ديدار اعضای مجمع هماهنگی پيروان امام و رهبری استان قم؛ با دکتر علی لاريجانی

 

 چكيده:

رئيس مجلس شوراي اسلامي در ديدار با اعضاي جبهه ي پيروان خط امام و رهبري استان قم ضمن سخناني، نخست به مسائل غير تشكيلاتي كه مربوط به عمران شهر است، اشاره مي كند و با توجه به زمان بر بودن اين امور و بضاعت تشكيلات، روند كارها را مثبت ارزيابي مي نمايد. وي سپس در بعد مسائل تشكيلاتي با اشاره به سابقه و ريشه دار بودن جبهه ي پيروان خط امام و رهبري، معتقد است كه استخوان بندي اين گونه تشكيلات كه از عمق ايدئولوژيك و سابقه ی سياسي برخوردار است، مي تواند از خودش صيانت كند و با ساماندهي صحيح و كار تشكيلاتي مانع از تك روي افراد گردد.

وي اين تشكيلات را يك تشكيلات فرهنگي ـ سياسي معرفي مي كند و آفت هاي چنين تشكيلاتي را غرور و يأس و نااميدي معرفي مي كند و معتقد است كه در شرايط فعلي به هيچ وجه نبايد منفعلانه عمل كرد.

دكتر لاريجاني در بخش اصلي سخنان خود به تبيين ويژگي هاي لازم براي تشكيلات و مؤلفه هاي كار تشكيلاتي مي پردازد. ايشان در اين بخش به پنج ويژگي مهم در اين زمينه اشاره مي كند كه عبارتند از:

داشتن قاعده مندي فكري در تشكيلات، و عدم تمسك به قدرت در امور؛

داشتن مرام اخلاقي براي تشكيلات، اعم از اخلاق فردي و اجتماعي؛

پرهيز از تك روي در امور و احترام گذاشتن به نظر ديگران و كار تشكيلاتي؛

مبنا قرار دادن روحانيت در فكر هدايت تشكيلاتي براي پرهيز از التهاب و التقاط؛

اهميت دادن به مسائل اصلي و پرهيز از طرح مسائل غير ضروري و فتنه انگيز.

وي در پايان توصيه مي كند كه تشكيلات با بهره گيري از آسيب شناسي دروني، اميدوارانه به فعاليت خود ادامه دهد و با تقويت ارتباط خود با روحانيت، نظرات رهبري را نيز مبنا قرار دهد.

بسم ا.. الرحمن الرحيم

از ديدار دوستان عزيز خيلي خرسنديم، باعث غبن ماست كه شما را نبينيم.

مطالبي كه برخي از دوستان طرح كردند مربوط به مسائل غير تشكيلاتي است و مقداري هم مربوط به تشكيلات مي شود.

 اموري كه مربوط به غير تشكيلات است ـ مثل آموزش و پرورش، آموزش عالي، مسائل قم و بي نظمي ها ـ درست است. من هم بارها به مسئولان مربوطه گفته ام. به من گزارش داده اند كه بهتر خواهد شد. بخشي هم مربوط به ساختار شهر سازي قم است كه بايد درست شود و مقداري هم در حوزه ی مقررات راهنمايي و رانندگي است.

كارها در هر بخشي پيش مي رود، ولي زمان بر است. من فكر مي كنم همچنان بايد مسئله آباداني و توسعه ی شهر قم را جدي بگيريم و تا اين مسئله حل نشود، وضع قم درست نمي شود. برخي تصور مي كنند كه اگر قم صنعتي شود، حوزه ی علميه را تحت الشعاع قرار مي دهد. اين تصور درستي نيست ؛چون مهاجرت به قم، به دلايل مختلف رخ مي دهد و اگر به اين مسئله نپردازيم حوزه ی علميه هم ضايع مي شود و مشكلات اجتماعي به وجود مي آيد.

