعمت انقلاب را خوب نفهمیدیم. وقتی تاریخ را نگاه می کنیم مي بينيم چقدر نسل ها آمدند و رفتند و طعم چنین حکومتی را نچشیدند. چقدر مبارزه کردند و شهید دادند. از 15 خرداد 42 به بعد بخش هایی را به یاد داریم. شیعیان در طول چند صد سال مبارزه کرده اند تا این امانت به دست ما رسید. نعمت نظام مقدس جمهوری اسلامی، نعمت بزرگی است و باید قدر بدانیم و از همین جهت هم معتقدیم که ایام دهه ی فجر یا ایامی مثل 12 بهمن و 22 بهمن، ایام الله هستند. ذکر آن ها برای ما لازم است و در قرآن مجید بر این امر تأکید شده است. در قرآن به ذکر چند امر تأکید شده است: 1. ذکر خدا 2. ذکر نعمت هایی که خدا عنایت کرده است، قدر نعمت سلامتی را نمی دانیم؛ فکر می کنیم همیشه همین طوری است. 3. نعمت ولایت است که خدا بر بندگانش منت گذاشته و این نعمت را ارزانی داشته است. 4. یکی دیگر از نکاتی که ذکر آن تأکید شده ذکر اولیاءالله است. 5. ذکر ایام الله، ایام الله روزهایی هستند که در آن ها اراده ی الهی بر اراده ی شیطانی غلبه پیدا کرده است. یعنی آن وقتی که در 12 بهمن همه ی استکبار و دشمنان انقلاب نیروهای مادی و طاغوتی خود را به کار بردند که امام وارد این کشور نشود، خدا او را از مرکز اروپا و غرب، سالم به کشور آورد و به مردم ملحق شد و 10 روز بعد هر چه قدر تلاش کردند که حادثه درست کنند، اما اراده خدا بر این تعلق گرفت که نتوانند و در 22 بهمن امت حزب الله و مردم متدین و مومن به پیروزی رسيد.

همواره يكي از وظايف ما ذكر ايام الله و اولياءالله است

لذا یکی از وظایفی که ما داریم ،ذکر ایام الله و ذکر اولیاءالله است. واقعا یکی از توفیقاتی که داشتیم حضور حضرت امام ـ رضوان الله تعالی علیه ـ که یکی از اولیاء الله بودند در بین ما بود؛ این نعمتی بر ما است.

نعمت ولایت نعمت دیگری است که باید قدر بشناسیم و در مناسبت های مختلف و به بهانه های مختلف آن را مورد توجه قرار دهیم. این که عده ای اقداماتی را انجام می دهند که وحدت جامعه را خدشه دار می کند، یا دست به کارهایی می زنند که با آرمان های انقلاب و امام و شهدا و مقام معظم رهبری فاصله دارد، و قدر نعمت انقلاب را نمی دانند معنی اش این است که واقعا گوهر انقلاب را نشناختند؛ وگرنه بیش از این سعه صدر نشان می دادند. حتی اگر هم اشکالاتی ببینند برای اصلاح، راه های منطقی تری را انتخاب می کردند. بر این باور هستم که وقتی افراط و تفریط در این موضوعات رخ می دهد اولین دليل این است که درک درست و فهم درستی از انقلاب نداریم، یا اگرهم داریم هوای نفس و قدرت و از این قبیل موضوعات، جلوی چشم ما را گرفته و بعضی حقایق را بر ما پوشانده است. این ها از نکاتی است که باید به آن توجه کنیم.

انقلاب ايران، باعث تجدید حیات اسلام شد

لذا این ایام دهه مبارک فجر ایامی است که ما یک بار دیگر در حال و احوالات خودمان بينديشيم. تجدید عهد و پیمان خود را با انقلاب، امام، شهدا و آرمان های مقام معظم رهبری مرور کنیم. انصاف این است که انقلاب، باعث تجدید حیات اسلام شد و انقلاب نه  تنها به ملت ما بلکه به مسلمین عزت داد. باید قدر بدانیم و شکر این نعمت ها را به جا بیاوریم؛ نه این که خدای نکرده در مقابل این نعمت های الهی ناشکری و ناسپاسی کنیم. اگر انقلاب را خوب بشناسیم، می فهمیم که ما هیچ راهی نداریم جز این که در زندگی، مسیر امام و انقلاب را ادامه بدهیم. انقلابی بمانیم و انقلابی زندگی کنیم و همین مسیر را تداوم بدهیم. لذا از خیر و برکات این جلسات این است که ما یاد و ذکر این انقلاب عظیم را زنده و تجدید پیمان کنیم.

برای به  جا آوردن شکر این نعمت باید اول دقیق بدانیم که برای این انقلاب چه اهدافی داشتیم. بنده احساس مي كنم که به دنبال این بودیم که در کشورخودمان شریعت اسلامی را ساری و جاری کنیم. بستر و وسیله ای که می توانسته آن را تحقق دهد، یعنی شریعت اسلامی را مستقر کند، نظام مقدس جمهوریِ اسلامی بوده است. بنا بوده ساختار سیاسی در این کشور ـ همان طور که حضرت امام رضوان الله تعالی علیه، فرمودند من به جمهوری اسلامی رای می دهم نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر ـ جمهوری دموکراتی اسلامی پذیرفته شود. بناست که با اراد ه ی مردم مسلمان، شریعت اسلامی در این کشور ساری و جاری شود.

انقلاب ما يك باور ديني است

ما از انقلاب و امام باورهای دینی مردم را می فهمیم؛ درست است که انقلاب ما حرکتي سیاسی است اما تنها یک حرکت سیاسی نیست بلکه انقلاب ما یک باور دینی است. در سایه ی این نظام اسلامی و نظام ولایی دنبال اهدافی هستیم؛ یکی از مهم ترین اهداف ما عدل اجتماعی است؛ یکی دیگر از اهداف ما در سایه نظام اسلامی استقلال سیاسی است؛ یکی از اهداف ما استغنای اقتصادی است؛ یکی دیگر از اهداف ما در سایه ی نظام اسلامی و ولایی، رشد علمی است که بارها مقام معظم رهبری بر این موضوع تأکید کرده اند. هفته قبل خدمت ایشان بودیم گزارش هایی از رشد علم خدمت شان ارائه می شد حاکی از این بود که رشد خوبی داشتیم، ولی ایشان فرمودند در این سطح اصلاً قابل قبول نیست و بر تلاش بيشتر تأکید کردند.

 یکی دیگر از اهداف ما، رشد اخلاقی است؛ بنده بر این باورم

ـ خودم جزء این افرادی هستم که هر چه در حوزه ی مالی و معنوی دارم فقط به برکت انقلاب و شهدا و امام بوده ـ اگر انقلاب نبود، اگر اسلام و اگر امام و شهدا نبودند، ما بیش از همان فرد روستایی  چیز دیگری نبودیم، اگر رشد کردیم به برکت انقلاب و شهدا بوده است این فرصت را انقلاب و امام و شهدا به ما بخشیدند. به همین خاطر ما همه زندگی مان را مدیون انقلابیم و اگر غیر از این فکر کنیم در دنیا و

آخرت در مقابل مردم و شهدا و امام و ولایت مسئولیم و باید پاسخ بدهیم.

شعار «جمهوري ايراني» خارج از مسير امام، انقلاب و نظام است

با نگاهی می توانیم مسیر انقلاب و نظام را با شاخص هایی که من برشمردم تحلیل کنیم. خیلی از امور و مقاصد حرکت های اخیر بر ما روشن می شود؛ مثلا اگر کسی پیدا شود که شعار جمهوری ایرانی سر دهد و بگوید جمهوری اسلامی نمی خواهیم؛ او در مسیر انقلاب، نظام و امام حرکت نمی کند؛ چرا که اگر بنا بود جمهوری غیراسلامی داشته باشیم، که سال 58 و 59 شعارها فراوان بود. به هر حال همه ی گروه ها تا قبل از پیروزی انقلاب با همدیگر در حذف رژیم طاغوت تلاش کردند ولی بلافاصله که انقلاب به پیروزی رسید، خط ها از هم جدا شد، عده ای هم همان زمان جمهوری اسلامی را نمی خواستند، ولی به هر حال انقلاب و نظام جمهوری اسلامی خواسته ی اکثریت مردم بود و مردم با انقلاب، جمهوری اسلامی را برای پیاده سازی شریعت اسلامی در جامعه آوردند؛ به همین خاطر امام در آن زمان با صراحت فرمودند: «من به جمهوری اسلامی رأی می دهم نه یک کلام بیشتر و نه یک کلام کمتر».