به هر حال مقدار بضاعت شما در شهر، شرط تحقق اين امور است. فعلا تلاش مان را مي كنيم تا ببينيم خدا چه مي خواهد. البته اگر مديريت، پر توان تر بود، مي شد بيشتر كار كرد و موفق تر بود كه اين به نظر من بحث ديگري است.

امتياز تشكيلات ريشه دار

اما در مورد تشكيلات، شما انصافاً يك تشكيلات با سابقه و عميق و ريشه دار هستيد. به همين دليل مهم است قدر آن را بدانيد زيرا در فراز و فرودهاي امواج سياسي، احساسات گاهي حقايق را مي پوشاند، ولي استخوان بندي اين گونه تشكيلاتي كه از عمق ايدئولوژيك و سابقه سياسي برخوردار است، هميشه از خودش صيانت مي كند. طبعا در رقابت هاي سياسي هم هميشه مي خواهند رقيب را پس بزنند و كاري به امور القي و اين مدنيت مترقي كه بايد از ساز و كار تشكيلاتي برخوردار باشد، ندارند و هميشه اين آفت، باعث تكروي مي شود و عدم توجه به تصميمات جمعي، مشكلاتي را براي تشكيلات ايجاد كند، ولي افرادي كه در كار سياسي با سابقه اند و ساماندهي تشكيلات شان ريشه دار است براي خود اصولي دارند و به اين مسائل و بادهاي موسمي سياسي توجه نمي كنند.

آفات تشكيلات فرهنگي ـ سياسي

چون جنس تشكيلات شما فرهنگي ـ سياسي است، دو چيز مي تواند براي چنين تشكيلاتي مضر باشد: يكي غرور است كه ممكن است تخريب كننده باشد. تشكيلات سياسي اگر دچار پديده غرور شود بنا به سنت الهي خود به خود ضايع مي شود، خدا نيز اينها را نمي پسندد، چه تشكيلات سياسي، چه سياست مداران مغرور.

عامل دوم يأس و انفعال است. تشكيلاتي هم كه دچار يأس و انفعال شود با دست به دالاني مي رود كه مقدرات، او را سرازير مي كند.

بايد از اين دو ويژگي حتماً پرهيز كرد. در واقع ما بايد بر اساس يك الگوي اسلامي حركت كنيم تا به تشكيلاتي كه هدف گزاري هاي درست دارد صدمه نزند.

عدم انفعال تشكيلات در شرايط كنوني

به نظر بنده در هيچ شرايطي خصوصاً در شرايط فعلي نبايد مشكلات براي انفعال تشكيلات، متمسك شود. ممكن است هياهو، بحث ها و تكروي ها وجود داشته باشد، ولي نبايد اين ها عاملي شود براي انفعال. ما از منظر يك مسلمان و افرادي كه در حوزه سياست نقش داريم، وظايفي داريم. اين وظايف هر زماني مي تواند خصوصيتي داشته باشد، ولي هيچ موقع نمي تواند مبناي انفعال باشد. به عقيده ی بنده در شرايط حال، حضور فعال داشتنِ شما بايد به نحو مضاعف باشد؛ يعني بايد مسيرهاي درست را نشان بدهيد و مبنا در آن مسيرها، فكر رهبري و نظرات ايشان باشد. بايد حضور داشت و فكر كرد و براي حوادث توجيه و راه حل پيدا نمود.

ويژگي هاي لازم براي تشكيلات

نكته اول داشتن قاعده مندي فكري است. گاهي در حوادث بعد از انقلاب ديديم كه گروه ها قاعده مندي فكري را از دست مي دهند و به قدرت تمسك مي كنند. هيچ وقت حزب قدرت، حزب پايداري نيست. قبل از انقلاب هم اين را شاهد بوديم. اينها باد مي كنند و به سرعت هم بادشان خالي مي شود. به دليل اين كه قاعده مندي فكري شان ضعيف است. به جاي قاعده مندي فكري به قدرت تمسك مي كنند. به نظر من بايد اين موضوع را به درستي تبيين كرد و ايستادگي هم نمود، چه از نظر وجوهات فردي كه افراد با توانمندي ذهني خوب در مسائل حضور داشته باشند و چه در حوزه های اجتماعي .

 نكته ی دوم داشتن يك مرام اخلاقي است. به نظر من تنها چيزي كه در شرايط فعلي كشور در مورد نيروهاي سياسي در حال سايش است، نداشتن مرام اخلاقي است؛ اعم از اخلاق فردي و اجتماعي. بي موالاتي تعمدي در حرف زدن در مباحثي كه مطرح مي شود يا دروغ گفتن كه به هر عنوان كه باشد چيز عجيب و غريبي است و براي يك حوزه ی بسيار كوچك هم مي تواند مضر باشد، براي خود فرد و همچنين رابطه فرد با خدا. اگر كسي با عنوان اصولگرايي مرتب به نفي ديگران و اثبات خود و تهمت زدن بپردازد، اين در واقع يك فاجعه ی شخصيتي است.

من گاهي مي بينم كه مغالطه اي در اين قضايا و در تفكرات اسلامي مي شود: انسان به خاطر اين كه به نفس خودش كاملا وقوف دارد و به همه ی زواياي مختلف آن آگاه است، نسبت به نفس خودش بايد سخت گير باشد، اما نسبت به ديگران چنين شناختي نداريم و بايد از آثار و افعالشان بتوانيم تشخيص دهيم. به همين دليل هميشه مي گويند نسبت به قضاوت ديگران كه جزء اخوان هستند بايد حمل به صحت كرد؛ يعني در فعل كسي نبايد يك  مرتبه سخت گيري كنيم، بلكه بايد گفت علي القاعده شخصيت مقبولي دارد.

 بنده فكر مي كنم برعكس شده، عده اي نسبت به نفس خودشان خيلي سهل گيرند، با اينكه وقوف به زواياي مختلفش دارند، و نسبت به ديگران سخت گيرند، در حالي كه سنت فكري ما عكس اين است. متأسفانه اين روش غلط باعث شده برخي با شهامت در نفي گروه هاي مختلف اسلامي كه اصولگرا هستند اتهام مي زنند، ولي مبناي عقلايي اين نيست. ما نبايد دچار اين مغالطه باشيم. لازمه ی مقام اخلاقي پرهيز از اين مسائل است.

نكته سوم اين كه در امور تشكيلاتي بايد از تك روي پرهيز كرد. برخي تسلط در فكر فردي دارند كه مانع از حركت جمعي مي شود. در كار تشكيلاتي احتياج به احترام گذاشتن به ديگران است. اين كه افرادي در حوزه ی سياست بخواهند يا فكر خودشان غالب باشد و يا تشكيلات را از بين ببرند و تجزّي ايجاد كنند، يك فكر بدوي است. هركسي مي خواهد وارد سياست شود الفبايش اين است كه به افراد مختلف احترام بگذارد. ما بايد يك مرام نامه ی اخلاقي در مسائل سياسي و فكري داشته باشيم.

نكته چهارم اين است كه در شرايط فعلي ـ قبلا هم اين جور بود ـ ما بايد در فكر هدايت تشكيلاتي، روحانيت را مبنا قرار دهيم. بسياري از انحرافاتي كه در گذشته براي تشكيلات سياسي به وجود مي آمد به خاطر دور شدن از اين مبنا بود.

روحانيت از تخصص در فهم دين برخوردار است. ما حتما بايد اين را مبنا قرار دهيم. اين طور نيست كه جمعي بنشينند دور هم و احساس كنند كه مي توانند يك قاعده ی ديني براي خودشان وضع كنند. قاعده ديني را متخصصين مي گذارند؛ يعني مراجع و علما و فضلا و ما بايد اين را مبنا قرار دهيم.

بعضي از انحرافات كه گه گاه در مسائل فرهنگي امروزه هم ديده مي شود متأثر از اين است كه تصور شده ما نيازمند چنين مبنايي نيستيم، اين خسارت بسيار بزرگي است. چه قبل و چه بعد از انقلاب گروه هايي كه مسيرشان را از تخصص ديني جدا كردند دچار التهاب و التقاط شده اند. خلط كردن بعضي از حالات نفساني شخص با مسائل اصلي شريعت، يك خلط بسيار ناسالمي است. هر كسي مي تواند يك حالت خاص ديني داشته باشد، ولي اين ربطي به مباني فهم شريعت ندارد. كسي كه مي خواهد طريق خاص خودش را مشخص كند، راهش اين است كه با روحانيت ارتباط داشته باشد. من فكر مي كنم شما در اين جهت چون در حوزه ی علميه ی قم هستيد بايد خيلي نمونه باشيد. ديگران هرچه مي خواهند بگويند.

نكته ی آخركه پر اهميت است اين است كه مسائل كشور اقتضا مي كند گاهي انسان بعضي از مسائل خرد را ناديده بگيرد. ما در مسائل سياسي و فرهنگي دچار آفت هايي هستيم، كه برخي مربوط به كج انديشي و برخي مربوط به برجسته كردن مسائل فرعي و نديدن مسائل اصلي است. راه مصون ماندن از اين آفت اين است كه شما ديدباني و رصد درستي از حوادث داشته باشيد. بقيه هم با همان اصول و قاعده مندي فكري و سياسي اين حركت را دنبال كنند.

 متأسفانه بعضي از رفتارها و بزرگ نمايي هاي امور جزئي باعث مي شود كه ذهن ها از مسائل اصلي كشور باز ماند؛ مثلا در شرايط فعلي فرض كنيد كه ما مسائل داخلي و بين المللي داريم. در راهنمايي رهبر معظم انقلاب هم معلوم است كه ما اگر روي توسعه وآباداني كشور و ساماندهي فرهنگي به درستي وقت نگذاريم، يك راه ناصوابي را مي رويم. با اين حال بسياري از مسائلي كه در كشور مطرح مي شود از جنس مسائل سياسي و داخلي و خارجي است و در آن مشاجرات به وجود مي آيد و انسان وقتي اين را در يك تراز بزرگ تر مي گذارد يا از دور به صحنه نگاه مي كند، مي بيند حد اين امور اين همه قيل و قال ندارد، اما چون با يك پمپاژ سياسي رسانه اي همراه مي شود، ذهن را از مسائل اصلي منحرف مي كند و اين ضايعه ی بزرگي است. جامعه اي كه مي خواهد حركت منسجم داشته باشد، بايد آحاد جمعيت آن فكرشان متمركز به مسائل اصلي باشد. شما هم بايد دقت كنيد تا گرفتار فضاهاي القايي نشويد.

چند توصيه

در شرايط فعلي جريان تشكيلاتي شما كه اصالت هم دارد، بايد با اميدواري ادامه دهد. يك نوع آسيب شناسي هم در درون داشته باشيد؛ چون مبناها، مبناهاي درستي است. پيكره ی اصيل اسلامي را رعايت كنيد و با روحانيت در ارتباط باشيد و راهنمايي هاي رهبري را مبنا قرار دهيد كه البته هميشه اين گونه بوده ايد. اين ها از تشكيلات صيانت مي كند ولي كافي نيست و بايد طراحي هاي لازم براي گسترش و ساماندهي تشكيلات داشت.

توصيه من اين است كه تحت تأثير امواج احساسي نباشيد و بيشتر به فكر اين باشيد كه خلأ ها كجاست و چگونه ساماندهي مي شود. به مرور اين امواج فروكش مي كند و كيمياها بروز پيدا مي كند. برداشت من اين است كه اگر تشكيلات شما در ذيل يك حركت اصيل روحانيت شكل گيرد و ساز و كارهاي درست داشته باشيد، اين خودش را بروز مي دهد. من هم در خدمت شما هستم و علاقه مند به اين تشكيلات مي باشم تا ان شاءا... گام هاي بلندي را برداريم.