از شعارهایی که در انقلاب دادیم و از اهداف مهم ما بود و امروز هم به آن افتخار می کنیم؛ این بود که ما در کشور استقلال سیاسی داشته باشیم. نوکر آمریکا و انگلیس نباشیم و بیگانگان برای مان تعیین تکلیف نکنند؛ سرنوشت ما را آن ها تعیین نکنند؛ اموال ما را نبرند؛ سابقه انگلیس و آمریکا را در کشور نگاه کنیم، همه جا جز ظلم و تحقیر، چیز دیگری از انگلیس و آمریکا به مردم ما و مملکت ما تا به امروز نرسیده است. اگر امروز حرکتی انجام دهیم که در راستای اهداف و منافع دشمنان تاریخی ما باشد، سزاوار است؟ خوب طبیعی است که اگر کسی در کشور به گونه ای گام بردارد که استقلال سیاسی کشور را خدشه دار کند بدونِ شک در مسیر انقلاب امام و رهبری و شهدا و خواسته ی ملت حرکت نمی کند.

استغنای اقتصادی و عدالت اجتماعی جزء آرمان های انقلاب است

بعضی ها بر من خرده نگیرند که: آقای قالیباف! ما برای این که شکممان را سیر کنیم انقلاب نکردیم؛ ما برای تولید ثروت انقلاب نکردیم. من هم می گویم ما برای مال دنیا انقلاب نکردیم؛ ولی انقلاب اسلامی شد تا دین در جامعه پیاده شود و بگوید که دین امر اجتماعی است؛ دین شخصی نیست؛ دین اگر در قدرت قرار گرفت، دنیا و آخرت شما را با هم تضمین می کند. مگر می توانیم در سایه فقر نصیحت بکنیم و کشور را توسعه بدهیم؟ فقر در باورهای دینی، در احادیث و فرهنگ اسلامی نکوهیده است. از سوی دیگر پول دوستی و زراندوزی و اسراف هم نکوهیده است؛ ولی اسلام تولید ثروت را نفی نکرده است؛ پس استغنای اقتصادی هم موضوعیت دارد، عدالت اجتماعی هم موضوعیت دارد. ما نباید استغنای اقتصادی و استقلال سیاسی را فدای دیگری کنیم. نمی خواهم بحث فلسفی کنم که عدالت یا آزادی؟ همه انسان ها هم به آزادی و هم به عدالت نیازمندند. نمی توانیم بگوییم چون عدالت می دهيم باید آزادی را بگیریم؛ یا چون آزادی را می دهیم عدالت را می گیریم. استغنای اقتصادی و عدالت اجتماعی جزو آرمان های انقلاب است. ما معتقدیم که استقرار شریعت اسلامی در بستر جمهوری اسلامی، متضمن عدالت اجتماعی، استغنای اقتصادی، استقلال سیاسی، رشد علمی و رشد اخلاقی است. هرمسئولی باید در همین راستا به مسئولیت خود عمل کند و کارآمدی دین را در امور اجتماعی اثبات کند. مردم باید احساس کنند که این مجموعه رو به رشد، آینده ی روشنی دارد؛ ممکن است دیر و زود داشته باشد اما سوخت و سوز ندارد؛ اگر من شهردار تهران شدم بعد از 4 سال اگر احساس کنم وضع بهتر نشده، نمی توانم بگویم سرباز ولایت هستم، نمی توانم بگویم به دنبال آرمان شهدایم، یا دلسوز مقام معظم رهبری هستم. اگر بگویم ریاکاری کرده ام، کلاه برداری کرده ام.

نباید با ناکارآمدی خودمان، مردم را از انقلاب دل زده کنیم

به اعتقاد من بخشی از مبارزه با آمریکا و استقلال سیاسی در حوزه ی کارآمدی است. مردم توقع ندارند که همه مشکلات شان را من به عنوان شهردار حل کنم؛ ولی توقع دارند که بعد از مدتی احساس تغییر کنند. وضع بهتری را مثلا نسبت به شش ماه قبل ببینند. من هم وظیفه دارم هر روز از مشکلات مردم کم کنم. ما نباید با ناکارآمدی مردم را از انقلاب دل زده کنیم. خیلی از ما به نام دین، در اداره ی جامعه نقش داریم و نباید با ناکارآمدی دین را در جامعه به خطر بیندازیم. این همه مشکلات داریم؛ این همه تعطیلات داریم؛ یک سال است که انتخابات 22 خرداد اتفاق افتاده و هنوز پس لرزشه اش ادامه دارد. خسارتی که در این مدت به کشور وارد شده را چه کسی باید جواب بدهد؟ مگر ارث پدری از این مملکت می خواهیم؟ اگر قرار است مشکلات مردم را حل کنیم چرا از راه های منطقی این کار را نمی کنیم؟

هر كس به هر بهانه اي آبروي كسي را بريزد، در مدار انقلاب نيست

من افتخارم به این است که در فرهنگ بسیج و امام خمینی تربیت شده ام و این فرهنگ باید بتواند باری از دوش مردم بردارد. پس آنهایی که آرامش را از جامعه می گیرند، چه آنهایی که بد تصمیم می گیرند و بد 

مدیریت می کنند؛ چه آن هایی که ناامنی درست می کنند که نگذارند مدیریت کارش را بکند؛ هرکدام به نوعی چوب لای چرخ انقلاب می گذارند. دوستان انقلابی ما احساس نکنند که وضعیت خیلی پیچیده است؛ موضوع روشن است ما در جامعه ی اسلامی زندگی می کنیم و در شریعت اسلامی خیلی از احکام برای پایداری اخلاق در جامعه، صادر شده است. هر کسی که به هر بهانه ای بداخلاقی کند و آبروی کسی را بریزد، با کسی که در مدار انقلاب نیست هیچ فرقی ندارد. وقتی قدر این گوهر را نمی دانیم، این رفتارها هم ظاهر مي شود. اگر این گوهر را قدر بدانیم بروز نمي دهيم. همه ی اين ها به اين دليل است كه ما قدر گوهر انقلاب را نمي دانيم. اگرچه قبول داريم كه مشكلات وجود دارد.

مقام معظم رهبری در کشور ما فصل الخطاب است

وقتي در اين كشور شعار جمهوري ايراني داده شود، عليه لبنان و فلسطين سخن گفته مي شود، معلوم مي شود كه از  آرمان هاي انقلاب دور افتاده ايم. اگر هم با كسي اختلاف داريم شايسته نيست اين گونه شعار دهيم و اين رفتارها از ما سر بزند. وظیفه داریم در نظام اسلامی تلاش کنیم، کارآمدی دین در اداره جامعه را پیش ببریم و اهداف انقلاب را مبنا قرار دهيم و بدانیم و باور كنيم که فصل الخطاب همه چیز در کشور ما مقام معظم رهبری است. این را همه باید گردن بنهیم. تعارف هم نداریم. امام با صدايي بلند فرمودند: «تا زمانی که پشتیبان ولی فقیه باشید آسیبي به مملکت شما نمی رسد» و این انقلاب هم با دو عنصر ولايت فقيه و توحید کلمه، توانسته پيروز شود. وحدت جامعه در دست مقام معظم رهبری است و ما نبايد چشم از اين علم بر داريم. دشمنان انقلاب هم اینجا را هدف قرار گرفته اند؛ چون می دانند كه اگر بتوانند این محور را تضعیف بکنند به بقیه ی اهداف خود مي رسند و استقلال سیاسی کشور را خدشه دار می کنند.

در رفتار و كردار خود افراط و تفريط نكنيم

سخن آخرم اين  است كه هيچ كدام در رفتارها و كردارهاي خود افراط و تفريط نكنيم. در حوزه ی  نظري با عقلانيت و تدبر حركت كنيم، از ارزش ها فاصله نگيريم، مصلحت انديشي نكنيم و همچنان كه اميرالمومنين در نهج البلاغه فرموده است به هنگام عمل از مدار اعتدال خارج نشويم و متوجه باشيم كه تند روي ها، ما را به جايي نمي رساند. وحدت كلمه است كه در 22 بهمن آن  را نشان خواهيم داد.

و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته